وقتی با سعید محمدپور تماس میگیریم، بزرگترین حادثه زندگیاش را این گونه روایت میکند: من هیچ وقت اتفاقی را که حدود 2 سال قبل افتاد نمیتوانم فراموش کنم. نمیدانم چه حادثهای در انتظارم است، اما بدون تردید بزرگترین حادثه زندگی من تا این لحظه حذف از تیم اعزامی به المپیک نوجوانان است. در آن روزها بسیار خوب تمرین کرده بودم و قرار بود در اولین دوره المپیک نوجوانان شرکت کنم. هنوز میدان بزرگی را ندیده بودم و ایمان داشتم که با طلای این بازیها میتوانم خیلی خوب خودم را ثابت کنم، اما بیانضباطی کردم و وقتی آقای کوروش باقری، متوجه بیانضباطیام شد، من را از اردو بیرون کرد.
این وزنهبردار جوان حرفهایش را اینطور ادامه میدهد: برای من که روزهای نوجوانی را سپری میکردم و تجربه کمی داشتم، تحمل این شرایط و از دست دادن یکی از آرزوهایم، کار سختی بود اما همان موقع تصمیم گرفتم که جبران کنم.
برای اینکه دوباره خودم را به آقای کوروش باقری، مربی تیم ملی ثابت کنم، خیلی زحمت کشیدم و بعد از مدتها بالاخره توانستم قانعش کنم که من میتوانم برای تیم ملی مثبت باشم. بعد از آن اتفاق حواسم به کارم است و کاری نمیکنم که براحتی آرزوهایم را از دست رفته ببینم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم