در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران به عنوان هفتمین کشور پرجاذبه جهان از سوی یونسکو همواره یکی از گزینههای گردشگران خارجی بوده است.
این مهم وقتی بیشتر در نظر میآید که میزان گردشگران خارجی در ایران به صورت آمارهایی از سوی سازمان میراث فرهنگی اعلام میشود و البته این تعداد کمتر از آنی است که برای هفتمین کشور پرجاذبه جهان متصور هستیم.
در آخرین اظهارنظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ورود 7.5 میلیون گردشگر به ایران خبر داده شد. این خبر از دید بسیاری از کارشناسان و دستاندرکاران گردشگری کشور جز رویایی شیرین برای این صنعت بیرمق در ایران نبوده است.
این ادعا زمانی مطرح شده که هنوز همین فعالان عرصه گردشگری به آمار و ارقام ارائه شده قبلی به دیده تردید مینگرند، طبق آمار قبلی و به گفته اسدالله محمدپور به خبرگزاری فارس، مدیرکل حوزه ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران توانسته حدود 3.5 میلیون گردشگر را پذیرایی کند، فعالان عرصه گردشگری عنوان کردهاند که هیچ نشانی از تحقق این تعداد گردشگر در دست نیست و آثار و علائم حضور این تعداد گردشگر در هیچ کدام از مراکز گردشگری ایران مشاهده نشده است.
در این گزارش سعی شده است طبق داشتههای امکانات گردشگری ایران، این گفته مسئولان میراث فرهنگی بررسی شود.
بسیاری از فعالان عرصه گردشگری این رویای شیرین را همانند خواب زمستانی برای صنعت گردشگری کشور میدانند که متاسفانه پس از بیداری تعبیری بسیار ناگوار دارد.
به این صورت که در خوشبینانهترین حالت اگر هم موفق شویم تا آخر سال 91 این تعداد گردشگر یعنی 7.5 میلیون گردشگر را به ایران بیاوریم یا حتی از چین وارد کنیم! هرگز زیرساختهای مناسبی برای پذیرایی و اقامت آنها در کشور نداریم و باعث ثبت خاطرهای بسیار نامناسب در ذهن آنها از ایران یعنی هفتمین کشور پرجاذبه جهان میشویم که این تصور منفی تاثیر ناگواری برای گردشگری ایران در بلندمدت دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که بیشتر کشورهای جهان با داشتهها و نداشتههای خود سعی در انتخاب برند گردشگری مناسبی برای خود دارند و میخواهند نامی نیک در ذهن گردشگران ورودی به کشورشان به ثبت برسانند تا با تکرار این شعار یاد خاطراتی خوش و مطبوع در ذهن آنها باشد، اما ظاهرا با تصوری نادرست از توانمندیهای گردشگری ایران برخی از مسئولان و دستاندرکاران صنعت گردشگری قصد دارند با یک تصمیم شتابزده ضربهای مهلک به پیکره بیرمق گردشگری کشور بزنند.
گردشگران بدون جای خواب
تصوری نادرست در مورد زیرساختهای گردشگری ایران از مدتها پیش وجود داشته است، اما متاسفانه هنوز هم به این تصور دامن زده می شود.
وعده ورود این تعداد گردشگر زمانی مطرح شده که در سال 88 طبق اعلام اتحادیه هتلداران ایران، هفتمین کشور پرجاذبه جهان تنها حدود 650 هتل یا مرکز اقامتی در اختیار دارد و حتی اگر از سال اعلام این آمار تاکنون شاهد رشدی 20 درصدی در این آمار باشیم که به عقیده همین ارگان این رشد را نداشتهایم و صنعت هتلداری در ایران در خطر ورشکستگی است، امروز باید چیزی حدود 800 مرکز اقامتی داشته باشیم که با تقسیم این تعداد بر تعداد استانهای کشور و مراکز گردشگری آن درمییابیم که واقعا امکان پذیرایی 7.5 میلیون گردشگری برایمان میسر نیست بنابراین آیا واقعا ایران که قرار است میزبان 7.5 میلیون گردشگر باشد تخت خالی برای اقامت آنها که مهمان ما خواهند بود، دارد؟ در حالی که بسیاری از مسافران داخلی برای دسترسی به هتل یا اماکن اقامتی مناسب در فصل سفر هنوز دچار مشکل هستند.
7.5 میلیون پیاده نظام گردشگری
با نگاهی کلی درمییابیم که در اولین گام هنوز حتی برای تعبیر این رویای شیرین در ذهنمان هم ناتوان ماندهایم چه رسد به واقعیت امر که ظاهرا مسوولان به این نکته کوچکترین اهمیتی ندادهاند. اگر از هتلها و جای خواب گردشگران ورودی بگذریم و اصل را بر مهماننوازی مردم ایرانزمین که در خانههایشان به روی مهمان باز هست بگذاریم به دومین معضل یعنی سیستم حمل و نقل خواهیم رسید که خود مشکلی بسیار جدیتر از قبل برای گردشگری ایران شناخته شده است.
شاید ورود 7.5 میلیون گردشگر به ایران با کمک ایرلاینهای خارجی کاری آسان باشد، اما آیا واقعا کشور عزیزمان توان تامین وسیله ایاب و ذهاب برای ماهانه حدود 700 هزار گردشگر را دارد؟ در صورتی که اگر همین امروز هر کدام از ما قصد سفر به مشهد مقدس را داشته باشیم با معضل نبود صندلی خالی در قطار یا هواپیما روبهرو هستیم.
شاهد مثال این مشکل برگزاری مسابقات جام ملتهای اروپاست که در کشورهای لهستان و اکراین از هفته پیش در حال برگزاری است.
به گفته مسوولان گردشگری و برگزارکنندگان این رویداد مهم ورزشی دو کشور یاد شده برای این مدت پیشبینی کردهاند بتوانند حدود 800هزار گردشگر را به واسطه این مسابقات به سمت خود جلب کنند و هر دو کشور با هم برای ایجاد زیرساختهای پذیرایی از این تعداد گردشگر حدود 19 میلیارد یورو هزینه کردهاند تا زیرساختهای لازم از قبیل سیستم حملونقل و اقامت گردشگران را فراهم کنند آنها تمامی سیستم حملونقل هوایی، دریایی، ریلی و زمینی خود را نوسازی کردهاند.
بهعنوان مثال با توجه به بعد مسافت بین دو کشور میزبان سیستم حملونقل ریلی بین دو کشور دارای متوسط سرعت 160 کیلومتر برساعت شده است در صورتی که قرار بوده این سرعت بین 180 تا 240 کیلومتر در ساعت باشد، اما در کشور ایران متوسط سرعت انتقال مسافر چقدر است؟ یا اصلا قطارهایمان چه تعداد مسافر را جابهجا میکنند؟ اگر 7.5 میلیون گردشگر در ایران باشند به چه امکانات حملونقل عمومی نیاز داریم؟
اما سرمایهگذاری در این صنعت که هرگز آمار دقیقی از آن در دست نیست، میتواند به عنوان مهمترین دلیل ناتوانی ایران در جذب این تعداد گردشگر باشد.
همان طور که چند سطر قبل مطالعه کردید دو کشور میزبان جام ملتهای اروپا برای حدود یک ماه بازیهای فوتبال و آمادهسازی زیرساختهای آن و اقامت گردشگران و علاقهمندان به این ورزش مهیج از دو سال پیش تاکنون حدود 19 میلیارد یورو هزینه کردهاند تا فقط 800 هزار گردشگر را جذب کنند حالا سرمایهگذاری ایران در این زمینه برای جذب همین تعداد گردشگر ماهانه چقدر بوده است؟ دو کشور میزبان بازیهای جام ملتهای اروپا روی علاقه دوستداران فوتبال سرمایهگذاری کردهاند، ولی ایران به چه امیدی این رقم را اعلام کرده آیا واقعا پاسارگاد و سی و سه پل اصفهان با شرایط کنونی خود میتوانند این تعداد گردشگر را به سمت ایران جلب کنند، شاید هم مسئولان روی میدان نقش جهان اصفهان حساب ویژهای باز کردهاند، البته اگر تا آن زمان اعتبار جهانی خود را از دست نداده باشد؟ پس دوباره سوال اول مطرح میشود چگونه و چطور این آمار مطرح شده که تعجب همگان را برانگیخته است.
به عقیده برخی از فعالان این عرصه حتی اگر تیمهای ورزشی خارجی و کارگران و متخصصان خارجی را در کنار تجار خارجی که وارد ایران شدهاند بگذاریم تاکنون به این عدد نرسیدهایم چه رسد به دو برابر آن. از سوی دیگر حتی اگر اتباع افغان را که سالهاست در کنار مردم ایران زندگی میکنند به آمار گردشگران ایران اضافه کنیم باز هم دچار مشکل برای رسیدن به این تعداد گردشگر هستیم، بنابراین واقعا این عدد چگونه به وجود آمده است؟! فعالان عرصه گردشگری میگویند شاید مسئولان دولتی توانستهاند تعریف جهانی گردشگر را تغییر دهند و این عدد شیرین را محاسبه کنند.
پس ای کاش میتوانستیم واقعبینانه به توانمندیهای صنعت گردشگری ایران را که توان درآمدزایی هنگفتی برای کشور دارد بنگریم و همچون برخیدایهها باعث آزرده خاطری این صنعت نوظهور و شاد نشویم بلکه کمک کنیم تا این صنعت روی دوپای لرزان خود یعنی جاذبههای گردشگری ایران و سرمایهگذاری داخلی و خارجی بایستد و گام اول یعنی بازسازی و تامین زیرساختهای مورد نیازش را بردارد هرچند این کودک هنوز نامی به خود ندیده و از برند گردشگری در سطح جهان بیبهره مانده است.(جام جم - ضمیمه چمدان)
امید خراسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: