حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آینههای غبار گرفته مستندی پژوهش محور است که بر مبنای پژوهشی سترگ و چندین ساله، زیر و بم تاریخ روزنامه و روزنامهنگاری، ریشهها، خاستگاهها، موانع و آدمهای مهم و تاثیرگذار این حرفه پردردسر را مرور میکند. از این منظر باید چنین مستندی را به عنوان سندی مهم و تاریخی که در حافظه کمحجم بصری ما ثبت شده جدی گرفت. بویژه آنکه در زمینههای گوناگون با معضل کمبود یا نبود منابع مستند تاریخی مواجهیم. فیلم مسیر روایتش را از آغاز روزنامهنگاری دولتی در عصر قاجار آغاز کرده، ورود روزنامهنگاران آزاداندیش و روزنامههای مبارز عصر مشروطه را به عنوان سرآغاز کشاکش دائمی روزنامهنگاری و مطبوعات با حاکمیت آن دوره برجسته ساخته و فراز و نشیبهای روزنامهنگاری را با وقایع تاریخی کشور مقابله میکند تا از زاویهای متفاوت این ماجرا را روایت کرده باشد.
فیلم به لحاظ بصری قالب کلیشهای و کلاسیک یک گزارش رسمی و اداری دارد. آنچه میان آینههای غبارگرفته با مستندهایی دارای لحن گزارشی و رسمی فاصله میاندازد لحن طنزآلود و لهجه شیرین آذری قنبری هم نیست، بلکه تحلیل تاریخی و پیچ و خمهای روایتی گفتار متن است که در پشت آن هم رندی ویژه قنبری به چشم میخورد وگرنه فیلم به لحاظ تصویری فیلمی خشک و کمتنوع است که با نمایش تصویر نسخههایی باقیمانده از صدها روزنامه منتشر شده در ایران ـ در بازه زمانی به طول یک و نیم قرن ـ در کنار معدود فیلمهای باقیمانده از آن دوران و وقایع مهم تاریخی این بازه زمانی، اندکی کسالتبار به نظر میرسد. لحن گفتار متن مستند آینههای غبار گرفته با چاشنی طنزی رندانه همراه است و در هر بزنگاه تاریخی بخصوص در مقاطع پرتلاطم سیاسی، در کنار گزارش احوال موجود تحلیلی شخصی و زیرپوستی هم ارائه میدهد که موسیقی متن ساخته شده فیلم (اثر مهران پورمندان) هم بازیگوشانه این رندیها را همراهی میکند. در حقیقت قنبری میکوشد همچون نام فیلمش به جای آنکه خشک و عصا قورت داده مقابل آینه تاریخ مطبوعات ایران بایستد، خیلی راحت و صمیمی «ها»یی به این آینه غبارآلود و کدر بکند و بعد با سر آستینش دستی هم بر آینه بکشد و با نگاهی خریدار اما تیزبین و منتقدانه آن را برانداز کند.
مازیار فکریارشاد/ جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....