الزامات طرح‌های آبرسانی از شمال و جنوب

دکتر ناصر کرمی، اقلیم‌شناس در جایی نوشته بود که موضوع انتقال آب خزر به مناطق مرکزی ایران یا ارتباط‌ دادن بین دو پهناب شمال و جنوب در ایران همچون ستاره دنباله‌داری است که هر هشت سال یک‌بار ظهور می‌کند و درخشان می‌شود و می‌رود تا هشت سال بعد.
کد خبر: ۴۷۲۳۸۷

بانگاهی به تاریخ، این را می‌توان انگاره‌ای درست فرض کرد. موضوع انتقال یا ارتباط آب در میانه فلات ایران، موضوع تازه‌ای نیست.

از سال‌های میانی دهه ۳۰ شمسی این ایده مطرح شد تا این‌که هومان فرزاد سال ۱۳۴۵ نخستین بار آن را به مجلس ارائه کرد.

سال‌ها بعد در دهه ۶۰ هم طرحی دیگر از سوی مسعود قمی ارائه و مورد بررسی مجلس قرار گرفت و البته در همین سال‌های اخیر (و هنوز) هم گروهی خارج از ایران به طراحی و پیگیری ساخت این کانال عظیم مشغول‌اند، کانالی که با نام «ایرانرود» شناخته می‌شود.

بسیاری از موافقان این پروژه، برای آن‌که بتوانند حمایت حداکثری ذهن مخاطبان را داشته باشند به تاریخ‌های چند صد و حتی چند هزار ساله برای آن هم روی می‌آورند.

مثلا این ادعا که حتی در زمان داریوش اول هم چنین ایده‌ای مطرح بوده و حتی این که در آن دوران مقدمات چنین طرحی درانداخته شده بود را نیز عنوان می‌‌کنند.

نشان این ادعا را هم نوشته‌ای از هرودوت می‌دانند که در آن از سفرهای دریایی اسکیلاس دریانورد ایرانی به دستور داریوش شاه ذکر شده و این‌که اسکیلاس از جنوب به دریای مازندران رفته و البته برای خالی نبودن عریضه، حفر کانال سوئز در زمان داریوش و کانال آتوس در زمان خشایارشاه را هم به تنگ آن می‌بندند تا همه قانع شویم که داریوش و همتایانش در دوران هخامنشیان در فکر ارتباط بین این دو پهناب شمال و جنوب بوده‌اند.

اما اکنون طرحی که وجود دارد تا اندازه‌ای با همه همتایان سابقش تفاوت دارد. در طرح جدید که ۲۸ فروردین آغاز شد، مقرر شده که آب دریای خزر در کنار دریا به وسیله آب‌شیرین‌کن‌ها نمک‌زدایی شود و سپس از طریق لوله‌های آبرسانی به مناطق مرکزی انتقال داده شود و در آنجا به شبکه‌های آبی متصل شده استفاده گردد. همه طرح به همین سرراستی و سادگی است.

بودجه‌ای هم که تا‌کنون برای آن اعلام شده حدود دو هزار میلیارد ریال است که فاز نخست طرح را در مدت دو سال جلو می‌برد.

الزامات طرح‌های آبرسانی از شمال و جنوب

چه در سال‌های نوجوانی که ایده کانال آبی عظیم در میانه ایران را با هیجان دنبال می‌کردم و چه در این سال‌ها که هیجان نوجوانی‌ام به نگرانی‌های زیست‌محیطی بدل شده، ایده انتقال آب همواره برایم جذاب بوده و همیشه از خودم پرسیده‌ام که اصلا چه الزامی برای این انتقال وجود دارد؟

واقعیت در دو بخش نهفته است؛ یکی این که مناطق مرکزی ایران بارش چندانی را تجربه نمی‌کنند و دچار بی‌آبی یا کم‌آبی مفرط هستند، بنابراین خوب است که آب از حوضه‌های دیگر وام گرفته شده را به آنها برسانیم. ایرانیان از دیرباز به این انتقال آب بین حوزه‌ای پرداخته‌اند و اصلا آنها را مبدع این کار می‌دانند. قنات‌ها همین کار را به هوشمندانه‌ترین شکل ممکن انجام داده‌اند.

نوروزی: دریای مازندران چند برابر دیگر دریاها مشکلات زیست‌محیطی حاصل از آب‌شیرین‌کن‌ها را متحمل خواهد شد، چراکه برخلاف دیگر دریاها، خزر اصلا دریا نیست، دریاچه است

دلیل دیگری که به ایجاد چنین ایده‌ای اتصال آب شمال و جنوب منجر شده بود، بحث حمل و نقل و بازرگانی آبی است که حوزه شمال ایران را به آب‌های گرم جنوب متصل می‌کرد... . البته به نظر می‌آید این یک ایده استعماری بوده باشد که روسیه (و بعدها شوروی) آن را ساخته و پرداخته می‌کردند.

آیا این همان است که نیاز داریم؟

کوچک‌تر که بودم گاهی با دیدن ویترین مغازه‌ها یا دیدن چیزی در تلویزیون بلافاصله هوس داشتن آن را می‌کردم و به خانواده می‌گفتم. اگر موضوع را با پدرم در میان می‌گذاشتم بی‌بروبرگرد آن چیز برایم خریده می‌شد و اگر موضوع را به مادرم اعلام می‌کردم اولین چیزی که می‌شنیدم این بود که: چیز جالبی است، اما جدا به آن نیاز داری؟ و من معتقدم مادرم مدیر باکفایتی برای خانه ما بود.

حال این پرسش را لازم می‌دانم: که انتقال آب شمال و جنوب به مناطق مرکزی الزامی است؟ پاسخِ بی‌درنگ این است: بله لازم است، بی‌آبی در این مناطق باید مهار شود. بی‌آبی در این مناطق به مهاجرت منجر شده و... اما بیایید کمی دقیق‌تر نگاه کنیم و منشأ بی‌آبی را (لااقل یکی از دلایل آن را) پیدا کنیم.

همین الان که در حال خواندن این مطلب هستید به طور متوسط ۳۰ درصد آبی که در شبکه‌های لوله‌‌کشی وجود دارد در حال هدر رفتن است. از صدای چکه آب شروع کنید تا به فرسودگی سیستم لوله‌کشی شهری و روستایی برسید. در بسیاری از مناطق ایران عمر این شبکه‌های آبرسانی حدود ۴۰ سال است، لوله‌هایی فلزی و فرسوده که آب از آنها نشت می‌کند (البته اگر هدررفت ۳۰ درصدی را بشود نشت کردن نامید).

تازه این بجز هدررفت آب در بخش کشاورزی است. که به سنتی‌ترین شکل ممکن یعنی به شیوه غرقابی انجام می‌گیرد. براساس برخی برآوردهای کارشناسی کافی است هدررفت آب از ۳۰ درصد به استانداردهای جهانی (یعنی ۱۵ درصد) برسد تا بخش بزرگی از مشکلات بی‌آبی یا کم‌آبی حل شود. کاستن این میزان هدررفت آب مثل این است که آب موجود در شهر‌ها و روستاها را 2 برابر کنیم.

بدیهی است که در این صورت بسیاری از مشکلات در این باب حل می‌شود، اما این کار به هزینه نیاز دارد. چیزی نزدیک به پنج هزار میلیارد ریال که تقریبا با هزینه‌هایی که برای انتقال آب شمال و جنوب اختصاص داده‌اند برابری می‌کند... . حال به پاسخ آن سوال مدیریتی اصیل نزدیک شده‌ایم؟ آیا واقعا به انتقال آب شمال و جنوب نیاز داریم؟

و در نهایت حالا که قرار است آب را شیرین کنند و از طریق لوله‌ها به کویر بفرستند با پساب و نمک‌های سمی حاصل از فرآیند شیرین‌کردن آب قرار است چه کنند؟ با گرمای این پساب که دریا را داغ و زیستن برای جانداران ریز را غیرقابل تحمل خواهد کرد، چه می‌کنند؟

دریای مازندران چند برابر دیگر دریاها مشکلات زیست‌محیطی حاصل از آب‌شیرین‌کن‌ها را متحمل خواهد شد، چراکه برخلاف دیگر دریاها، خزر اصلا دریا نیست، دریاچه است.

پژمان نوروزی - کارشناس محیط‌ زیست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها