برای آفرینش این اثر 30 سال رنج و سختی طاقتفرسا لازم بود که تنها از عهده فردی بزرگ چون فردوسی که دغدغه دین و میهن و از میانرفتن زبان و هویت ایران در برابر رویدادهای زمان داشت، برمیآمد. بنابراین فردوسی با حوصله فراوان این رنج 30 ساله را به جان خرید و به گفته خودش، هویت و ماندگاری عجم را بدین پارسی (شاهنامه) زنده نگه داشت. فردوسی در زمانهای این کار سترگ را انجام داد که سرشار از تنشهای اجتماعی و سیاسی و بدخواهی و کینهتوزی نسبت به ایران و ایرانیان بود. به گفته خودش: زمانه سرایی پر از جنگ بود/ به جویندگان بر زمین تنگ بود.
شخصیت
حکیم منصور بن حسن، معروف به ابوالقاسم فردوسی سال 329 در روستای باژ، شهر توس، واقع در حومه مشهد (خراسان) چشم به جهان گشود. حکیم فردوسی به طبقه دهقانان (دهگان) تعلق داشت. این طبقه بر خلاف امروز، دارای ملک و زمینهای کشاورزی بودند. این مالکیت یکی از منابع ثروت در آن روزگار به شمار میآمد. این منبع ثروت برای فردوسی بسیار مهم بود زیرا وقتی که به کمک دانش و تواناییهای فردی او آمد، توانست اثری ماندگار و بیهمتا مانند شاهنامه را بیافریند؛ اثری که یکی از اسناد هویت فردی و اجتماعی و تاریخی ایرانیان به شمار میآید. بنابراین فردوسی هر آنچه از مال و ثروت که داشت برای آفرینش شاهنامه هزینه کرد به اندازهای که حتی در واپسین سالهای عمر به رنج و تنگدستی گرفتار شد، اما تسلیم افراد سودجو مثل محمود غزنوی نشد. موضوعی که دستاویزی برای تخریب شخصیت فردوسیشده مبنی بر این که وی میخواسته شاهنامه را به محمود غزنوی بفروشد. در واقع هدف فردوسی حفظ و نگهداری شاهنامه از خطر نابودی بود که ممکن است تصمیمگرفته باشد آن را به کتابخانه دربار غزنوی بدهد، اما پس از برخورد بیخردانه محمود غزنوی از این تصمیم خود منصرف شده است. به هر حال، اوج هنر فردوسی در آفرینش اثری است که در آن از نیازهای اساسی بشر سخن به میان آمده، افزون بر این تاریخ و زبان و هویت ایرانیان هم به این وسیله از خطر فنا حفظ شده است.
خداشناسی
نگاه فردوسی به جهان بالا، خدا و آنچه که آفریننده هستی به وجود آورده، نگاهی ویژه و متفاوت است. به بیان دیگر، اگرچه بحث خداشناسی اساس اندیشه فردوسی را تشکیل میدهد، با این وصف، آفریدگاری که مورد نظر فردوسی است، راهگشا، راهنما، آفریننده و مالک جان و خرد و هستی آدمی است. روزی ده، بخشنده و مهربان و بخشایشگر و در بیانی کوتاه لطیف و نوازشگر بندگان است. پس توسل و نزدیکی بندگان با آفریدگارشان، آفریدگاری که این همه موهبت به آنها ارزانی داشته مایه خرسندی روح و روان و بهروزی در زندگی و جاودانگی در حیات پس از مرگ خواهد بود.
دین، میهن
رکن اساسی دیگر که پایه اندیشههای فردوسی قرار میگیرد، بحث سرزمینی است که فرد در آن زندگی میکند و به آن تعلق دارد. در واقع آنچه که با نام ثمره تلاش و پشتکار فردوسی میتوانیم بنامیم، ضمانتکننده باورهای دینی بشر ایرانی، زبان پارسی و هویت میهنی و داشتههای فرهنگی و تمدن ایران ایرانی است. فردوسی کسی است که نام و شخصیت و تاریخ ایرانی را بلندآوازه کرد و زبان پارسی را از خطر نابودی رهانید. در زمانی این وظیفه سترگ را انجام داد که بزرگترین تهدیدها متوجه زبان، دین و ملیت ایرانی بود.
خرد، نوعدوستی
بارزترین وجه اندیشه فردوسی، نگاه ویژه و ژرف او به مقوله «خرد» است، خرد که راهنما و راهگشا و هدایتکننده آدمی در این جهان و سرای آخرت است، خرد که راهنمای آدمی در گزینش راه نیک از راه بد است. اخلاق و منشهای نیک انسان از نظرگاه بلند فردوسی دور نمانده است. رفتار و کردار نیک انسانی، نوعدوستی، صلحدوستی و همه نیکیها که در قالب پند و اندرز در شاهنامه بیان شده، نزد فردوسی ارزشمند و قابل احترام است و برعکس ناپاکیها و زشتیها، نکوهیده شده و هیچ جایگاهی ندارد.
قاسم آخته / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم