اکران شهرستانها سالهاست مفهومی جداگانه و مجزا از اکران پایتخت دارد و این از منظر مخاطبشناسی نیز بحث مهمی است، چون در بسیاری موارد فیلمهایی بودند که در تهران فروش خوبی داشتند و در شهرستانها شکست خوردند و البته بسیاری از فیلمها هم وضعیت کاملا متفاوتی داشتند. همین عامل باعث شده بود بسیاری از تهیه کنندگان برای بازار شهرستانها سرمایهگذاری کنند و به سلیقه و ذائقه آنها فیلم بسازند، اما حالا چند سالی است کمتر تهیهکنندهای برای مخاطب شهرستانی فیلمی روی پرده میبرد. به همین دلیل تا چند سال پیش نیز اکران شهرستانها با اکران پایتخت تفاوت داشت. این موضوع از جایی اعتراض بسیاری را در پی داشت که برخی فیلمها با تعداد سینمای بالایی در تهران اکران شدند، اما اجازه اکران در شهرستانها را پیدا نکردند. نمونه تازه آن فیلم زندگی با چشمان بسته ساخته رسول صدرعاملی بود که نتوانست در برخی شهرستانها مانند یزد اجازه اکران بگیرد.
دلایل تهیهکنندگان هم برای خود جالب توجه است. آنها معتقدند فیلمی در تهران و در چند سالن و حتی در بعضی مواقع با سئانسهای محدود که اکران شود، فروشاش از کل شهرستانهای ایران هم بیشتر میشود، هر چند 15 درصد جمعیت ایران در تهران و اطراف آن متمرکز شدهاند، اما بازهم این تفاوت فروش چشمگیر است، بهطوری که چند سالن تهران دو سه برابر همه مراکز استانها میفروشد و همین باعث بیتفاوتی به اکران شهرستانها میشود. از سوی دیگر با بیرونقی سینماهای شهرستان و البته تبعیض اکران و عدم اکران برخی فیلمها مدیران سینما رغبتی برای به روز کردن سالنهای خود ندارند و این باعث میشود همین سینماهای اندک شهرستانها نیز فرسوده بمانند.
در سالهای دور در بیشتر شهرهای کشورمان سینما داشتیم، حتی در شهرهای کوچک هم سالنها فعالیت میکردند. با توجه به حمایت نشدن سینماها از سمت دولت چه در تهران و چه شهرستانها، سینماها با هزینههای سرسامآور، مالیات بر ارزش افزوده و گرانی آب، برق، گاز و هزینههای جانبی دیگر مواجه شدند که این مساله با توجه به شرایط حاکم بر معشیت مردم، دیگر جوابگوی سینماداران نبود و باعث شد سینماها روبهتعطیلی روند.
سالنهای کم و مخاطبان کمتر
در همین روزهای نوروز و حواشی اکران آن وقتی نمایش فیلمهای گشت ارشاد و خصوصی مورد اعتراض واقع شد حوزه هنری به عنوان مالک تعداد قابل توجهی از سینماهای کشور این دو فیلم را از جدول اکران خارج کرد و این نکته با اعتراض شدید سازمان سینمایی روبهرو شد، اما تعداد بالای سینمای در اختیار این نهاد فرهنگی باعث شد عملا این دو فیلم از چرخه اکران خارج شود. فارغ از موضوع فیلمهای اکران شده، این تصمیم حوزه هنری وقتی عجیبتر شد که این نهاد اعلام کرد از میان فیلمهای جشنواره امسال غیر از این دو، 15 فیلم دیگر را نیز اکران نخواهد کرد و این یعنی فیلمسازان حالا علاوه بر شورای بازبینی و نظارت و وزارت ارشاد با نهاد دیگری به نام حوزه هنری نیز باید هماهنگ شوند و به شکلی غیررسمی چنین فیلمهایی از فیلتر این مجموعه نیز باید عبور کند و اینجاست که تعداد کم سینماها و بیتوجهی به تعداد کم سینماهای موجود در ایران دوباره خبرساز میشود.
تعداد سالن کم موجود در ایران هر چند وقت یکبار موضوع بحث مسوولان و اهالی سینما میشود و هیچگاه به نتیجه عملی نمیرسد. زمانی در ارتباط با تشکیل گروهی سینمایی با عنوان مخاطب خاص این بحث مطرح شد، در روزهای جشنواره فیلم کودکان نیز این موضوع در رابطه با سرگروه مجزا برای ژانر کودک و نوجوان در رسانهها چرخید و البته مدت زمانی هم این موضوع به دلیل گفته شمقدری برای تولید 300 فیلم در سال مطرح بود. حالا هم تصمیم حوزه هنری مبنی بر اکران نکردن 15 فیلم این بحث را دوباره مطرح کرده است که چرا نهادهای دیگر فرهنگی اقدام به تاسیس سالن سینما نمیکنند و چرا سالنهای خصوصی سینما هر روز کاهش مییابد. با نگاهی به آمار مخاطبان در سالهای اخیر و اینکه با توجه به حذف یارانهها و برخی مشکلات اقتصادی همچنان مخاطبان سینما رو به افزایش است، درباره احداث سالنهای سینمایی همچنان کم کاریها ادامه دارد.
در اکران نوروزی امسال تعداد 86 سالن سینمای تهران در اختیار 5 فیلم اکران نوروزی قرار داشت و 95 سالن در کل ایران به این فیلمها اختصاص یافت. همین عدم تناسب میان سالنهای سینما در تهران و شهرستانها نشان از آن دارد که تهیهکنندگان و سفارشدهندگان فیلمها چندان برای مخاطبان شهرستانی برنامهای نداشته باشند. اما اگر این نسبت در مورد سالنها رعایت میشد بدون شک ذائقه مخاطب شهرستانی نیز در ساخت آثار فرهنگی تاثیر بسزایی داشت.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم