در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همیشه از شما به عنوان بازیگری یاد میشود که نقشهایش را با سختگیری انتخاب میکند. چه شد بازی در فیلم سینمایی چک را پذیرفتید؟
دلیل اولش این بود که میخواستم از تصویر کلیشهای که در فیلمها از من نشان داده میشد فاصله بگیرم. من سال گذشته درجشنواره فیلم فجر با 6 فیلم حضور داشتم که هرکدام ژانر متفاوتی داشت. به طور مشخص در مورد فیلم چک باید بگویم وقتی سناریو را خواندم، دیدم کمدی اجتماعی متفاوتی است. کارگردان، بازیگران و گروه سازنده بسیار خوبی داشت و به همین دلیل تصمیم گرفتم در این فیلم بازی کنم. البته قبل از بازی در چک با فرهاد آئیش در «یک عاشقانه ساده» همبازی بودیم که به وسیله ایشان به آقای راستگفتار معرفی شدم و زمینه همکاری ما شکل گرفت.
سال 90 برای شما سال پرکاری بود و در 7 فیلم ایفای نقش کردید. باتوجه به اینکه شما معمولا بازیگر پرکاری نیستید دلیل پرکاری امسالتان چیست؟ سناریوها خیلی خوب بودند یا شما احساس کردید به مرحلهای رسیدهاید که باید بیشتر دیده شوید؟
من سال 90 همان طور که شما هم اشاره کردید در 7 فیلم بازی کردم که 6 فیلم آن در جشنواره حاضر بود اما دلیل این پرکاری را باید از کارگردانهایی که از من برای بازی در فیلمشان دعوت کردند، سوال کرد. یعنی به طور کلی دلیل اصلی شاید همین خوب بودن نقشها و سناریوهای پیشنهادی باشد وگرنه برای من واقعا طول نقش مهم نیست، بلکه عمق نقش مهمتر است. به عنوان مثال من فقط در 2 فیلم چک و یک عاشقانه ساده نقشهای بلندی دارم وگرنه مثلا در فیلم «ملکه» تنها در یک سکانس حضور پیدا کردم. در واقع برای من بحث کیفیت مطرح است. میخواستم به خودم ثابت کنم که میتوانم نقشهای متفاوتی بازی کنم و از نقشهای کلیشهای دور شوم.
مثلا در فیلمی از آقای مهرجویی، 2 نقش متفاوت به من پیشنهاد شد. آقای مهرجویی نقش دکتر را برای من در نظر گرفته بودند، در حالی که خودم دوست داشتم آدم روستایی را بازی کنم. آقای مهرجویی میگفت قیافه تو اصلا شبیه آدمهای روستایی نیست. به همین خاطر خواستم فضاهای متفاوتی را در بازیگری تجربه کنم. در نتیجه وقتی در فیلم یک عاشقانه ساده، نقش یک روستایی نانوا به من پیشنهاد شد واقعا با کمال میل قبول کردم تا به خودم ثابت کنم میتوانم نقشهای متفاوتی را بازی کنم.
کارنامه کاری شما پر از نقشهایی است که نگاه عمیقی به زندگی دارند. این نقطه اشتراک در نقشهایی که انتخاب میکنید، از چه چیزی ناشی میشود؟
من حاضرم تنها در یک سکانس بازی کنم اما آن نقش دیده شود، تا اینکه در فیلمی نقش اول باشم ولی فیلم خوبی نباشد. از طرفی، به مقوله دوستی و رفاقت اعتقاد دارم و خیلی از کارها را فقط به دلیل دوستی و علاقهای که به کارگردان داشتهام، انجام دادهام. ولی نمیتوانم بگویم همه این آثار، فیلمهای تاثیرگذاری بودهاند.
با فیلمهایی که در جشنواره فیلم فجر بازی کردم قصد داشتم تا تصویر کلیشهای را که از من در فیلمها نشان داده میشد بشکنم
من تحصیلات بازیگری بالایی نداشتهام و بعدها فهمیدم مثلا بازی زیر پوستی یعنی چه. من همیشه خودم بودهام و نمیتوانستهام نقش بازی کنم و نقشهایی را باید میگرفتم که شبیه خودم باشد. اما به مرور زمان به این نتیجه رسیدم که میتوانم نقشهای متفاوتتری را هم بازی کنم و تکنیک بازیگری را در آنها داشته باشم. چرا که راه رفتن، حرف زدن و حتی نگاهکردن سینمایی با زندگی عادی فرق میکند و با اینکه هنوز فکر میکنم شاگرد هستم و همچنان مشغول یادگیری، اما توانستهام در این سالها کمی هم تکنیک بازیگری را یاد بگیرم.
در جریان افزایش دانش تکنیک بازیگریتان، کدام کارگردانان یا بازیگران بیشترین تاثیر را بر کار شما گذاشتهاند؟
من نمیتوانم از کارگردان مشخصی نام ببرم، اما در مجموع بعد از گذشت سالها به این نتیجه رسیدهام که کارگردان از بازیگر، بازی میخواهد و باید برایش تکنیک بازیگری را اجرا کنی. به همین دلیل سعی کردم این تکنیکها را به مرور یاد بگیرم.
در این سالها بازیگر خارجی خاصی هم الگویتان بوده است؟
خیر. من واقعا هیچ الگوی خاصی نداشتهام و همیشه با حس و بازی خودم جلوی دوربین میروم و هیچ کس برایم مدل نبوده است. چون هر کدام از بازیگران خارجی را که میبینید، دورههای بازیگری مختلفی را گذراندهاند. در حالی که من به مرور زمان و به واسطه حضور در فیلمهای مختلف، بازیگری را یاد گرفتهام. البته در کارنامهام کارهای ضعیف هم داشتهام و از همین کارهای ضعیف یادگرفتهام که باید چگونه بهتر بشوم.
در سینمای ایران بازیگران تجربی که بتوانند ماندگار شوند، کم داشتهایم. دلیل تداوم حضور شما در سینما چیست؟
من به مرور زمان چیزهای زیادی از دنیای بازیگری آموختم و نقاط ضعف تکنیکیام را تقویت کردم. من کلاس بازیگری نرفتهام که به من یاد بدهد باید حرکات بدنم یا فن بیانم چگونه باشد. حتی اوایل کارم نمیدانستم آکسانگذاری چیست. اما به مرور زمان یاد گرفتم چگونه آکسانگذاری کنم. البته دیدن فیلمهای مختلف و بازی استادان بازیگری میتواند در این یادگیری موثر باشد. شاید همراه شدنم با جریان بازیگری، دلیل ماندگاریام در سینما باشد.
بسیاری از مخاطبان، شما را با فیلم سینمایی طعم گیلاس میشناسند، در حالی که قبلتر سال 73 در فیلم کاکادو بازی کرده بودید. از طرفی هم فارغالتحصیل رشته معماری از ایتالیا هستید. اصلا حضور شما در سینما چگونه اتفاق افتاد؟
من با محمد نیکبین از دوران کودکی دوست و همسایه بودیم. بزرگتر که شدیم ایشان به آمریکا مهاجرت کرد و من هم به کانادا رفتم. یک روز تصمیم گرفتیم با هم به ایران برگردیم و در یک روز با هم به ایران برگشتیم. وقتی آقای نیکبین با خانم میلانی ازدواج کرد، برای بازی در فیلم کاکادو از من دعوت کرد. این فیلم اولین تجربه بازیگریام بود و
3 سال بعد آقای کیارستمی من را برای بازی در طعم گیلاس انتخاب کرد که همان زمان هم به ایشان گفتم من بازیگر حرفهای نیستم که البته بعد از این فیلم هم در فیلمهای دیگر بازی کردم.
فیلم چک یک کمدی بسیار ساده و صمیمی است. چقدر این فضای پشت صحنه کار در شکلگیری فضای صمیمی درون فیلم موثر بود؟
به قول آقای راستگفتار کارگردان چک، یک نما از سینمای سینما آن چیزی است که مخاطب روی پرده میبیند و 29 نمای دیگر پشت دوربین اتفاق میافتد و واقعا آقای راستگفتار غیر از اینکه کارگردان و جامعهشناس خوبی هستند، یک انسان کامل هستند و ثابت کرد کارگردان در عین اینکه باید تکنیک کارگردانی را بلد باشد باید خیلی از مسائل دیگر را رعایت کند و واقعا در این پروژه هیچ مساله بزرگ خاصی پیش نیامد و همه تا روز آخر یک تیم بودیم که این مساله بیشتر به دلیل وجود یک فرمانده خوب بود.
متاسفانه فیلم یکسری اصلاحیههایی خورده است که به واسطه آنها ارتباط برخی صحنهها با یکدیگر مفهوم نیست، اما در کل فکر میکنم چک فیلم خوبی است ولی اینکه چرا مردم به سینما نمیروند نکته عجیبی است که شاید یکی از دلایلش برگزاری امتحانات مدارس و دانشگاهها باشد. به هرصورت امیدوارم فضای کلی سینمای ایران بهتر شود و همه با هم آشتی کنند، چراکه سینمای ما واقعا در وضعیت بحرانی به سر میبرد.
برای سال 91 چه برنامههایی دارید و آیا امسال هم مثل سال قبل پرکار خواهید بود؟
برای سال 91 فیلمی با عنوان «یک دو سه، پنج» را بازی کردهام که فیلمبرداری برخی صحنههایش باقی مانده و قرار است طی روزهای آینده انجام شود. بعد از آن قرار است در یک سریال بازی کنم که چون هنوز قطعی نشده نمیتوانم اسم آن را بگویم. با پایان این کارها حتما برای دیدار خانواده و فرزندانم به کانادا خواهم رفت تا تعطیلات را کنار آنها باشم و اگر کار خوبی پیشنهاد نشود، توفیقی است که کنار خانوادهام باشم.
احسان هوشیارگر/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: