گویا توجه نداریم که گونهای دیگر از محاسبات هم وجود دارد که میتواند بیش از روشهای اقتصادی و دستکم هم تراز آنها به کاهش قیمتها کمک کند. سخن از «اخلاق» است؛ اخلاقی که میتوان آن را مترادف «انصاف» که در سالهایی نهچندان دور زینتبخش کسب و کار ایرانی بود، دانست. پرسش بزرگ این است که این اخلاق تا چه حد در این روزهای کسب و کار ما حضور دارد؟ تولیدکننده، واردکننده، بنکدار، توزیعکننده و سرانجام مغازهدار وقتی به حساب و کتاب عرضه و فروش جنس خود به غیر میرسند، چه سهمی از انصاف و اخلاق را در آن لحاظ میکنند و چقدر مراعات مردم را میکنند؟ چقدر به این میاندیشند که در حین کسب و کار هم میتوان راهی برای کاهش هزینهای به نفع مردم پیدا کرد؟ چقدر به برکت در کسب و کارشان معتقدند؟ چقدر وقت میگذارند که فکر کنند سهم دادن به منافع خلق خدا در سبد سودشان، دستهای نامرئی توزیع رزق و روزی الهی را طوری به کار میاندازد که «یک بدهند، صد میگیرند»؟شاید عدهای که زیاد هم هستند، فکر کنند شرایط و مقتضیات زندگی و اقتصاد نوین و علمی این جنس حرفها را قدیمی و موزهای کرده است و دیگر زمان آن گذشته است و تکنولوژی شرایط پیچیده زندگی لوکس و تجملخواه مجال این حرفها را نمیدهد ، لذا اخلاق را باید در قصهها جستجو کرد. غافل از این که این حرفها بهانهای بیش نیست.
چرا که شرایط روز و اقتصاد مدرن مشغلههایی که هر یک از ما لاجرم به آن مبتلاییم، واقعیت و کارکرد اخلاق و حاکمیت برکت و انصاف بر کسب و کار را نفی نمیکند و کماکان بهترین راهحل برای کاهش قیمتهاست. آنجا که ورای هر حساب و کتاب و سود و زیانی منافع خلق خدا، منافع تولیدکننده و واردکننده و بنکدار و فروشنده و مغازهدار به حساب بیاید و همه از برکت الهی حاصل از این خوشنیتی، سفرههایی حلال و پربار را در برابر عزیزانشان بگسترانند.
سیدعلی دوستی موسوی
گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم