در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتاب «قله فریاد» در 10 بخش با عنوانهای «برادههای خورشید»، «نور ائمه(ع)»، «خادم کوچک»، «ماجرای آن عکس»، «سگ دیدهبان»، «مهر تائید»، «ناجی»، «پیشانی قله 290»، «گلدسته ضد انقلاب» و «خورشید در خون» نوشته شده است.
مولف در بخش نخست با عنوان «برادههای خورشید» زندگی شهید عاصیزاده را با نگاهی کلی مرور میکند تا مخاطب به واسطه آن شناختی درباره زندگی و گذشته این شهید پیدا کند و پس از آن روایتهای کتاب در قالب خاطره-داستان و 9 بخش قرار گرفتهاند.
بخش هشتم کتاب با عنوان «پیشانی قله 290» روایتی از حضور رزمندگان در منطقه کردستان به فرماندهی عاصیزاده در بر دارد که در آن آمده است: «عاصیزاده به سمت شیب پشت سنگرهای عراقی پا کشید و بعد از چند دقیقه بازگشت. خواست تا از راحت بودن جای بیسیمچی مطمئن شود. خسته بود و باید استراحت میکرد. خم شد توی سنگر و بیسیمچی را در خواب عمیق دید. دل دل کرد و دلش نیامد بیدارش کند. اورکت از تن درآورد و خواست روی او بیندازد. خم شد و بعد یکدفعه عقب کشید. چنان شوکه شد که توجهم را جلب کرد. جلو رفتم و توی سنگر به بیسیمچی نگاه کردم که آرام، مثل یک کودک، کف سنگر دراز کشیده بود و لکه روی سینهاش بزرگ و بزرگتر میشد. دقت کردم، ترکشی به قلب او اصابت کرده بود.»
ذبیحالله عاصیزاده در سال 1362 زمانی که فرماندهی ثیپ 18 الغدیر یزد و همزمان مسوولیت واحد اطلاعات عملیات لشکر 8 نجف اشرف را بر عهده داشت در روز هفتم محرم الحرام در منطقه غرب بانه، در حالی که نیروهای شناسایی را برای عملیات والفجر 4 هدایت میکرد، بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت رسید.
کتاب «قله فریاد» در قطع رقعی کوچک و 86 صفحه با شمارگان 10 هزار نسخه و بهای 15 هزار ریال توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.(ایبنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: