در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ظاهرا قرار بوده سری اول یک لحظه دیرتر را شما بسازید. درست است؟
قرار بود سری اول را من کار کنم، اما به دلیل همزمان شدن با ساخت سریال گمشده نتوانستم این سریال را کارگردانی کنم. وقتی قرار شد سری دوم ساخته شود خیلی خوشحال شدم و این کار را با کمال میل پذیرفتم.
با توجه به این پیش زمینه ذهنی چقدر نسبت به این کار شناخت داشتید؟
در سری اول من فقط فیلمنامهها را خواندم و نتوانستم بعد از ساخته شدنش کل سریال را ببینم. شناخت من از سری اول یک لحظه دیرتر فقط بر پایه فیلمنامه است، نه آنچه پخش شده است.
با این شناخت مقدماتی میتوانم بگویم در سری دوم گونه (ژانر)های کار متنوع شده است.
مضمون و جانمایه سریال ثابت است، اما موضوعات خیلی متفاوت شده است. ما در سری دوم، هم ملودرام خانوادگی داریم و هم موضوعات معماگونه و رمزآلود. در برخی قسمتها هم به سوژههای اجتماعی توجه کردهایم. الان به نظر میرسد داستانها متنوعتر است، اما اصلا منظورم این نیست که این سری بهتر است. آن سری را کارگردانان خوب و صاحبنامی کار کرده بودند.
شما در روند نگارش فیلمنامههای سری دوم چقدر مشارکت داشتید؟
هنگامی که میخواستم کار را شروع کنم، سه چهار تا از فیلمنامهها آماده بود. فیلمنامههای خوبی هم بود و برای اجرا به فرآیند پیچیدهای نیاز نداشت. بقیه متنها در طول مراحل تولید نوشته شد. طبیعتا چیزهایی را که به ذهنمان میرسید، به صورت گروهی روی کاغذ آوردیم.
برای این که بین این قسمتهای نسبتا مستقل ارتباط برقرار کنید، چه راهکاری داشتید؟
از اول به این فکر بودیم که باید مفهوم یا روح واحدی وجود داشته باشد و یک پیوستگی مفهومی، معنایی و حتی ظاهری این قسمتها را به هم وصل کند. اپیزودهای یک لحظه دیرتر را نه میتوان کاملا به هم پیوسته دانست و نه کاملا مستقل. در این سریال در عین حال که اپیزودها از هم مستقل هستند، ولی با یکدیگر ارتباط پیدا میکنند. مثلا در انتهای هر اپیزود آدمهای اپیزود بعدی به داستان وارد میشوند یا با یک جمله یا حتی تصویر از قصه به داستان بعدی وارد میشویم. یعنی به نوعی قصه جدید ما در همان اپیزود قبلی شروع میشود.
در زمان ساخت سریال در مصاحبهای اشاره کردید میخواهید تقابل خیر و شر را در بستر زمان نشان دهید. این نگرش با عنوان سریال یعنی یک لحظه دیرتر هم در ارتباط است. در این رابطه بیشتر توضیح بدهید.
هدف غایی یک لحظه دیرتر این است که بگوید افعال ما در زمان معنا و مفهوم پیدا میکند. بر اساس زمان معانی افعال ما ممکن است تفاوت پیدا کند. یک کاری که در زمانی خوب محسوب میشود، در زمان دیگری ممکن است همان معنا را نداشته باشد. یکی از رویکردها در این سریال پرداختن به این موضوع بوده است. البته این به این معنا نیست که ما لزوما در تمام قسمتها به این موضوع پرداختهایم.
یعنی در همه قسمتها تقابل خیر و شر باید وجود داشته باشد؟
الزاما نه. منظورم این است که درام در تقابل خیر و شر به وجود میآید. در بعضی قسمتها به طور صریح این موضوع را داشتهایم. در برخی قسمتها مثل اپیزود 4 با خیر و شری مواجه میشویم و پس از گرهگشایی میفهمیم هر دو عین خیر بودهاند. تصور اشتباه ما این بوده که در داستان شری وجود داشته است.
به نظر شما برای این که یک اثر نمایشی درونمایه اخلاقی پیدا کند، الزاما شخصیت خوب باید پاداش بگیرد و شخصیت بد مجازات بشود؟
قویدل: هدف سریال یک لحظه دیرتر این است که بگوید افعال ما در زمان معنا و مفهوم پیدا میکند. بر اساس زمان معانی افعال ما ممکن است تفاوت پیدا کند. یک کاری که در زمانی خوب محسوب میشود، در زمان دیگری ممکن است همان معنا را نداشته باشد
نمیشود با فیلمنامه اینطور برخورد کرد و یک حکم کلی و قطعی صادر کرد. باید ببینیم درام راجع به چه چیزی حرف میزند و هدفش چیست و چه نتیجهای میخواهد بگیرد. اساسا حکم کلی صادرکردن شجاعت بسیاری میطلبد.
ولی در سریالهایی که دغدغههای اخلاقی دارند، معمولا فیلمنامهنویس با شخصیت مثبت جلو میرود. درست است؟
بله،طبیعتا. اگر اینجور کارها را زیر مجموعه یک ژانر در نظر بگیریم، یکی از مولفههایش این است که ما با شخصیت مثبت جلو برویم و تقابلش را با شر ببینیم و بعد در گرهگشایی، نتیجه را ببینیم. البته ما در چند قسمت هم با شخصیت منفی جلو رفتهایم. اسم این روش را شاید بتوان برهان خلف گذاشت. یعنی ماجرا را از آن سوی شر میبینیم و بررسی میکنیم. اگر فعل و انفعالات آنگونه که شایسته است اتفاق نیفتد، چه ثمره ناپسندی خواهد داشت.
استفاده از این روش دوم جسارت بیشتری میخواهد؟
بله. به این خاطر که قصه باید در چارچوب ملاحظات روایت شود.
در این سریال به موضوعاتی اشاره میکنید که به زندگی روزمره مردم نزدیک است. مثلا مادری را نشان میدهید که آرزوی زیارت دارد، راننده تاکسی که پول مسافرش را برمیگرداند، خانوادهای که بر سر ارث و میراث دعوا میکنند.
قصهای که روایت میشود باید از بطن جامعه درآمده باشد و برای مردم ملموس باشد. اگر بتوانیم با قصههای ساده حرفمان را بزنیم، اتفاق خوبی افتاده است. مفاهیم پیچیده را هر قدر سادهتر بیان کنیم، نتیجه بهتری میدهد.
در چند قصه وجه مشترک آدمها این است که در برابر پول و ثروت ذات خودشان را نشان میدهند. به این مولفه چقدر فکر کرده بودید؟
یکی از اهرمهایمان این بوده است. باید سریال تمام شود تا بتوان درباره کلیتش حرف زد.
یکی از نکات مثبت سریال این است که مرحله تردید آدمها را بخوبی نشان میدهد. شخصیتها تصمیمهای ضربتی نمیگیرند و یکباره متحول نمیشوند. درست است؟
عصر حاضر عصر تردید و عدم قطعیت است. هر کاری که در این دوره و زمانه تولید بشود، از مولفههای زمان خودش تاثیر میپذیرد. این نکته طبیعتا در سریال جاری میشود.
به نظر شما یک لحظه دیرتر را میتوان در گونه (ژانر) دینی دستهبندی کرد؟
لزوما نمیتوان گفت این سریال دینی است. کار دینی تعریف جداگانهای دارد. این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است. اخلاق از دین نشأت گرفته است، اما وقتی بگوییم کار دینی است با معنای دیگری مواجه خواهیم بود. از طرفی ما سعی کردهایم پیامها و اندرزها در لایههای زیرین قصه باشد.
در ساختن یک سریال اخلاقی برای تلویزیون مسلما با محدودیتهایی مواجه هستید. این محدودیتها چقدر روی کار شما تاثیر گذاشت؟
مراعاتهایی که ملزم به اجرایش هستیم، مانع تولید کار خوب نمیشود. بعضیها از این غرولندها به عنوان سرپوش استفاده میکنند. مثلا میگویند اگر کارمان خوب نشد، به این خاطر بود که دست و بالمان بسته بود یا این که زمان و سرمایه نداشتیم. به نظر من اینها غرولند و بهانه است. در هر شرایطی میشود کار خوب تولید کرد. البته معنایش این نیست که من توانستهام و کار خوب تولید کردهام. من برای خودم این الگو را تعریف میکنم که تحت هر شرایطی باید بهترین چیزی که در توانم است، انجام دهم. درست است که هر ژانری مولفههای خودش را دارد، اما اینها مولفهها محتوم نیستند. به قول بتهوون هیچ قاعدهای وجود ندارد که برای بهتر شدن، نشود آن را شکست. در نهایت ارتباط برقرارکردن با مخاطب است که بیش از همه چیز اهمیت دارد.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: