دروازه ورود به آسیای مرکزی

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه پایانی قرن بیستم سر فصل جدیدی را در روابط بین الملل گشود. حذف یک محور قدرت از جهان دو قطبی علاوه بر ایجاد و تغییرات و تحولات عمیق در ساختار نظام بین الملل پیامدهایی همچون
کد خبر: ۴۷۶۲۹
رشد حرکتهای استقلال طلبانه همراه بروز چالشهای متعدد و متنوع میان قومیت ها، ملتها و جناحهای سیاسی در سطح خرد و بازیگران عرصه بین الملل در سطح کلان و بویژه در منطقه آسیای مرکزی را به دنبال خود داشت.
انباشت بحران ها و مشکلات اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و امنیتی باعث شد قدرتهای منطقه ای و جهانی توجه خاصی را معطوف این منطقه کنند.
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از یک طرف موازنه قدرت را در عرصه بین المللی تغییر داد و از طرف دیگر باعث به وجود آمدن تغییرات زیاد در منطقه و در همسایگی ما شد. استقلال این جمهوری ها با توجه به وابستگی های عمیق و گسترده آنها به فدراسیون روسیه باید مورد توجه قرار گیرد.
میراث نظام و برنامه ریزی دوران اتحاد شوروی امروزه جمهوری های آسیای مرکزی را با دشواری هایی مواجه کرده است . همچنین منابع سرشار معدنی این جمهوری ها سبب توجه قدرت های بزرگ جهان به این منطقه شده است.
این کشورها که اساسا بخشی از جهان اسلام را تا قبل از تشکیل اتحاد شوروی تشکیل می دادند پس از تبلیغات 70ساله کمونیسم اینک با بحران هویت مواجه شده اند که این امر به نوبه خود سبب بروز تحرکات جدی از سوی کشورهای مختلف در منطقه و جهان شده است تا در مسیر شکل گیری کشور، ملتهای جدید در این منطقه در مسیر اهداف و منافع خود اعمال نفوذ کنند.


حضور در آسیای مرکزی ، فرصتی مناسب برای ایران
حضور میلیون ها مسلمان ساکن در منطقه آسیای مرکزی و پیوندهای عمیق دینی ، تاریخی و فرهنگی مردم این منطقه با جمهوری اسلامی ایران فرصتی چشمگیر را به وجود آورده است.
استفاده از این فرصت ، به منظور تحقق منافع مالی ایران درگرو شناخت صحیح و منطبق با واقعیت ها از مسائل این کشورها است.
هر گونه افراط و تفریط ما را از دستیابی به اهداف منطبق با نیازها و اهداف ملی باز خواهد داشت. رقابت های فشرده و نزدیک کشورهای منطقه و نیز برخی دولتهای اروپایی و بویژه امریکا و روسیه ، ضرورت اجرای سیاست های سنجیده و عقلایی را در آسیایی مرکزی آشکار می کند.
جمهوری اسلامی ایران از ویژگی هایی در این عرصه برخوردار است که باید با برنامه ریزی و سیاست های دقیق از آن به بهترین شکل بهره گیرد.


تاجیکستان کشوری با تاریخ و تمدن کهن
جمهوری تاجیکستان از جمله کشورهایی است که با وجود تاریخ و تمدن کهن خود پس از فروپاشی اتحاد شوروی در 9سپتامبر 1991اعلان استقلال کرد و به عنوان یک کشور مستقل به عرصه سیاسی جهان گام نهاد.
وجه تسمیه این کشور نام مردم اصلی ساکن در آن یعنی تاجیک هاست. تاجیک ها بازماندگان اقوام مختلف ایرانی اند که از دوران های قدیم در محلی که امروزه به نام آسیای میانه معروف شده است ، زیسته اند.
اقتصاد تاجیکستان یک کشور کوهستانی است و بیش از 93درصد از 1/143 هزار کیلومتر مربع وسعت آن را کوهها فرا گرفته اند و تنها 7 درصد این سرزمین را مناطق هموار تشکیل می دهد.
تاجیکستان در مقایسه با دیگر جمهوری های استقلال یافته ضعیف بوده و در آنجا کشاورزی نسبت به صنعت رشد بیشتری داشته است.
وجود پیوندهای فرهنگی ، مذهبی ، زبانی ، قومی و تاریخی تاجیکستان با ایران زمینه های همکاری و برقراری روابط در سطوح مختلف با این کشور را ضروری می کند.
نفوذ و گستره فرهنگی ایران در منطقه به حدی است که به رغم تلاش های 70ساله کمونیسم ، هنوز قومیت ایرانی بخشی از هویت این مردم را تشکیل می دهد.
با وجود انبوهی از مشکلات اقتصادی در این کشور تاجیک ها امیدوارند ایران آنها را در اقتصاد یاری دهد؛ اما با توجه به عدم حضور موفق ایران در تجارت این کشور، کشورهای معارض با ایران مانند امریکا می توانند از طریق اقتصادی در این کشور حضور موفق داشته و این حضور به عنوان یک عامل منفی در امنیت ملی ایران مطرح شود.
از جمله مسائل دیگری که در روابط بین جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان وجود دارد، مجموعه عوامل همگرا و واگرا در عرصه سیاسی ، فرهنگی و... است که در توسعه حضور ایران در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز حائز اهمیت است.
پس از جنگ داخلی تاجیکستان ، تلاشها برای برقراری ثبات سیاسی در این کشور آغاز شد و حضور موفق ایران برای برقراری صلح در این کشور و نقش کشورمان در مذاکرات گروههای درگیر در این جنگ موجب استقرار صلح تاجیکستان شد.
ایران پس از استقلال تاجیکستان به دلیل ضعف در مدیریت سیاست خارجی نتوانست بدرستی با این کشور روابط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی برقرار کند.
ایران می توانست با توجه به از هم پاشیدگی صنایع تاجیکستان که به دلیل فروپاشی شوروی سابق بود روابط اقتصادی مستحکمی را برقرار کند. تاجیک ها در تماسهای دیپلماتیک خود، خواهان مشارکت ایران در بازسازی صنایع و اقتصاد خود بودند. امریکا صنایع هوایی تاجیکستان را در دست گرفت. چین و ایتالیا نیز صنایع نساجی و صادرات پنبه را از آن خود کردند.
ایران تنها توانست یکی دو کارخانه بستنی ، نوشابه و سرم سازی آن هم در مناطق جنگ زده احداث کند. در حالی که سفارت چین در تاجیکستان کنار انجام امور سیاسی اقدام به کارگیری بیش از یکصد وابسته بازرگانی کرده ، اتحادیه اروپا 3بخش عمومی فعالیت خود را معطوف امور اقتصادی و بازرگانی در این کشور کرده، همچنین ترکیه برای حضور فعال اقتصادی با تشکیل شرکتهای بزرگ در تاجیکستان فعالیت اقتصادی می کند.
پس از سفر مسوولان بلندپایه ایران و تاجیکستان از سال 1995 بر روند مناسبات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کشور افزوده شد.
سال 1379را می توان سال موفقیت مسوولان دو کشور و ارتقای سطح روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری تاجیکستان برشمرد. در این سال بیشترین سفرهای سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی میان مقامات دو کشور، انجام شد و روابط در حد فزاینده ای افزایش یافت.
سفر آقای خاتمی در خردادماه سال 82که در پاسخ به دعوت امامعلی رحمانف ، رئیس جمهوری تاجیکستان انجام شد موجب تحول مهمی در روابط دو کشور گردید و 9سند همکاری در زمینه سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی میان طرفین به امضا رسید. در مدت 12سال گذشته تهران و دوشنبه 55پروتکل همکاری دوجانبه به امضا رسانده اند.
انتظار می رود 9توافقنامه سال 81به شرقی پیوندهای دو طرف در سطوح منطقه ای و بین المللی منجر شود. در ادامه گسترش روابط ایران و تاجیکستان در خردادماه سال 82امامعلی رحمانف در راس یک هیات بلندپایه وارد ایران شد.
در این دیدار، اعلامیه مشترکی میان روسای جمهوری دو کشور در زمینه مبارزه با تروریسم قاچاق مواد مخدر و بازرگانی سازمان یافته امضا شد. خاتمی و رحمانف تلاش جدی مسوولان دو کشور را برای ارتقای سطح مناسبات اقتصادی و تجاری با ایجاد مسیر ترانزیتی و توجه به حمل و نقل جاده ای در قالب کریدور شمال - جنوب ضروری دانستند.
گفته می شود پس از سفر رئیس جمهوری ایران در سال 81به تاجیکستان سطح روابط ایران با تاجیکستان 5/2 برابر افزایش داشته و پس از دیدار رئیس جمهوری تاجیکستان از ایران نزدیک به 70 درصد به سطح روابط اقتصادی دو کشور افزوده شده است.
همکاری سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، فرهنگی و دانشگاهی در سالهای اخیر میان دو کشور متحول شده که با انجام مذاکرات مختلف و متقابل این روند در ابعاد گسترده ای افزایش یافته است.
قرابت دینی و فرهنگی میان ملت ایران و تاجیکستان نقطه قابل اتکایی است که سیاستگذاران وزارت امور خارجه می تواند در صورت استفاده صحیح از این تمایلات و علقه ها، جایگاه مطلوبی را برای ایران در این کشور میسور سازند.
پیوند ناگسستنی مردم این کشور با پیشینه فرهنگی خود، باعث شده کلیه گروههای فعال در صحنه سیاسی تاجیکستان درباره ایران این برداشت را داشته باشند که ایران باید پشتیبان اصلی تاجیکستان در منطقه باشد.
درک فرصتهای منحصر به فرد در این کشور از سوی تصمیم گیرندگان و سیاستگذاران جمهوری اسلامی ایران در بلندمدت می تواند جایگاه مناسبی برای حضور ایران و فرهنگ ایرانی به وجود آورد.
روشنفکران تاجیکی رابطه با ایران را به عنوان مرکز اصلی فرهنگ فارسی و ایرانی ضروری می دانند و برای تحقق این موضوع با یکدیگر در رقابت هستند و این مساله می تواند محور اقدام هایی از جمله گسترش رابطه اقتصادی نیز شود.
با این وضعیت به نظر می رسد در صورتی که جمهوری اسلامی ایران بخواهد در رقابت با دیگر بازیگران منطقه ای و جهانی در تاجیکستان منافع ملی خویش را تامین کند ابتدا باید حول محور مشترکات اسلامی با استمداد از تسامح و تساهل معقول و منطقی دینی بدون هیچ گونه تحریک خاصی وارد عرصه فعالیت فرهنگی و اقتصادی در آن کشور شود.
از جانب دیگر با توجه به گرایش های فرهنگی موجود که ریشه عمیقی در فرهنگ مردم این خطه دارد ایران می تواند برای دست یافتن به نقطه اتکای مطلوب ، حول محور گسترش فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی از طریق تشکیل محافل و کمیته دوستی و فرهنگی مشترک اقدام کند.
در صورت تحقق این موارد به نظر می رسد گسترش مناسبات اخیر ایران در زمینه صنایع و خدمات بازرگانی ، صنعت مخابرات ، مطالعه اکتشاف و استخراج معادن و مواد کانی ، صنعت نفت و پتروشیمی ، راه و ساختمان و حمل و نقل ؛ بخش عمده منافع ایران را در تاجیکستان تامین کند.
بازدید مجدد آقای خاتمی که در راس یک هیات بلند پایه از تاجیکستان انجام می شود، نشان از علاقه مسوولان ایران و تاجیکستان در گسترش روابط دو کشور فارسی زبان در منطقه دارد.

حمیدرضا رفان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها