گفت‌وگو با رضا حداد، کارگردان نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم»

پینوکیو رکورد فروش تئاتر ایران را شکست

نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی رضا حداد بیش از 80 شب است که در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه رفته و تاکنون بیش از 20 هزار تماشاگر را پای دیدنش نشانده است. این نمایش که در آن بازیگرانی چون هانیه توسلی (جایگزین مهناز افشار)، سیامک انصاری، برزو ارجمند، رضا بهبودی، خسرو پسیانی، ستاره پسیانی، بابک حمیدیان، پانته‌آ پناهی‌ها، لیلی رشیدی، نگار عابدی و... حضور دارند، اثری تجربی به شمار می‌آید. این چهارمین نمایش گروه تئاتر «سایه» است که در آن جلوه‌های ویژه دیداری، تصاویر ضبط شده و انیمیشن و موسیقی زنده نقشی پررنگ دارند و از همین نظر اثری متفاوت به شمار می‌آید. در گفت‌وگو با رضا حداد، کارگردان نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم، ابتدا بحث‌های کلان این عرصه هنری از جمله تئاتر خصوصی را پیش کشیده‌ایم و در ادامه به بررسی خود اثر نیز پرداخته‌ایم. حرف و حدیث‌های حاشیه‌ای این اجرا نیز در گفت‌وگوی ما مورد توجه قرار گرفته است.
کد خبر: ۴۷۴۴۶۱

گروه تئاتر سایه که 10 سال پیش از سوی شما و تعدادی دیگر از هنرمندان شکل گرفت، همیشه در مسیر تئاتر تجربی حرکت کرده است. یک مشکل این جریان تئاتری در ایران آن است که به شکل مناسبی با تماشاگر ارتباط برقرار نمی‌کند. آیا واقعاً تئاتر تجربی یعنی نوعی از نمایش که تماشاگر زیاد از آن سردرنیاورد؟

نه. هیچ کس قصد ندارد نمایشی را به صحنه ببرد که کسی از آن سر درنیاورد. اما اگر در ایران تماشاگر نتوانسته به درک درستی از تئاترهای تجربی برسد، باید یک تحقیق درست و موشکافانه انجام بگیرد تا دلایل آن روشن شود. البته از یاد نبریم که تئاتر تجربی ساختارشکن، نو، متفاوت و پیشرو است و شاید همین باعث می‌شود تا تماشاگر برای درک و فهم آن نیازمند معیارهای جدید باشد.

شما از معدود گروه‌هایی هستید که روی پای خودتان ایستاده‌اید. فکر می‌کنید تا شکل‌گیری تئاتر خصوصی در ایران چقدر فاصله داریم و این گونه از تئاتر چه پیش‌نیازهایی را لازم دارد؟

اولین نیاز، داشتن سالن خصوصی و اختصاصی است تا گروه‌های نمایشی، تماشاگران ثابت خود را پیدا کنند. بدون این شرط نمی‌توان خیلی به تئاتر خصوصی دل بست. در همین اجرای نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم ما سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر را در واقع کرایه کرده‌ایم. اگر از خودمان سالن داشتیم، حالا حالاها اجرایمان ادامه داشت، چون هنوز تماشاگران زیادی علاقه‌مند به دیدن آن هستند.

سالنی که قرار بود در همین مجموعه تماشاخانه ایرانشهر بسازید چه شد؟

هنوز دنبالش هستیم. براساس برآورد‌های اولیه ما، حدود 700 میلیون تومان هزینه ساختش بود که اگر این نمایش را در آن اجرا می‌کردیم، تمام خرجش از همین کار در می‌آمد.

یعنی اینقدر بلیت فروشی داشتید؟

بله. سالن مدنظر ما 600 صندلی داشت که آن وقت تعداد تماشاگران ما بیش از دو برابر می‌شد و درآمدمان در نخستین کار، هزینه‌های ساخت سالن را پوشش می‌داد.

در حال حاضر هم نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم ، گران‌ترین اثر تاریخ تئاتر ایران است. هزینه آن چقدر شد؟

حدود 390 میلیون تومان.

آن وقت دخل و خرجش با هم می‌خواند؟

ما 95 اجرا با سالن پر می‌رویم که در پایان بیش از 400 میلیون تومان از محل فروش بلیت عاید می‌شود.

پس پرفروش‌ترین تئاتر ایران نیز خواهد بود. جالب است که در طول سال تنها 10 فیلم سینمایی می‌تواند این مرز فروش را در سینماهای تهران پشت سربگذارد.

خب این نشان می‌دهد تئاتر ایران ظرفیت خوبی برای جذب مخاطب دارد. خوشحالم که کار ما حداقل این را برای هنرمندان و مدیران این عرصه روشن می‌سازد.

بعد از بحث‌های کلان اقتصادی و هنری، اجازه دهید روی نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم متمرکز شویم. این همه فانتزی و تخیل در نمایشتان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

از زمانه‌ای که در آن رسانه‌ها چشم و گوش ما را با تصویر، صدا و متن پر می‌کنند، از جامعه‌ای که روز به روز نو می‌شود، از تکامل خیره کننده فناوری‌های ارتباطات و شاید از دنیای هنر مدرن.

یعنی همه‌اش از حال و روز اکنون شما ریشه می‌گیرد؟

نه همه‌اش. مثل هر فکر، ایده و کار دیگر ما، آنچه روی صحنه نمایش آمدیم، نبودید، رفتیم می‌بینید، از تخیلات و تجربه‌های کودکی نیز سیراب شده است.

تصویر (چه فیلمبرداری شده و چه انیمیشن) و موسیقی در نمایش شما حجم زیادی دارد. فکر نمی‌کنید این باعث می‌شود دیگر وجوه کار مثل بازی‌ها زیر سایه قرار بگیرند؟

حداد: ما 95 اجرا با سالن پر می‌رویم که در پایان بیش از400 میلیون تومان از محل فروش بلیت عاید می‌شود. این نشان می‌دهد تئاتر ایران ظرفیت خوبی برای جذب مخاطب دارد. خوشحالم که کار ما حداقل این را برای هنرمندان و مدیران این عرصه روشن می‌سازد

مگر غیر از این است که انسان امروز زیر سیطره تصویر و صدا گم شده است. وقتی در جهان واقعی انسان در سایه تکنولوژی‌ها قرار دارد، چرا بازیگران نمایش ما نباید در چنین وضعیتی باشند. این برداشت شما دقیقا آن چیزی بوده که می‌خواستیم به آن برسیم.

تصویر‌های سه‌بعدی، موسیقی زنده، پخش آنلاین تصویر، انیمیشن، ماسک و... همه اینها به طور اغراق شده در تئاتر ما به چشم و گوش مخاطب می‌رسند، چون بیرون از سالن نمایش هم این وضعیت حاکم است.

متن نمایش شما شامل چند جزیره است و خرده روایت‌های زیادی آن را شکل می‌دهد. چرا؟

متن نمایش هم مثل شیوه اجرایی آن از دنیای امروز برآمده است. دنیای امروز بسیار فشرده و پرسرعت است و رخدادها و اتفاق‌هایش که پشت سر هم رخ می‌دهند، مثل گیوتین آن را به بخش‌های مجزا تقسیم می‌کند.

ایده این متن از کجا آمد؟

شاید از معدود مواردی است که متن یک نمایش بر اساس شیوه اجرایش نوشته می‌شود. در واقع ما می‌خواستیم نمایشی دیجیتال با تصاویر دوبعدی و سه‌بعدی روی صحنه بیاوریم، تئاتری که پر و بال خیال ما را نبندد و در آن حتی تصویر پرواز بازیگر را ببینیم.

در این شیوه نوشتن، چگونه ارتباطی بین شمای کارگردان و نویسنده (محمد چرمشیر) برقرار بود؟

با هم مقدار زیادی تصویر دیدیم، فراوان صحبت کردیم، همه امکانات اجرایی صحنه را مورد بررسی قرار دادیم و بعدش چرمشیر متن را نوشت. همان طور که قبلا گفتم، اول به شکل رسیدیم و بعد به متن. در واقع شیوه اجرایی ما ظرفی شد که نمایشنامه را توی آن ریختیم.

بازیگران هم در نوشتن متن نقشی داشتند؟

بعد از رسیدن به شکل نهایی اجرا، ما نمایشنامه‌ای را نوشتیم که بازیگران براساس آن تمرین‌هایشان را شروع کردند. اما در حین تمرین، بداهه‌سازی‌ها نیز تغییراتی را در متن به وجود آوردند یا بهتر بگویم آن را تراش دادند.

آیا ایده یا خیالی داشتید که با سد تکنیکی برخورد کند و روی صحنه نیاید؟

بله. ما نتوانستیم به طور کامل فضای سه‌بعدی را روی صحنه بیاوریم. به دنبال آن بودیم تا با استفاده از تصاویر ضبط شده، بازیگران به جای آن که به صورت زنده روی صحنه بیایند، با تصویری سه بعدی و مجازی نقش‌آفرینی کنند.

در واقع قصد ما گرفتن تصویر و زنده‌نمایی آن روی صحنه بود که در این مرحله به دلیل در اختیار نداشتن سالن و پاره‌ای از امکانات نتوانستیم اجرایش کنیم.

در شکل‌گیری نمایش شما، متن و اجرا بده‌بستان‌های دائمی داشته‌اند و گفت‌وگوی ما هم این گونه شده است و پرسش‌هایمان مدام بین نمایشنامه و اجرا می‌چرخد. اجازه دهید دوباره بروم سراغ متن و بپرسم چرا پینوکیوی شما با شخصیت عروسک چوبی خلق شده توسط کارلو کلودی ایتالیایی که بارها در فیلم‌ها و کارتون‌ها دیده‌ایم، این قدر تفاوت دارد؟

چرمشیر یک بازخوانی امروزی از پینوکیو داشته است که من خیلی آن را دوست دارم. پینوکیوی نمایش ما متعلق به جهان امروز است.

آن پینوکیو که ما داستانش را خوانده و کارتون‌هایش را دیده‌ایم، اگر دروغ نگوید و کار خوب انجام دهد، انسان می‌شود. در حالی که در نمایش ما درست عکس آن اتفاق می‌افتد و پینوکیو با زیر پا گذاشتن انسانیت، انسان می‌شود.

اگرچه همه بازیگران نمایش شما بجز مهناز افشار که 30 اجرای اول روی صحنه آمد، خاستگاهی تئاتری دارند، اما این پرسش وجود دارد که گردآمدن این همه چهره‌های شناخته شده سینمایی و تلویزیونی در یک تئاتر چه دلیلی جز جذب مخاطب بیشتر دارد. پاسخ شما به این سوال انتقادی چیست؟

اول باید تاکید کنم که همه بازیگران این نمایش بجز خانم مهناز افشار تئاتری هستند. حالا اگر برخی از آنان مثل هانیه توسلی، برزو ارجمند، سیامک انصاری، لیلی رشیدی، بابک حمیدیان و... در سینما و تلویزیون هم زیاد بازی کرده‌اند و چهره شده‌اند که نمی‌توان نقش‌آفرینی‌شان روی صحنه را محدود کرد.

از سوی دیگر، اگر ستارگان شناخته شده سینما و تلویزیون مثل همه جای دیگر دنیا در تئاتر هم بازی کنند، چه ایرادی می‌تواند داشته باشد. در واقع باید بازی آنان را روی صحنه نقد کرد و گفت خوب بوده‌اند یا نه، نه این که حضورشان را نقد و نفی کرد.

البته خیلی صریح هم بگویم اگر بازیگری غیرتئاتری روی صحنه بیاید و خوب بازی کند، از نظر من هیچ ایرادی ندارد و این که تماشاگران زیادی هم برای دیدن او به سالن بیایند، فی‌نفسه عیب نیست.

مرجان توجهی ‌/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها