خواندنی روز

انتشار زندگینامه مستند رهبر معظم انقلاب

هدایت‌الله بهبودی را با کار سترگ و ستودنی‌اش درباره تاریخ جنگ و بخصوص مصاحبه‌هایش با اسرای عراقی مقیم ایران و البته نشریه «کمان» می‌شناسند، حالا بهبودی ـ که رئیس دفتر ادبیات انقلاب اسلامی هم هست ـ با موسسه مطالعات و پژوهش‌‌های سیاسی ـ که سابقه انتشار کتاب‌های وزین و اثرگذار سیاسی را در کارنامه خود دارد ـ به سراغ زندگی رهبر معظم انقلاب رفته و برای اولین بار در سال‌های اخیر در قالب یک تاریخ‌نگاری، زندگی رهبر از کودکی تا انقلاب را به نثر کشیده است.
کد خبر: ۴۷۱۳۲۳

انتشار عکس‌ها و خاطرات منتشر نشده از رهبر انقلاب نقطه قوت کتاب «شرح اسم» است و در میان همه این عکس‌های منتشر نشده و دیده نشده، دیدن یک «عکس اصلا دیده نشده» لطف دیگری دارد. عکس مربوط می‌شود به آیت‌الله خامنه‌ای بعد از تراشیدن اجباری محاسن توسط افسر زندان شاه و شرح خاطره آن واقعه:

شنیده شده بود که ریش روحانیون را در زندان می‌تراشند. از بیرجند که راه افتاده بودند، این فکر رهایش نمی‌کرد. گاه موهای نه‌چندان پرپشت خود را می‌کشید تا به دردی که با کشاندن تیغ بر صورتش برمی‌خواست، عادت کند.

«وحشت عظیمی از آن آنچه در بیرجند انتظارش را داشتم و آن عبارت بود از تراشیدن ریش، خشک خشک. منتظرش بودم.»

و آن لحظه از راه رسید و در انباری سابق باز شد. آرایشگر یک گروهبان در چارچوب در ظاهر شدند. یک صندلی هم با خود آورده بودند. به او اشاره کردند که بیاید و روی صندلی بنشیند. شنیده بود بعضی روحانیون هنگام تراشیدن ریش مقاومت کرده‌اند.

شاید حضور گروهبان برای مقابله با این مقاومت‌ها بود. «مقاومتی نداشتم و نکردم. آماده بودم، چون می‌دانستم فایده‌ای ندارد. دست و پای من را می‌گیرند و بعد مقداری کتک می‌زنند و بعد آن کاری که نباید بشود... خواهد شد.» نشست. منتظر بود دست آرایشگر بالا بیاید و لبه تیغ را روی صورت او مماس کند ناگهان دید آنچه روی صورت او به راه افتاده، دستگاه مو زن است. تمام نگرانی‌ها و انتظارهای موحش غیبشان زد.

«اینقدر خوشحال شده بودم... که بی‌اختیار با این سلمانی و آن گروهبان مرتب بنا کردم حرف زدن و خندیدن... تعجب می‌کردند اینها که من چطور آخوندی هستم که دارند ریشم را کوتاه می‌‌کنم و من اینقدر خوشحالم...{تمام که شد} به او گفتم استاد این آینه را بده چانه خودم را چند سال است ندیده‌ام... خنده‌اش گرفت. آینه‌اش را داد. بنا کردم به صورتم نگاه کردن. دیدم بله؛ آدم مثل این‌که خودش را درست نمی‌شناسد...».

هنگام برگشت آن افسر عبوس آقای خامنه‌ای را دید و با زبان تمسخر از فاصله‌ای که دور هم بود، صدا بلند کرد: «آشیخ! ریش‌ات را زدند. من هم با همان صدای بلند گفتم: بله و با خنده ادامه دادم الحمدلله مدت‌ها بود چانه‌ام را ندیده بودم که دیدم... احساس کرد من هیچ ناراحتی ندارم. شاید تعجب کرد. دلش می‌خواست که من ناراحت و متاسف و غمگین بودم که نبودم.»

در تالیف این کتاب ۷۶۶ صفحه‌ای «براتعلی طبرزدی، منصور غفوری، مجتبی سلطانی، علی‌اکبر رنجبر کرمانی، لیلا قدیانی و سیما موسی‌پور» به هدایت‌الله بهبودی در فیش‌برداری، جمع‌آوری و بازخوانی اسناد و خاطرات کمک کرده‌اند.«شرح اسم» در بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در مصلای امام خمینی(ره)، سالن شبستان، راهروی ۲۸ غرفه ۱۹ (غرفه موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی) عرضه شده است.

این کتاب قطعا جزو کتاب‌هایی است که علاقه‌مندان تاریخ معاصر نباید مطالعه آن را از دست بدهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها