هنوز دقایقی از خارج شدن آنها از دفتر نگذشته بود که در همان لحظه که قصد داشتم از بسته شدن در دفتر مطمئن شوم، ناگهان 2 نفر ملبس به لباس نظامی و در حالیکه هر دو نفر آنها سلاح کمری و دیگر تجهیزات نظامی از قبیل بیسیم، شوکر برقی و اسپری اشکآور همراه خود داشتند و نقاب به صورتشان زده بودند، وارد دفتر شدند و یکی از آنها سلاحش را روی پیشانی من گذاشت و با تهدید مجبورم کردند داخل یکی از اتاقها بروم. او در آنجا به بهانه بازرسی بدنی لباسهایم را از تنم درآورد و با معرفی خود به عنوان مامور مرا مجبور کرد داخل اتاق بمانم و سپس دونفری شروع به بازرسی دفتر کردند. پس از چند دقیقه و با قطع شدن صدا، به آرامی از داخل اتاق خارج و متوجه شدم کیف سامسونتم که حاوی مقداری جواهرات بویژه یک انگشتر برلیان به ارزش تقریبی 5 میلیارد تومان بود به سرقت رفته است.
کارآگاهان بعد از اطلاع از جزئیات سرقت به بررسی این فرضیه پرداختند که به احتمال زیاد، 2 مراجعهکننده اول که به بهانه خرید جواهرات وارد دفتر شده، از اعضای گروه سارقان مسلح بودند و در زمان خروج از محل ضمن باز گذاشتن در برقی دفتر زمینه ورود دیگر همدستان خود را فراهم کردهاند. کارآگاهان سپس به بررسی تصاویر بهدستآمده از دوربینهای مداربسته داخل دفتر و همچنین ساختمان پرداختند و موفق به شناسایی 2 خریدار شدند و فهمیدند یکی از آنها به نام سعید.م 23ساله از مجرمان سابقهدار است که پیش از این به اتهام ارتکاب جرایم اینترنتی دستگیر شده بود. با شناسایی مخفیگاه سعید در میدان هروی او را دستگیر کردند. سعید که در مراحل اولیه تحقیقات، منکر هرگونه نقش و مشارکت در سرقت مسلحانه چندمیلیارد تومانی بود با ادامه یافتن تحقیقات ناچار لب به اعتراف گشود و همدستان خود را معرفی کرد. در ادامه تحقیقات همه اعضای این باند بازداشت شدند.
سلاحها از کجا میآیند؟
صفر خاکی، کارشناس قضایی:
این ماجرا به ما یادآوری میکند ماجرای سرقتهای مسلحانه و سایر جرایمی که با سلاح گرم انجام میشوند، مختص فیلمهای سینمایی نیست، گرچه در کشور ما کمتر رخ میدهد، اما وجود دارد و پرخطر است. هر ساله چند خبر از سرقتها و قتلهای مسلحانه در روزنامهها به چاپ میرسد.در سالهای گذشته سرقتهای مسلحانه بیشتر از طلافروشیها صورت میگرفت. به همین دلیل بود که مقامات انتظامی طلافروشان را موظف کردند درهای مخصوصی که از داخل باز میشود نصب کنند. جرایم مسلحانه اما فقط به سرقت از طلافروشیها ختم نمیشود. ماجرای مرد میانسالی که در شهر قدس روی 2 همسر و فرزندان خود آتش گشود و حدود 2000 گلوله شلیک کرد هنوز هم برای همه تازگی دارد. در سالهای اخیر اعضای یک شبکه بزرگ سرقت مسلحانه از بانکهای تهران و شهریار دستگیر شدند. آنها به 3فقره سرقت مسلحانه از بانک و قتل یک مامور بانک اعتراف کردند.
یکی از راههایی که مقامات قضایی برای کنترل سرقتهای مسلحانه در پیش گرفتهاند، تعیین مجازات سنگین است. یکی از مصادیقی که مجازات سرقت را سنگین میکند، مسلح بودن سارق است. بویژه اگر سارق با بهکاربردن اسلحه موجب ایجاد رعب و وحشت در مردم شود یا امنیت شهر و جامعه را بهخطر بیندازد، سارق به عنوان محارب شناخته میشود و مجازاتش اعدام است. حتی اگر محرز نشود که سارق محارب بوده است، سرقت مسلحانه عادی هم مجازات سختی دارد. معمولا بین 7 تا 10 سال زندان و رد اموال سرقت شده مجازاتی است که درانتظار یک سارق مسلح است.
حمل سلاح غیرمجاز تا 10 سال حبس به دنبال دارد. قانون مجازات قاچاق سلاح و مهمات قانونی است که برای جلوگیری از جرایم دیگر مانند سرقت مسلحانه و قتل وضع شده است. مبارزه با این جرایم جدی است و نیروی انتظامی جدا پیگیر مبارزه برای کاهش این جرایم است. بهرغم وضع قوانین بازدارنده و سختگیریهایی که درباره حمل سلاحهای غیر مجاز میشود، جرایم مسلحانه ادامه دارد. سوال اینجاست که این سلاحها از کجا میآیند. در کشورهای همسایه ایران امنیت کافی وجود ندارد. بسیاری از سلاحها از طریق مرز کشورهایی چون عراق، افغانستان و پاکستان وارد میشود. در این کشورها مردمی که از بیکاری و فقر رنج میبرند، دست به قاچاق اسلحه به خارج از مرزها میزنند و این سلاحها به دست افراد خلافکار میافتد.
در مناطق مرزی کمبود شغل، بیکاری و فقر بستر را برای وقوع انواع جرم آماده میکند. همچنین زندگی در شرایط سخت مانند مناطق کوهستانی، افراد را خشن بار میآورد. چنانکه ابن خلدون نیز به این نکته اشاره کرده است. این نکته را نباید فراموش کرد که با توجه به پیشروی جوامع به سمت و سوی تبدیل شدن به دهکده جهانی، کمکم حریم خصوصی از بین میرود و جرایم به صورت سازمان یافته انجام میگیرد.
قانون چه میگوید؟
فهمیه اسدی، وکیل دادگستری:
در مورد سرقت مسلحانه یک قانون خاص داریم که مصوب سال 1337 است. مطابق این قانون اگر سرقت از یک فروشگاه، مسلحانه باشد مجازاتش اعدام است. اما این قانون دقیق نیست و در قانون مجازات اسلامی در مواد 651 تا 654 مجازات سرقت مسلحانه با جزئیات بیشتر شرح داده شده است. در ماده 651، مصوب سال 1375، قانونگذار میگوید در صورتی که سرقت دارای 5 شرط، از جمله مسلح بودن سارق، انجام سرقت در شب و آزار و اذیت افراد شود، مجازات تشدید میشود.نحوه برخورد قانونگذار با سارق مسلح، در قانون مجازات اسلامی گاهی مورد نقد جرمشناسان قرار گرفته است. در ماده 651 گفته شده درصورتی که سرقت 5 شرط گفته شده را داشته باشد، مجازات 5 تا 20 سال حبس در انتظار سارق است. منتقدان میگویند بین حداقل و حداکثر مجازات تفاوت بسیار است و آزادی عمل قاضی در این مورد زیاد است.قوانین مربوط به اختلاس و کلاهبرداری تخفیف را جایز نمیداند اما در مورد سرقتهای مسلحانه تخفیف در صورت تشخیص قاضی مجاز است. در این شرایط قاضی میتواند در صورت تشخیص جایز بودن تخفیف، سارق را به کمتر از یک سال حبس محکوم کند.بعضی جرمشناسان معتقدند قانون درباره سرقتهای مسلحانه به نسبت جرایم دیگر بازدارنده نیست: به عنوان مثال در قانون مجازات اسلامی شروع به سرقت مسلحانه جرم محاسبه نمیشود. یعنی اگر سارق مسلح وارد منزلی شود اما قبل از سرقت فرار کند یا دستگیر شود، صرفا به خاطر همراه داشتن سلاح بدون مجوز مجازات میشود که مجازات سنگینی نیست.
افزایش روحیه پرخاشگری در خانواده
مریم رامشت، روانشناس:
اگر به ریشه جرایم پرخطری چون جرایم مسلحانه نگاه کنیم، بی شک به مساله ساده و مهم کودکی و روند تربیتی مجرم میرسیم. افزایش روحیه پرخاشگری میتواند از دیگر دلایل رواج رفتارهای پرخطر در جامعه باشد. دلایل و ریشههای خشم را به گفته مریم رامشت، باید در خانواده و جامعه جست: خانوادههایی که محدودکننده هستند، معمولا فرزندان خشمگینی دارند. این خانوادهها به آزادیهای فردی و اجتماعی فرزندان خود احترام نمیگذارند و به آنها اجازه ابراز نظر نمیدهند و در نتیجه خشم را در آنان افزایش میدهند. این کودکان شاید به دلیل احساس گناه خشم خود را در خانواده ابراز نکنند اما مسلما جای دیگری برای ابراز آن پیدا میکنند. خشم یک واکنش هیجانی و طبیعی در فرد در برابر یک ناکامی یا موقعیت ناخوشایند است. وقتی فرد عصبانی میشود تغییرات زیادی در بدن او رخ میدهد که همراه با تغییرات روانی و فیزیکی است. تغییرات فیزیکی ناشی از خشم، شامل تپش قلب، قرمز شدن رنگ صورت، لرزش دست و عرق کردن کف دست میشود. اثرات روانی خشم ایجاد احساس نامطلوب در شخص و واکنشهایی چون اقدام به وارد کردن لطمه به خود و دیگران، سرزنش دیگران، پرتاب و شکستن اشیا و... است.بروز خشم در سن خاصی اتفاق نمیافتد. خشم در وجود همه هست و حتی نوزادان هم که قادر به سخن گفتن نیستند، وقتی خشمگین میشوند با گریه کردن اعتراض میکنند، اما بروز خشم و توانایی کنترل آن در سنین مختلف متفاوت است. در دوره نوجوانی که شخص دچار نوسانات خلقی و فیزیکی شدید است، بحران هویت و حس استقلالطلبی وجود دارد و فرد به گروههای همسال گرایش پیدا کرده، کنترل خشم برای این افراد سختتر میشود و آستانه تحملشان پایین میآید. به همین دلیل شاهدیم نزاعهای خیابانی که براثر خشم اتفاق میافتد، بیشتر در رده سنی نوجوانی و اوایل جوانی است.
قابلیت افراد در کنترل خشم بسته به عوامل جسمی و محیطی متفاوت است. افرادی که دیابتی هستند، سابقه بیشفعالی یا اختلالات هورمونی دارند نسبت به دیگران خشمگینتر میشوند، اما آنچه تاثیر بسیار مهمی در کنترل خشم دارد، نقش عوامل محیطی است. مثلا اینکه فرد در چه خانوادهای رشد کرده بسیار مهم است. اگر محیط خانواده پرتنش باشد و پدر و مادر با یکدیگر، با فرزندان یا افراد دیگر مشاجره داشته باشند، الگوی پرخاشگری از خانواده به فرد انتقال پیدا میکند و فرد پرخاشگر میشود. بعضی رفتارهای سلطهجویانه و کنترلکننده خانوادهها نیز احساس خشم را در فرزندان تقویت میکند. اگر خانواده، فرزندان را بیدلیل از چیزی محروم کنند و حق انتخاب را از آنها بگیرند، روحیه خشم را در آنها بیشتر خواهندکرد.
اما فقط خانوادههای محدودکننده در این زمینه موثر نیستند، بلکه خانوادههایی هم هستند که به شیوه درست فرزندانشان را کنترل نمیکنند. این خانوادهها به جای مدیریت و تصمیمگیری درست درباره خواستههای فرزندانشان، تمامی خواستههای آنها را بیچون و چرا میپذیرند. این مساله باعث میشود فرزندان در برابر هر عاملی که احساس کنند بازدارنده و کنترلکننده است، واکنشهای پرخاشجویانه نشان دهند.
همچنین در خانوادههایی که پدر و مادر پرخاشجو هستند، مانند یک واگیر روانی این روحیه را به فرزندان خود منتقل میکنند. فرزندان از پدر و مادر خود یاد میگیرند با اطرافیان باید با خشونت رفتار شود. آسیبشناسی جرایم مسلحانه بی شک، نیاز به تحقیقات گسترده و دقیقتر دارد، اما رعایت مسائل کوچک و با اهمیت در خانوادهها نظیر آنچه رامشت میگوید، میتواند در کنار رفع مشکلات اجتماعی و قوانین بازدارنده مناسب، راهی برای کاهش جرایم پرخطر در جامعه باشد.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم