مذاکرات آتی ایران و گروه 1+5 می‌تواند آزمون مهمی برای کارآمدی سیاست خارجی سران کاخ سفید در برخورد با مسائل هسته‌ای ایران قلمداد شود

مذاکرات بغداد؛ آزمونی برای سیاست خارجی اوباما

در حالی که به رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا نزدیک‌تر می‌شویم، عدم تحقق وعده‌های اوباما در ایجاد تغییر و تحرک بخشی در عرصه دیپلماسی برای حل و فصل مسائل و مشکلات جهان، بر تنش‌های بین‌المللی و منطقه‌ای افزوده است. ناکارآمدی سیاست خارجی کاخ سفید در حل و فصل بحران افغانستان، تشدید افراط‌گرایی در پاکستان و نیز تداوم ناآرامی‌های امنیتی در عراق دلیل واضح این مدعاست.
کد خبر: ۴۶۸۹۳۷

از سوی دیگر، روابط تهران ـ‌ واشنگتن به‌رغم تلاش‌های دیپلماتیک و انجام گفت‌وگوهای 1+5 برای حل و فصل مسائل هسته‌ای همچنان با پیچیدگی‌های فراوانی مواجه است.

دموکرات‌ها زمانی قدرت را در اختیار گرفتند که سیاست‌های جنگ‌طلبانه بوش در خاورمیانه بویژه عراق و افغانستان به بن‌بست کامل رسیده بود؛ از سوی دیگر، روابط تهران ـ‌ واشنگتن نیز به دلیل اتخاذ مواضع خصمانه جورج‌بوش و ایجاد جنگ روانی مبنی بر به‌کارگیری گزینه نظامی علیه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، با بحران جدی مواجه شده بود.

تحت این شرایط، اوباما با سیاست تغییر در ارکان سیاست خارجی آمریکا و برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه وارد کاخ سفید شد. اولین باری بود که دموکرات‌ها به صورت همزمان هم قدرت در کنگره و هم کاخ سفید را در اختیار داشتند و این فرصت مناسبی بود که اوباما با تمرکز بیشتر، شرایط را برای پیشبرد سیاست‌های خود و تغییر واقعی در عرصه‌های داخلی و خارجی به کار گیرد.

در حوزه ایران، اوباما از ابتکار مذاکره مستقیم بین تهران ـ واشنگتن در موضوع هسته‌ای و مسائل دیگر جانبداری کرد و حتی برای اولین بار نماینده آمریکا در مذاکرات مبادله سوخت میان ایران و گروه وین حضور مستقیم داشت ولی آگاهان سیاسی متفق‌القولند که اوباما در خصوص ایران و برقراری مجدد روابط دیپلماتیک فاقد طرح و برنامه‌ریزی کلان بود و هدف اصلی وی از تکرار گفتمان تغییر، در واقع تزریق شور و احساسات در افکار عمومی آمریکا بود که سالیان طولانی از این حرف‌ها نشنیده‌اند و از سیاست سنتی 2 حزب دچار سردرگمی شده‌اند.

همان‌طور که گفته شد، سیاست اوباما نسبت به ایران در حوزه هسته‌ای بیشتر مذاکره مستقیم و بدون واسطه بود. این مساله تا حدودی با نگرانی‌هایی از جانب برخی کشورهای عرب منطقه و رژیم صهیونیستی همراه شد. بنابراین لابی صهیونیست‌ها در کنگره آمریکا بارها نسبت به هرگونه اقدام کاخ سفید مبنی بر برقراری روابط و نادیده گرفتن تداوم فعالیت‌های هسته‌ای ایران هشدار داد.

از سوی دیگر، برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس در برقراری تحریم‌های اقتصادی و تشدید فشارهای سیاسی مضاعف علیه ایران جلوتر از آمریکا حرکت کردند.

در چنین فضایی، رژیم صهیونیستی و نیز لندن ـ پاریس به عنوان متحدان کاخ‌ سفید، خواهان اقدامات تندتر اوباما علیه ایران شدند و در عرصه داخلی نیز برخی همقطاران دموکرات اوباما با حربه حقوق بشری، وی را ترغیب به اتخاذ مواضع سخت‌تری در قبال ایران کردند.

در این مسیر، اقدامات برخی اعراب محافظه‌کار منطقه نیز در تندتر شدن سیاست‌های کاخ سفید علیه ایران کاملا مشهود است؛ به طوری که برخی شیوخ عرب، یگانه راه جلوگیری از گسترش نفوذ طبیعی ایران در منطقه را استمرار دشمنی میان تهران ـ‌ واشنگتن می‌دانند.

