برنامه‌های کوتاه‌مدت نفس اقتصاد هنر را می‌برد

اقتصاد هنر یکی از دغدغه‌های مهم عرصه هنرهای تجسمی است. چندی پیش برگزاری اکسپوها و تصویب این قانون که 0.1 درصد بودجه نهادهای دولتی به خرید آثار هنری اختصاص پیدا کند، هنرمندان را به حل مشکلات عرصه اقتصاد هنرهای تجسمی امیدوار کرد.
کد خبر: ۴۷۷۳۴۱

اما بررسی‌ها حکایت از آن داشت که این اقدامات موثر واقع نشده‌ و نتوانسته‌‌اند مشکلی را حل کنند. در آستانه برگزاری اکسپوی 91 که 27 خرداد برگزار خواهد شد میزگردی با حضور ابراهیم حقیقی هنرمند گرافیست، عضو انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک، انجمن تصویرگران کتاب کودک و انجمن فیلمسازان مستند ایران، یعقوب امدادیان هنرمند نقاش و گالری‌دار و امیر عبدالحسینی دبیر برگزاری اکسپوی سال‌های 1387 و 88 برگزار کردیم تا نقش اکسپوها و همچنین بودجه مصوب مجلس شورای اسلامی در خرید آثار هنری و دلایل عدم کارآمدی این اقدامات را بررسی کنیم.

در بررسی اقتصاد هنر، گالری‌ها اولین و حساس‌ترین نقطه‌ای هستند که می‌توانند با عملکرد صحیح موجب فروش آثار هنری و رونق این بازار شوند. نظرتان درباره عملکرد گالری‌ها در ایران چیست؟

حقیقی: قدمت نخستین گالری در ایران به بیش از 60 سال نمی‌رسد، اولین گالری ایران آپادانا نام داشت که در سال 1329 محمود جوادی‌پور، هنرمند نقاش آن را تاسیس کرد. در حالی که گالری‌های حرفه‌ای در کشورهای پیشرفته، از اوایل قرن 20 فعالیت خود را آغاز کرده‌اند. پس گالری‌داری در ایران خیلی جوان است و طبیعی است که هنوز به بازده چندان مطلوبی نرسیده باشد. روند افزایش تعداد گالری‌ها در کشورمان هم در سال‌های پیش از انقلاب خیلی کند بوده است. اوایل پیروزی انقلاب شاید بیش از 10 گالری هم در کشور نداشتیم که همین تعداد هم در تهران متمرکز بوده‌اند. در حالی که طی سال‌های پس از انقلاب، این تعداد رشد چشمگیری داشته و هم‌اکنون بیش از 400 گالری مجوز فعالیت دارند. حتی اگر تصور کنیم که فقط نیمی از آنها فعال هستند، باز هم با رقم قابل قبولی مواجه هستیم.

عبدالحسینی: متاسفانه در کشور ما در میان مدیران فرهنگی و هنری و همین طور توده مردم، گالری‌داری به عنوان یک شغل در نظر گرفته نمی‌شود و بیشتر، آن را نوعی تفنن و سرگرمی می‌دانند که مورد علاقه قشر خاصی است. از سوی دیگر، نگارخانه داشتن، هم تخصص هنری می‌خواهد و هم سواد اقتصادی. متاسفانه بسیاری از مدیران گالری‌ها ممکن است یکی از این موارد یا هر دو را نداشته باشند. از بین حدود 400 نگارخانه مجوزدار، شاید 40 تا50 نگارخانه است که مدیرش به مقوله هنر و اقتصاد آن اشراف دارد. بر این اساس، بخش زیادی از جامعه گالری‌ها نه تنها به‌واسطه بی‌دانشی نسبت به اقتصاد و هنر کمکی به رونق بازار آثار هنری نمی‌کنند بلکه حتی آفت اقتصاد هنر می‌شوند. این گروه از گالری‌ها کارشان یا برگزاری نمایشگا‌ه‌های بی‌کیفیت و ارائه آثار نازل است یا قیمت‌گذاری کاذب و غیرکارشناسانه که در هر دو صورت به این عرصه آسیب می‌رسانند. اما در هر حال، نگارخانه‌ها اصلی‌ترین گزینه در جهت فعالیت‌های اقتصادی عرصه هنرهای تجسمی است که پویایی اقتصاد هنر، به عملکرد آنها وابسته است.

از نظر شما آیا مردم با گالری‌ها ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند؟

حقیقی: بله. همین که پذیرفته شده آثار از طریق گالری‌ها به نمایش گذاشته شود، بیانگر این است که ساز و کار درست کار را یاد گرفته‌ایم و جلو رفته‌ایم. حالا مردم دریافته‌اند که لزومی نیست اثر از خانه یا کارگاه یک نقاش تهیه شود. این بخشی از همین فرهنگ‌سازی است که در زمینه اقتصاد هنر به آن نیاز داریم. وقتی این فرهنگ‌سازی رایج شود، نمایندگان مجلس و دولتمردان ما هم به این نقطه می‌رسند که هنر در جوامع شهری امروز یک حرفه است و هنرمند باید به عنوان فردی که به یک حرفه اشتغال دارد، پذیرفته شود.

آیا باید منتظر ماند تا پیشرفت گالری‌ها مردم را به سمت خرید آثار هنری بکشاند یا این‌که باید فرهنگ‌سازی‌های دیگری انجام شود تا خرید آثار هنری برای مردم به یک نیاز بدل شود؟

امدادیان: نمی‌توان از مردم متوقع بود که در همین ابتدای مسیر، گام‌های بلندی بردارند، اما راه‌هایی وجود دارد که دولت می‌تواند با اعمال آنها به اقتصاد هنر در کشور کمک کند. مثلا قانونی وضع کنند که موسسات آزاد و دولتی 10 درصد از مالیاتی را که قرار است سالانه بپردازند، از یک گالری معتبر، اثر هنری بخرند، این سریع‌ترین راه برای ایجاد چنین درکی است.

یکی از راهکارهایی که برای رونق اقتصاد هنرهای تجسمی انجام شد، تصویب بودجه‌ای برای خرید آثار هنری از سوی نهادهای دولتی بود. این راهکار موفقیت‌آمیز بود یا خیر؟

عبدالحسینی: اولین بار این بودجه در سال 83 با قید اختیاری بودن خرید تصویب شد که به‌رغم تلاش‌های صورت گرفته در آن دوره، چندان موفق عمل نکرد. پس از برگزاری اکسپوها و فعالیت‌هایی از این دست، مصوبات بودجه‌ای دنبال شد. سال‌ها بحث بر سر این بود که بودجه‌ای برای خرید آثار هنری تصویب شود. اما راهکاری برای این که در صورت تصویب بر چه اساس و پایه‌ای باشد، ارائه نشد. حالا هم که این بودجه با پشت سر گذاشتن سختی‌ها و پیگیری‌های مجدانه و با قید اجباری بودن این خریدها تصویب شده، اگر استفاده بهینه‌ای صورت نگیرد، همین فرصت هم از دست می‌رود.

مسلم است که تصویب این قانون و برگزاری اکسپو بدون فرهنگ‌سازی نتیجه‌ای ندارد و تنها یک حرکت مقطعی محسوب می‌شود. در مصوبه سال جاری، قید اجباری شرایط بهتری را فراهم کرده و در این میان چند وزارتخانه هم وارد عرصه خرید آثار هنری خواهند شد. هر چند اغلب این وزارتخانه‌ها هم سازوکار و کارشناسان متخصصی (از منظر هنری و اقتصادی) برای خرید اثر ندارند. اما در هر حال حضور بخش دولتی و تصویب بودجه در رونق اقتصاد هنر و فرهنگ‌سازی برای خرید و فروش آثار هنری، بسیار راهگشاست.

گالری‌ها تا چه میزان می‌توانند در برگزاری اکسپوها سهیم باشند؟

امدادیان: اکسپوها فقط باید با حضور گالری‌دارها برگزار شود. مدیران برگزاری اکسپو نباید سراغ هنرمند بروند. اگر اکسپوها از طریق گالری‌دار پیش برود، علاوه بر طی شدن روند منطقی فروش آثار هنری، به طور متوسط در هر اکسپو 40 تا50 هنرمند از هر گالری به جامعه معرفی خواهد شد یعنی هم گالری‌دار می‌تواند هنرمند خود را پوشش دهد و هم ذهن هنرمند از بخش اقتصادی کارش جدا می‌شود. اگر گالری‌دار یا دلالان حرفه‌ای در این کار شرکت نکنند، اکسپو تبدیل می‌شود به جایی که هر کسی هر ملقمه‌ای را که دارد، برای فروش در آن عرضه کند.

یعنی گالری و اکسپو ارتباط متقابل دارند؟

امدادیان: اکسپو باید بهانه‌ای باشد که گالری‌داران بتوانند در آن با هم رقابت کنند. به این معنی که اکسپو به تنهایی هویتی ندارد و فقط باعث می‌شود چند گالری دور هم جمع شوند و آثار هنری را عرضه کنند.

عبدالحسینی: اکسپو یک حرکت مقطعی است. حتی بودجه‌ای که از سوی مجلس برای خرید آثار هنری توسط نهادهای دولتی مصوب شده نیز ممکن است مقطعی باشد. یعنی ممکن است این بودجه سال بعد تصویب هم نشود! البته امیدواریم که با استفاده مناسب از این امر، شرایطی مهیا شود تا این بودجه به طور دائمی در ردیف بودجه دولتی قرار گیرد. با این اوصاف بدیهی‌است که برگزاری اکسپوی هنری بدون حضور صاحبان مشاغل که همان نگارخانه‌داران هستند، امری بیهوده است. خرید و فروش اصلی آثار هنری باید در گالری‌ها انجام شود، چون گالری‌ها کانون دائمی و همیشگی فعالیت اقتصادی هنر هستند و در تمام سال برای این امر فعال بوده و نمایشگا‌ه‌های متعدد برگزار می‌کنند.

پس اکسپو هم یک راهکار موقت است. به نظر شما چاره کار چیست و چگونه باید این مشکل را حل کرد؟

حقیقی: اختصاص دادن بودجه کافی برای این بخش و به کار گرفتن این بودجه از سوی نهادهای مربوط مثل مراکز رسمی هنرهای تجسمی کشور، چاره کار است. با این کار بودجه در نظر گرفته شده به دست گالری‌داران و بعد به هنرمندان می‌رسد. انتشار نشریه‌ها، کاتولوگ‌ها و بروشورها و تسری دادن آنها هم می‌تواند به این مساله کمک کند. اگرچه حالا بروشورها منتشر می‌شوند اما تصور نمی‌کنم تیراژ آنها در حدی باشد که به دست همه برسد. باید سایت‌ها را راه انداخت.

جلیلی: یکی از بانک‌ها حدود 600 میلیون تومان تابلو خریداری کرد. از کارشناسان خودشان شنیده‌ام که قیمت همان مجموعه آثار به سه میلیارد تومان رسیده است، یعنی قیمتی پنج برابر پیدا کرده است

امدادیان: فکر می‌کنم بهتر است وزارت ارشاد به جای این‌که آثار هنری را خریداری کند، بسترسازی کند. بهترین کار برای این بسترسازی، ساخت موزه‌ها در شهرها و شهرستان‌های مختلف است. باید در هر شهری موزه‌ای راه‌اندازی شود. چرا که نیاز به وجود آثار هنری در اغلب شهرها احساس می‌شود. در حال حاضر جز در چند شهر انگشت‌شمار، موزه‌ای نداریم. بچه‌ها اگر با مدرسه به موزه بروند، نیاز به وجود اثر هنری را در خانه می‌فهمند و حتی اگر نام چند هنرمند را هم ندانند، باز به این موضوع حساس می‌شوند.

حقیقی: در شهرستان‌ها موزه دائمی نداریم. حتی در تهران هم فضای کوچک موزه هنرهای معاصر متعلق به سال‌ها پیش است و نیاز امروز را پاسخ نمی‌دهد. 35 سال از عمر این موزه می‌گذرد و فقط می‌تواند برطرف‌کننده نیاز جمعیت کوچکی از مردم تهران باشد. سال‌هاست طرح ساخت موزه هنرهای ایران را ارائه داده‌ایم، اما هنوز ساخته نشده است. ما به این مکان نیاز داریم تا اگر یک خارجی به کشورمان آمد، بتوانیم او را ببریم و تمام آثار هنر معاصر ایران را به او نشان دهیم. به این نکته دقت کنید که موزه هنرهای معاصر هیچ وقت نمی‌تواند تمام آثارش را یکجا به نمایش بگذارد، چون جا ندارد! این موضوع واقعا تاسف‌آور است که شهر به این بزرگی که هنرمندانش تنوع فراوانی هم در خلق اثر دارند، جایی برای نمایش هنر معاصر خود نداشته باشد.

به نظر می‌رسد سر و سامان دادن به مقوله اقتصاد هنر نیاز به برنامه‌ریزی بلندمدت دارد، در حالی که اغلب برنامه‌ریزی‌های ما، کوتاه‌مدت هستند.

عبدالحسینی: بله. و یکی از نمونه‌های کوچک این موضوع، تغییر مدیران است. چون عمر مدیریتی در فرهنگ و هنر، کوتاه است، طبیعتا برنامه‌ریزی‌ها هم کوتاه‌مدت است. این روزها مدیران فرهنگی و هنری علاقه‌مند به برگزاری رویدادهایی هستند که در زمان مسوولیت خودشان به نتیجه برسد. به عنوان نمونه در زمان اکسپوی سال 87، دکتر ایمانی خوشخو معاونت هنری را به عهده داشتند و مصوبات بودجه‌ای را نیز دکتر شالویی و ایشان از طریق کمیسیون فرهنگی مجلس پیگیری می‌کردند. تخصص و تاکیدشان هم بر اقتصاد هنر بود و طبیعتا برای آینده اقتصاد هنر هم ذهنیت و برنامه‌هایی در سر داشتند. اما با رفتن ایشان از معاونت، طبیعتا سیستم جدید با ذهنیت دیگری، راهبرد اقتصاد هنر را ساماندهی خواهد کرد. مدیران ما چون می‌دانند حضورشان کوتاه‌مدت است، اهداف کوتاه‌مدت در نظر می‌گیرند و بیشتر به برگزاری جشنواره‌های مناسبتی و نمایشگاه‌ها اکتفا می‌کنند. در صورتی که رشد اقتصاد هنر، پروسه‌ای است که نیاز به یک برنامه‌ریزی حداقل پنج ساله دارد و پس از طی این دوره به نقطه‌ای می‌رسد که می‌توان درباره آن حرف زد و چشم‌انداز مطلوبی برای آن متصور شد.

آیا می‌توانیم به آینده مصوبه مجلس در رفع مشکلات اقتصاد هنر امیدوار باشیم؟

حقیقی: هیچ گاه نباید منتظر دولت‌ها باشیم. همیشه باید دنبال راه‌هایی باشیم که از طریق هنرمندان، گالری‌دارها و مردم به نتیجه برسیم.

امدادیان: من هم معتقدم باید بخش غیردولتی فعال شود. در بخش دولتی با تغییر مدیران، برنامه‌ها مسکوت می‌ماند، چون چشم‌انداز تعریف‌شده‌ای از آینده کارها ندارند.

در بخشی از صحبت‌ها به تجربه‌های موفق در عرصه اقتصاد هنر اشاره شد. می‌توانید مواردی از این موفقیت‌ها را مثال بزنید؟

حقیقی: بله. چند تجربه موفق هم در زمینه اقتصاد هنر داشتیم. یک نمونه آن، یکی از بانک‌ها بود که به جای تبلیغ در زمین فوتبال به خرید آثار هنرهای تجسمی پرداخت. حاصل این سرمایه‌گذاری هم این بودکه مثلا مجسمه پرویز تناولی سود فراوانی در حراج کریستیز نصیب این بانک کرد.

امدادیان: بله. این مجسمه 350 میلیون تومان خریده شده بود و950 میلیون تومان به فروش رفت یعنی فقط همین مجسمه حدود 600 میلیون تومان برای این بانک سود داشت.

حقیقی: هنرمند در جریان خرید و فروش این مجسمه اصلا حضور نداشت. یکی دیگر از بانک‌ها بود که حدود 600میلیون تومان تابلو خریداری کرد و آنها را در یک گالری برای دیگر مدیران به نمایش گذاشت. از کارشناسان خودشان شنیده‌ام که قیمت همان مجموعه آثار به سه میلیارد تومان رسیده است، یعنی قیمتی پنج برابر پیدا کرده است. تجربه جهانی این را نشان داده و تجربه بانک‌های مختلف هم همین موضوع را ثابت می‌کند. الان آثار خریداری شده این بانک‌ها در همه حراجی‌ها حضور دارند و نماینده آنها در همه گالری‌ها می‌چرخند و اثر می‌خرند. به قیمت ایران می‌خرند و به قیمت ارز خارجی در حراجی‌ها می‌فروشند. دلیلش هم این است که دریافته‌اند برای آنها سود فراوانی دارد.

امدادیان: همین که پیگیری کنند و ببینند آثاری که خریداری شده‌اند، الان چه ارزشی پیدا کرده‌اند، باعث می‌شود فرهنگ‌سازی انجام شود. مثال دیگری از میزان سوددهی این آثار دارم. قبل از انقلاب بانک سپه تعدادی کار خریده بود. چند ماه پیش برای کارشناسی آثار آنها دعوت شدم. در میان این آثار پنج اثر از سهراب سپهری بود که در آن زمان به قیمت سه تا چهار هزار تومان خریداری شده بود. در حالی که قیمت آنها به 700 میلیون تومان رسیده بود و اگر قصد فروش آنها را هم داشتند، مشتری زیادی داشت.

در حال حاضر اقتصاد هنرمندان وابسته به دولت است؟

عبدالحسینی: در برخی موارد نیاز به حمایت دولت داریم. مثلا در زمینه گرافیک. بیشتر پوسترهایی که سفارش داده می‌شود یا برای جشنواره است یا نمایشگاه‌ها و رویدادهای دولتی. حضور و حمایت سیستم دولتی برای کار اقتصادی هنر انکار‌ناپذیر است. تعداد هنرمندان مستقل اندکند و اغلب هنرمندان به سیستم دولتی وابسته هستند. این بحث کلان‌تر از آن است که در قالب یک سوال پاسخ داده شود. در عرصه اقتصادی هنر، بخش دولتی، بخش خصوصی، بازارهای ایرانی و جهانی هنر، مباحث قانونی و سیاستگذاری‌ها، انجمن‌ها و کانون‌ها، نگارخانه‌داران،‌ سیستم دانشگاهی و از همه مهم‌تر خود هنرمندان و جامعه هنری هر کدام به نوبه خود سهم دارند و بر چرخه اقتصادی هنر و همچنین بر همدیگر تاثیر می‌گذارند.

تا چه میزان امنیت مالی یک هنرمند در کیفیت خلق اثر هنری تاثیرگذار است؟

حقیقی: به نکته دردناکی اشاره کردید. هنرمندان ما بیمه تامین اجتماعی ندارند. طبق قانون، آقایان بالای 40 سال و خانم‌های بالای 50 سال را در میان هنرمندان بیمه نمی‌کنند. وزارت ارشاد هم اگرچه گروهی از هنرمندان جوان را بیمه کرده اما هنرمندان میانسال همچنان بلاتکلیفند. هر وزیری که آمده و رفته این درخواست را مطرح کرده‌ایم اما تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. من یکی از همین افراد هستم. اگر چشمم کور شود یا دستم بشکند، هیچ بیمارستانی مرا نمی‌پذیرد. هنرمندان ما حتی چیزی به نام بازنشستگی ندارند. تازه معلوم نیست خانه سالمندان هم یک هنرمند را بپذیرد یا خیر!

امدادیان: برای نمونه چندی پیش، یک مجسمه‌ساز پیشکسوت که چند مجسمه در سطح شهر دارد و خیلی‌ها ایشان را می‌شناسند، فوت کرد. نه تنها توجهی به او نشد، بلکه پسرش با یک روز تاخیر توانست او را دفن کند و با خواهش و برخی مساعدت‌ها قبری در قطعه هنرمندان بگیرد.

فکر می‌کنید چه اتفاقی بتواند به شکوفایی اقتصاد هنر در ایران کمک کند؟

حقیقی: خوشبختانه در این سال‌ها، هنرمندان انجمن‌های خودشان را تاسیس کرده و گالری‌ها تجربه‌های موفقی داشته‌اند. اما انجمن‌های گالری‌داران هیچ وقت تاسیس نشد. وقتی این اتفاق بیفتد، انجمن‌ها می‌توانند به کمک یکدیگر اعضا را جمع کنند و برای هر مشکل راهکاری بیابند.

امدادیان: وجود انجمن گالری‌داران لازم است، اگر چه اختلاف آرا در بخش اقتصادی ماجرا مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند، اما باید از این مسائل عبور کرد. انجمن گالری‌داران می‌تواند گالری‌دارهایی را بپذیرد که علاوه بر داشتن مجوز رسمی، در فعالیت‌هایشان هم بدرستی عمل کنند. آن وقت بودجه هم می‌تواند از طریق انجمن گالری‌دارها به جریان بیفتد و هر نهاد و وزارتخانه‌ای که بخواهد اثری بخرد، از طریق همین انجمن وارد عمل شود.

زینب مرتضایی‌فرد - گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها