یکی از نخستین عوارض اعتماد به نفس پایین در کودکان، وحشت آنها از قبول مسوولیت و احساس اضطراب است. اضطراب در کودکان با علائمی همچون رنگ پریدگی، لرزش اندام، لکنت زبان، تعرق غیرطبیعی و بالا رفتن بیدلیل ضربان قلب بروز میکند. کودکان با اعتماد به نفس پایین علاقهای به مشارکت در فعالیتهای جمعی با همسن و سالهایشان را ندارند؛ انزواطلب میشوند و به همین دلیل بخش عمدهای از آموزشهای مربوط به مهارتهای اجتماعی را از دست میدهند.
ترس هم از عواقب دیگر اعتماد به نفس پایین در کودکان است. آنها از کشف کردن وحشت دارند و به همین دلیل جرات مطرح کردن ایدههای نو را ندارند و به این ترتیب ، خلاقیتشان سرکوب میشود. براساس تصور عامه مردم ، کودکانی دچار ضعف در اعتماد به نفس میشوند که والدینشان آنها را تنبیه و تحقیر میکنند.
والدینی که فرزندانشان را با هم سن و سالهایشان مقایسه میکنند و نقاط ضعف آنها را مدام به یادشان میآورند، والدینی که کودکانشان را در حضور دوستان و آشنایان و بستگان تنبیه میکنند، والدینی که اعتقاد دارند فرزندانشان در خردسالی چیزی نمیفهمند و به همین دلیل نقطه ضعفها و خطاهای آنها را به شوخی یا به گلایه در حضور آنها و بیهیچ پردهپوشی برای دیگران بازگو میکنند، والدینی که هنوز هم اعتقاد دارند نشانه ادب یک کودک، سکوت و بیتحرک بودن او در جمع است، همانهایی هستند که کودکانی ضعیف و بیاعتماد به توانمندیهای خویش تربیت میکنند و بار پرورش فرزندانشان را روی دوش سیستم آموزشی میاندازند.
اگرچه کودکانی که از سوی والدینشان از نظر روانی و جسمی آزار میبینند از ضعف در خودباوری رنج میبرند، اما گروهی دیگر از کودکان نیز وجود دارند که دقیقا در شرایط عکس کودکان آزار دیده پرورش مییابند و با این حال اعتماد به نفسی ضعیف دارند. این گروه از کودکان کسانی هستند که بیش از اندازه ازسوی والدینشان مورد حمایت قرار میگیرند. در واقع والدین این کودکان در نقطه مقابل والدین کودک آزار قرار دارند و به بهانه عشق به فرزند، مسوولیتهای کودکانشان را به جای آنها عهدهدار میشوند و از تجربه شکست خوردن و پیروز شدن، محرومشان میکنند و بهاین ترتیب به رشد و پرورش روانی فرزندانشان آسیب میزنند و آنها را به شخصیتهایی وابسته و غیرمستقل تبدیل میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم