حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش جامجم، سوم مرداد سال 1388 ماموران کلانتری جامی 129 تهران از قتل زن جوانی در دفتر یک وکیل دادگستری در خیابان استاد نجات اللهی اطلاع یافتند.
با حضور ماموران و بازپرس ویژه قتل، آنها با جسد زن جوانی به نام بهاره روبهرو شدند که با ضربههای چاقو به قتل رسیده بود. کارآگاهان ابتدا به تحقیق از منشی دفتر وکالت پرداختند که او گفت: مقتول همراه مردی برای انجام کار حقوقی به اینجا آمده بود. رفتار آنها خیلی عادی بود اما پس از مشاجره با هم درگیر شدند و مردی که زن جوان را همراهی میکرد، او را با چاقو به قتل رساند.
با حضور کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی و بازپرس ویژه قتل، تحقیقات از همسر بهاره آغاز شد که او با قبول اتهاماتش گفت: چهار سال پیش با بهاره آشنا شدم و خیلی زود ازدواج کردیم و صاحب پسری شدیم. اما بهاره به من و فرزندمان توجهی نداشت و بیشتر وقت خود را با دوستانش میگذراند و بر سر همین موضوع با هم اختلاف داشتیم بارها به او تذکر دادم اما توجهی نکرد. من هم که از کارهای زنم کلافه شده بودم، او را طلاق دادم و همراه پسر کوچکم به شهر باکوی جمهوری آذربایجان رفتم. در آنجا مشغول کار شدم و با یک زن باکویی ازدواج کردم. وی ادامه داد: خانواده بهاره مدام پیغام میفرستادند که تکلیف زندگی دخترشان را در ارتباط با پسرمان روشن کنم. به همین دلیل به تهران برگشتم و این بار با بهاره به صورت موقت عقد کردم و با هم به باکو رفتیم. اما بهاره همچنان سر ناسازگاری داشت. او با هماهنگی سفارت ایران به تهران برگشت و راضی به جدایی شد. من هم یک هفته پیش به تهران آمدم و قرار شد صیغهنامه را فسخ کنیم.
متهم افزود: وقتی به اتفاق بهاره به دفتر وکیل رفته بودیم تا جدا شویم، پدرش اعصابم را به هم ریخت و با یکدیگر درگیر شدیم و من نیز او را کشتم.
پس از این اعترافات و بازسازی صحنه جنایت، محمد (متهم) در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد. قضات شعبه ششم دیوان عالی کشور نیز حکم قصاص را تائید کردند. پرونده این جنایت هماکنون به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شده و شمارش معکوس برای اعدام وی آغاز شده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....