به‌دلیل اولویت‌هایی که کاخ سفید برای مسائل هسته‌ای ایران در منطقه خاورمیانه قائل است، چگونگی به سرانجام رسیدن پرونده هسته‌ای ایران به نکته کلیدی سیاست خارجی اوباما بدل شده است. در برآیند تحولات تهران ـ واشنگتن مسائل زیر قابل تأمل است:

نکته: اظهارات اوباما در خصوص ایران و برقراری مجدد روابط دیپلماتیک فاقد طرح و برنامه‌ریزی کلان بود زیرا وی از تکرار گفتمان تغییر، هدف تزریق شور و احساسات در افکار عمومی آمریکا را دنبال می‌کرد

1 ـ به قدرت رسیدن دموکرات‌ها در انتخابات گذشته ریاست جمهوری آمریکا یک نوع امیدواری در درون مرزهای آمریکا و خارج از آمریکا پدید آورده و همچنین تاکید اوباما بر به‌کارگیری دیپلماسی عمومی و پرهیز از اتخاذ سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه بوش در برخورد با مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی نویدبخش تغییرات عمده در حل و فصل بحران‌های جهانی قلمداد می‌شد.

با این وجود، ناکامی اوباما در عملیاتی کردن شعارهای انتخاباتی و حادتر شدن مشکلات اقتصادی، وی را برای پیشبرد اهداف خویش با بن‌بست جدی مواجه ساخت. بی‌تردید با رادیکالیزه شدن سیاست خارجی آمریکا در حوزه‌های مختلف، شاهد تشدید منازعه میان تهران ـ واشنگتن بر سر موضوع هسته‌ای، مسائل منطقه و خیزش‌های اسلامی هستیم. گفت‌وگوهای اخیر در استانبول ترکیه و تاکید بر رویه‌های دیپلماتیک می‌تواند زمینه‌ساز اعتماد طرفین برای حل و فصل مشکلات باشد.

2 ـ آنچه مسلم است دو راهبرد اساسی دولتمردان آمریکا در دو دوره مشخص (جمهوریخواهان در دوره بوش و دموکرات‌ها در دوره اوباما) مبنی بر تغییر حکومت و نیز تغییر رفتار ایران، مطلوبیت چندانی برای تیم کاخ سفید به همراه نداشته و ایران اسلامی با مدیریت بحران و بالا بردن هزینه‌های رویارویی مستقیم تا حدودی توانسته است به اهداف مورد نظر دست یابد.

بی‌شک با شکست احتمالی دموکرات‌ها در انتخابات آینده ریاست جمهوری و نیز جابه‌جایی قدرت در کاخ سفید، شرایط برای تشدید تنش‌ها بین تهران ـ واشنگتن فراهم خواهد شد.

3 ـ در ماه‌های اخیر با فعال‌تر شدن لابی صهیونیستی در سیاستگذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های کنگره آمریکا، این احتمال وجود دارد که آمریکا در ارتباط با اسرائیل در بسیاری پرونده‌ها تغییر وضعیت بدهد. به‌طوری که اوباما مجبور شده که تحت تاثیر القائات دروغ صهیونیست‌ها و فشارهای آنها، تحریم‌های بسیار سنگین‌تری علیه ایران اتخاذ کند، تحریم بانک مرکزی و نفت ایران نتیجه آشکار سیاست‌های ضد ایرانی صهیونیست‌هاست.

از سوی دیگر، گسترش انوار بیداری اسلامی و سرنگونی رژیم‌های طرفدار غرب و اسرائیل در منطقه، این رژیم را با تنگنای سیاسی بیشتری روبه‌رو ساخته است. از این رو در ماه‌های اخیر شاهد حمایت مالی و نظامی غرب از تل‌آویو برای رهایی از بحران منطقه‌ای و تشدید اختلافات در منطقه بوده‌ایم و این روند ادامه خواهد داشت.

4 ـ مذاکرات آتی ایران و گروه 1+5 در بغداد می‌تواند آزمون مهمی برای کارآمدی سیاست خارجی اوباما در برخورد با مسائل هسته‌ای ایران قلمداد شود.

اگر گروه 1+5 با محوریت آمریکا بتواند خارج از فشارهای گروه‌های لابی صهیونیستی بر ایجاد حس اعتماد دوسویه در مذاکرات، تاکید ورزد و به نوعی حقوق ملت ایران را در داشتن فعالیت‌های صلح‌آمیز طبق اساسنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تضمین کند، ایران نیز با انعطاف بیشتری این آمادگی را پیدا خواهد کرد که در مذاکرات نسبت به برخی مطالبات گروه 1+5 و مسائل باقیمانده هسته‌ای به جامعه بین‌المللی و آژانس پاسخ مناسبی بدهد.

محمدمهدی مظاهری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها