یک روز بعد از این ماجرا در حالیکه سرنخی از قاتل یا قاتلان وجود نداشت، ماموران گشت انتظامی به 2مرد مشکوک شدند و برای تحقیق سراغ آن دو رفتند. در این لحظه یکی از آنها که بشدت ترسیده بود، بدون مقدمه گفت: «من بیگناه هستم سعید قاتل است.»این مرد وقتی تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت، گفت: «من معتادم و مواد مصرفیام را از مردی به نام سعید - که حوالی ونک باغ گیلاس دارد- میخریدم، روز حادثه وقتی به آنجا رفتم دیدم بهروز هم برای خرید مواد آمده اما سعید با او درگیر شده و بشدت وی را کتک میزد، چون دلم سوخته بود خواستم وساطت کنم اما سعید ناگهان با میله آهنی ضربهای به سر او زد و بعد با چند نفر دیگر بهروز را در یک تاکسی گذاشت و از آنجا بیرون برد.»با افشای این موضوع، تجسسها برای دستگیری قاتل اصلی آغاز و او 7 ماه بعد از ارتکاب جنایت دستگیر شد و در اعترافاتش گفت: «من هروئینها را در گوشهای از باغ پنهان میکردم تا افراد معتاد جای آن را یاد نگیرند. اما بهروز آن روز مخفیگاه مواد را پیدا کرد و به همینخاطر با او درگیر شدم و بعد هم او را در یک تاکسی که رانندهاش برای خرید مواد آمده بود، گذاشتم و نزدیک بیمارستان رها کردم.»
متهم بعد از محاکمه در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران با درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم و این رای از سوی دیوانعالی کشور نیز تایید شد. به این ترتیب سعید در فهرست مردان اعدامی قرار گرفت تا اینکه اولیای دم مقتول به دادسرای جنایی رفتند و اعلام کردند از قصاص صرفنظر کردهاند. به این ترتیب، مرد اعدامی بار دیگر به زندگی بازگشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم