از گلایه امام تا ملاحظات امروز

«من خوف این را دارم که مطالبی که آقای حجازی فرمودند درباره من، باورم بیاید. من خوف این را دارم که فرمایشات ایشان و امثال ایشان برای من یک غرور و انحطاط پیش بیاورد. من به خدای تبارک تعالی پناه می‌برم اگر برای خودم نسبت به سایر انسان‌ها مزیتی قائل باشم. این انحطاط فکری و روحی است. من در عین حال از آقای حجازی تقدیر می‌کنم که ناطق برومند و متعهد است. گله می‌کنم که در حضور من مسائلی را مطرح می‌کند که ممکن است باورم بیاید.»
کد خبر: ۴۸۰۱۵۴

این جملات، واکنش بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به سخنان مرحوم فخرالدین حجازی در خرداد 1359 است. در آن روز، مرحوم حجازی که خطیبی مبرّز و توانا بود و به عنوان نماینده اول تهران برگزیده شده بود، همراه بقیه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به دیدار امام رفته بودند و ایشان در محضر امام سخن ایراد کرد.

وی پس از بسم ­الله صحبت خود را با «بابی انت و امّی» آغاز کرد و با توصیفات ویژه از حضرت امام (ره) ادامه داد.

مشابه این مسأله یک بار هم از سوی عالم جلیل‌القدری تکرار شد و امام گلایه‌مندانه چنین فرمودند: «آن قدری که ما گرفتار نفس خودمان هستیم، این کافی است. دیگر مسائلی نفرمایید که در نفوس ما انباشته شود و ما را به عقب برگرداند. شما دعا کنید که ما دستمان به بواطن نمی‌رسد، لااقل به ظواهر عمل کنیم. من دعا می‌کنم که خدای تبارک تعالی ما را از قید و بند نفس اماره نجات دهد.»

در عین حال فراموش نمی‌کنم که در همان سال‌های اول پیروزی انقلاب اسلامی، آقای محمدعلی انصاری که از اعضای بیت حضرت امام(ره) بود، در یک اردوی دانشجویی، حدود سه ساعت به تبیین شخصیت امام خمینی(ره) در سه‌بعد شخصی و خانوادگی، عبادی و عرفانی و سیاسی و حکومتی پرداخته بود و نوارهای این جلسه بین ارادتمندان و عاشقان امام دست به دست می‌چرخید و هیچگاه هم شنیده نشد که امام در این مورد تذکر و نهی فرموده باشند.

شنیدن مطالب آن جلسه، امام‌شناسی را از یک مرحله صرفا احساسی و عاطفی و کاریزما به لایه‌های عمیق‌تر و آگاهانه‌تر ارتقا می‌بخشید و ضمنا درس آموز بود و شنونده را در تأسی به امام ترغیب می‌کرد.

23 سال از عروج ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و آغاز زعامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌گذرد و به نظر می‌رسد گفتن و نوشتن درباره شخصیت بی‌نظیر معظمٌ‌له همچنان گرفتار ملاحظاتی است.

ملاحظه تا جایی که سال گذشته در همین ایام، کنگره‌ای برای تبیین ابعاد شخصیتی رهبر انقلاب در لبنان برگزار شد و سیدحسن نصرالله در افتتاحیه آن، پرده از مظلومیت ایشان برداشت و گفت: «بسیاری در این امت هستند که از این شخصیت والا، آگاهی و شناختی جز اندک ندارند و به همین دلیل است که به جرأت می‌توانیم بگوییم که ایشان میان امت اسلام و حتی در ایران چقدر مظلوم هستند.»

رهبر حزب‌الله لبنان ادامه داد: «این مسوولیت ماست که این امت را با این شخصیت بزرگ و عظیم آشنا کنیم تا از آن بهره‌برداری لازم و شایسته را ببرند و از برکات وجودی چنین رهبری و چنین ولی فقیه و اندیشمند و متفکری برای حال و آینده و دنیا و آخرت خود مستفیض شوند».

موضوع ما در این نوشتار چرایی این مظلومیت نیست که در این باره قبلا نوشته‌ایم*، پرسش ما این است که این مظلومیت تا کی باید ادامه پیدا کند؟

ممکن است عده‌ای هنوز ضرورت این مهم را درک نکرده باشند و شاید برخی هم عدم رضایت رهبر معظم انقلاب را بهانه کنند .

بدیهی است کسی که در جایگاه ولی‌فقیه قرار می‌گیرد نباید از شنیدن و خواندن مدح خود، خرسند شود که خوش آمدن از ثناگویی و حتی صله دادن به ثناگویان، رسم ملوک و جبابره و طواغیت است ولی این ناخرسندی تکلیف دیگران را ساقط نمی‌کند.

در شرایطی که برخی هتّاکان وامانده، هراز چندگاه، نامه به اصطلاح سرگشاده‌ای می‌نویسند و گستاخانه و به‌دور از انصاف، لاطائل می‌بافند، ارادتمندان مطلّع باید، بگویند و بنویسند تا میدان برای هتّاکی فراخ نباشد.

از آنچه درباره امام خمینی (ره) گفتیم می‌توان نتیجه گرفت زمان، مکان و نحوه ورود به این موضوع در درست یا نادرست بودن چنین کاری، دخالت تام دارد لذا در شرایطی که افکار عمومی دنیای اسلام متوجه جایگاه و شخصیت رهبر انقلاب اسلامی است و محبوبیت ایشان روزافزون شده است، افراد مطلّع از ابعاد متنوع شخصیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای باید به شکل صحیح و به‌دور از مجیزگویی و مبالغه که سمّ مهلک این اقدام است به این مهم بپردازند.

افکار عمومی امت اسلام و در درجه اول داخل کشور باید رهبر خود را آن‌گونه که هست بشناسد تا ضمن افزایش دامنه پیروی، بر عمق آن نیز افزوده گردد.

* دلایل یک مظلومیت، جام جم، 23 خرداد 1390

مهدی فضائلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها