در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امینی معتقد است که کار در سینما و تلویزیون بدون شک نمیتواند بیحادثه باشد و به عنوان نمونه 2 مورد از حوادثی که برایش اتفاق افتاده، نقل میکند:زمانی که سر فیلم آقای امیر قویدل بودم، در یک سکانس باید از 12 پله پرت میشدم، قرار بود 4 پله اول و آخر را خودم بازی کنم و 4 پله وسط را بدلکار. 4 پله اول را چنان طبیعی زمین خوردم که آقای قویدل رنگ از رخسارش پریده بود. برای 4 پله آخر مقداری ابر و اسفنج دور بدنم پیچیدند، اما باز هم من آنقدر طبیعی و ناگهانی زمین خوردم که متاسفانه سرم به رادیاتور پایین پلهها اصابت کرد! شانس آوردم که رادیاتور به پشت سرم خورد و فقط ورم کرد و با اینکه درد زیادی داشتم چون آقای قویدل خیلی ترسیده و نگرانم بود گفتم چیزی نشده و حالم خوب است. یکبار دیگر هم برای یک فیلم به زاهدان رفته بودیم. هوا به طور وحشتناکی سرد بود. آنقدر که حتی با شال و کلاه و چند دست لباس باز هم از سرما یخ میزدیم، اما من مجبور بودم وانمود کنم تابستان است و با لباس تابستانی ماشین هل بدهم و کارهایی از این قبیل! متاسفانه بعد از این جریان به عفونت کلیه دچار شدم. امیدوارم عوامل پشت صحنه با فراهم کردن شرایط بهتر برای بازیگران از این قبیل حوادث جلوگیری کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: