بزن در رو

کدام گرانی، کدام کنترل؟!

گفتمان هم چیز خوبی است، اما به شرطی که طرفین گفت‌وگو، هم اعصاب داشته باشند که نزنند همدیگر را به زبان خوش ـ به اصطلاح ـ ناک اوت کنند و هم بخوبی از شرایط یک گفتمان منطقی مسالمت‌آمیز و سازنده باخبر باشند. این رفیق حجره و گرمابه و گلستان ما معتقد است که این هر دو شرایط ضمن عقد قرارداد گفتمان را برخوردار است. فلذا گاه بر سر اندک چیزی، باب گفت‌وگو را با ما باز می‌کند. البته ما نیز خدا وکیلی کرارا اعلام کرده‌ایم که باب گفت‌وگو بسته نیست.
کد خبر: ۴۶۹۰۱۲

می‌گوید: خبر را داشتی؟

می‌گویم: با این که شاعر معتقد است عالم بی‌خبری طرفه حیاتی بوده است؛ معذلک شما بفرما ببینم چه خبری منظور نظرت است. فقط سیاسی نباشد که الان حس و حالش نیست.

می‌گوید: نه، خوشبختانه شانس با توست. خبرش اقتصادی است. کاش چیز بهتری از خدا خواسته بودی!

می‌گویم: جان به لبمان کردی؛ حالا اصل خبر را مقر می‌آیی یا همین‌طور می‌خواهی پشت سر هم رطب و یابس به هم ببافی؟

می‌گوید: باخبر شدم که رئیس‌جمهور، روز پنجشنبه گذشته در نشست استانداران سراسر کشور، با تاکید جدی و قرص و محکم نسبت به کنترل بازار، بویژه درخصوص مواد غذایی، به استانداران دستور داد تا با هماهنگی تمامی دستگاه‌های ذی‌ربط و با فعال کردن بازرسی‌ها از افزایش بی‌رویه قیمت کالاها و اجناس ضروری مردم جلوگیری کنند و این یعنی که فاتحه گرانی خوانده است.

می‌گویم: فرمایش متین؛ اما نکته اساسی اینجاست که آخه کدام گرانی؟... چی‌چی را کنترل کنند؟.... مگر دستگاه کنترل از راه دور ساخته‌اند؟... چرا سیاه‌نمایی می‌کنی مرد؟... خودم همین دیروز از سر کوچه‌مان یک مقدار گوجه‌فرنگی گرفتم، اما هیچ احساس گرانی نکردم.

می‌گوید (با لبخند): مارو گرفتی؟... الان خود رئیس‌جمهور هم تلویحا راجع به برخی گرانی‌های بی‌رویه ابراز نگرانی کرده؛ آن وقت شما همچنان ساز خودت را می‌زنی و ما را متهم به سیاه‌نمایی می‌کنی؟

می‌گویم (به ضرس قاطع): اصرار نکن. من همچنان بر مواضع خویش پافشاری می‌کنم. نظر همه محترم است؛ نظر ما نباشد؟... اگر خلاف حرفم به من ثابت شد، روز روشن اعلام خواهم کرد. بنده نیز چیزی از ارشمیدس خدابیامرز کم ندارم. اگر متوجه چیزی بشوم، حتی خلاف نظرات ارزنده خودم هم که باشد، با صدای بلند فریاد برخواهم آورد که: ایها الناس، یافتم... یافتم!... حتی اگر آن چیز، یک چیز واضحی باشد در این حد که:

این که در جوی می‌رود آب است

و آن که در چشم می‌رود خواب است

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها