روبرتو دی‌متئو، این روزها در چلسی آقایی می‌کند

مربی‌های‌ جوان ستاره می‌شوند

در دنیای توپ گرد و زمین چمن عجایب زیادی وجود دارد. بزرگانی که سقوط می‌کنند و افرادی در حاشیه که با کوچک‌ترین شرایطی دست به بزرگی می‌زنند.
کد خبر: ۴۶۷۸۶۳

اگر شکست آندره ویلاس‌بوآس جوان (که به اشتباه با مربی بزرگ دیگری همچون مورینیو قیاس شد) در هدایت تیم چلسی به وجود نمی آمد امروز دنیای فوتبال از مشاهده استعداد جوان و محبوبی چون روبرتو دی‌متئو محروم بود؛ مردی که به عنوان یک بازیکن ، خیلی زود با تیم آبی‌های لندن( چلسی‌) خداحافظی کرد و چند سال بعد به طور ناگهانی به عنوان مربی تیم منصوب شد.

مردی از سوئیس

شهر شافهاوزن در شمال سوئیس از قدیمی‌ترین مناطق مستقل اروپا از قرون وسطی بوده و امروز یکی از مناطق توریستی این کشور به شمار می‌آید. در 29 ماه می‌1970 کودکی در آن به دنیا آمد که روبرتو نام گرفت. والدین وی از روستایی با نام پالیتا با امید یافتن شرایط بهتر به شمال سرزمین سرد سوئیس مهاجرت کرده بودند تا نوای خویش را بین آلمانی‌زبان‌های آنجا بیابند. کار، مانع اصلی پیشرفت پسرکی بود که در دنیای کودکی خویش جز توپ را نمی‌دید ولی به تدریج توانست راه خویش را در این مسیر یافته و سرانجام با حضور در مدرسه فوتبال مهم‌ترین تیم فوتبال شهر 35 هزار نفری محل سکونتش به آرزوی خود برسد. با اعتماد مربیان باشگاه به وی سال 1988 و با 18 سال سن برای نخستین‌بار با لباس بزرگسالان اس‌وی‌ شافهاوزن در لیگ دسته اول سوئیس حاضر شد و توانست طی 3 سال در قریب به 50 بازی حاضر شود. او در میانه خط دفاعی با سبک خود کار می‌کرد و گویی این استحکام را (به سبب ایتالیایی بودن) در خون داشت. سال 1991 باشگاه قدیمی اف‌.ث‌ زوریخ این جوان 21 ساله را به خدمت گرفت تا امیدی جدید در قلب خط دفاعی تیمش باشد، ولی پس از یک فصل و انجام 34 بازی، آرائو یکی دیگر از تیم‌های معتبر سوئیس به سراغ وی‌ رفت و وی همراه FC Aarau به مربیگری رالف زینگر فاتح لیگ برتر سوئیس در فصل 93 ـ 1992 شد. این قهرمانی آوازه شهرت پسرک ایتالیایی سوئیسی را از مرزهای کشور همیشه در صلح خارج و به گوش هموطنانش در کشور چکمه‌ای رساند تا وی فصل بعد را در سرزمین اجدادی‌اش بگذراند.

ملی‌پوش‌پیشین ایتالیا

لاتزیو در سال‌های نیمه نخست دهه 90 میلادی در وضعیت جالبی به سر نمی‌برد و عملا این تیم در حال پوست‌اندازی برای رسیدن به موفقیت‌های یک دهه بعد بود. در چنین شرایطی بود که دی‌متئوی 23ساله برای اولین‌بار به سرزمین پدری‌ بازگشت و همراه با تیم پایتخت به دنبال آرزوهای خویش رفت. هرچند وی نتوانست آن‌گونه که باید همراه با آبی‌ آسمانی‌ها موفق باشد، ولی حضور در معتبرترین لیگ آن زمان سبب افزایش روزافزون شهرت وی در دنیای فوتبال و دعوت شدنش برای نخستین‌بار به تیم ملی ایتالیا شد. او به علت به دنیا آمدن در سوئیس می‌توانست در این تیم هم به میدان برود، ولی کدام عقل سلیمی است که بازی در تیم ملی ایتالیا را رد و به سوئیس بپیوندد؟ او پس از جام‌جهانی 1994 که با نایب ‌قهرمانی ایتالیا همراه بود به این تیم پیوست و در 4 سال و 34 بازی ملی(دو گل) را در کارنامه خویش ثبت کرد. وی یکی از ارکان تیم نه‌چندان موفق لاجوردی‌پوشان در جام‌جهانی 1998 بود. سال 1996 وی پس از 3 فصل تقریبا موفق(البته بدون کسب جام) همراه با بیانکوچلستی، به تیم چلسی پیوست که اسطوره فوتبال هلند را در راس تیم خود می‌دید.

مهاجرت به انگلیس

رود گولیت در آخرین سال‌های حضورش در عرصه بازیگری همراه با تیم آبی‌پوش پایتخت انگلیس به‌‌عنوان مربی ـ بازیکن دست به یک نوآوری زده و با استفاده از قانون بوسمن تیمی ساخت که قالب آن غیرانگلیسی بود و این راه رشد این باشگاه را به عنوان یکی از پیشروهای این روند تثبیت کرد.

روبرتو دی‌متئو هم یکی از خارجی‌هایی بود که با حضور در استمفوردبریج تبدیل به یکی از ارکان موفقیت‌های آبی‌ها در نیمه دوم دهه 90 شد. او نخستین گام را چشمگیر برداشت و در اولین بازی خانگی برابر میدلزبرو تک‌گل 3 ‌امتیازی تیم را به ثمر رساند تا محبوب قلب هواداران گردد. او به سبب سبک بازی سیال تیم و همین‌طور کسب تجربه از سال‌های حضور در سطح اول فوتبال جهان، خیلی زود در تیم جا افتاد و با زدن 6 گل در فصل اول، همراه با سایر ستارگان تیم، بعد از سال‌ها چلسی را به یک جام FAcup رساند. با رفتن گولیت از تیم، جان‌ لوکاویالی هموطن وی مربی ـ بازیکن چلسی شد و در سال دوم حضور دی‌متئو آنها فاتح جام اتحادیه انگلیس و جام ‌در جام اروپا شدند که این اولین‌ جام چلسی در اروپا بعد از 27 سال بود. پیروزی در دیدار سوپرجام اروپا از تیم رویایی آن زمان چلسی، یکی از محبوب‌ترین‌ها را ساخت و وی همراه با سایر هم‌تیمی‌هایش بدل به محبوب قلب هواداران شدند. کسب یک جام‌حذفی و یک جام خیریه همراه با چلسی آخرین کاپ‌هایی بود که او بالای سر برد و با آمدن یک مربی هموطن دیگر به جای ویالی، یعنی کلود رانیری باتجربه وضعیت تیم تا حدی دگرگون شد و باشگاه تا حدی از آن طراوت سابق خارج شد. فصل 2000 ـ 1999 با چند آسیب‌دیدگی مختلف برای وی همراه بود و تا حدی مانع از درخشش لازم از جانب وی شد. او که می‌رفت تا با ادامه روند رو به رشد خود بدل به یکی از ماندگارترین فوتبالیست‌های خارجی تاریخ باشگاه لندنی شود با یک حادثه ناخوشایند وداعی تلخ با فوتبال داشت. در جریان بازی با تیم سنت ‌گالن سوئیس در چارچوب جام یوفا در نیمه دوم، دانیل ایمهوف هافبک 23ساله تیم سوئیسی با یک تکل خشن روی ساق پای وی آن را از 3 جا شکست تا جراحی‌های مختلف به مدت 18ماه او را از میادین دور نگه دارد و سرانجام پسرک سوئیسی ایتالیایی در 31سالگی مجبور به خداحافظی زودهنگام با دنیای قهرمانی شد. او با 6 سال حضور در باشگاه لندنی 119 بازی و 15 گل را در پرونده خویش جای داد و به عضویت تیم رویایی قرن چلسی انتخاب شد.

از پیراهن بازیگری تا کت و شلوارمربیگری

خروج از دنیای بازیگری فوتبال به مفهوم خروج ستاره ایتالیایی از کل این رشته نبود. روبرتو خیلی زود پای به کلاس‌های آموزشی گذاشت و تلاش کرد در کنار تجربه بازیگری، اطلاعات علمی‌اش را نیز بالا ببرد. در جولای 2008 باشگاه تازه ‌تاسیس و حاضر در دسته 3 انگلیس از وی برای جانشینی پل اینس که تیم را برای پیوستن به بلکبرن ترک کرده بود، دعوت کرد. کار وی در آغاز عالی بود و وی که مدرک B یوفا را داشت با سبک ویژه مربیگری‌اش توانست تیم را به جایگاه سوم لیگ رسانده و تنها در بازی پلی‌آف برابر اسکانتورپ و در ضربات پنالتی بود که از صعود به لیگ بالاتر بازماند. با درخشش در نخستین گام، باشگاه وست‌ برومویچ‌آلبیون که در آن زمان (2009) در لیگ دسته اول انگلیس حاضر بود از وی برای سرمربیگری دعوت نمود. حاصل فعالیت وی در همان فصل نخست، صعود به لیگ برتر بود و روبرتو دی‌متئو به عنوان سرمربی وست‌برومویچ در نخستین‌ گام در سطح اول فوتبال انگلیس با 6 گل نتیجه را به چلسی واگذار کرد. تیم او بد کار نمی‌کرد و حتی در سپتامبر 2010 وی به عنوان مربی ماه جزیره انتخاب شد، ولی خیلی زود تیم وی رو به افول نهاد و پس از کسب تنها یک پیروزی در مجموع 10بازی و همچنین شکست سنگین 3 بر صفر برابر من‌سیتی در پنجم فوریه 2011، از کار بر کنار و جای خود را به مایکل اپلتون داد و تیم با جایگاه یازدهم فصل را به پایان برد.

دستیاری که جانشین شد

با درخشش پورتو در فصل 11 ـ 2010 و قهرمانی تیم همراه با مربی جوان و «خاص‌اش» در اروپا، آبرامویچ مالک چلسی با تصمیمی عجولانه، آندره ویلاس‌بوآس را جانشین کارلتوی ایتالیایی کرد و جوان پرتغالی نیز برای دستیاری اول خود از ستاره محبوب تیم دعوت به همکاری کرد. دی‌متئو زود این پیشنهاد را پذیرفته و به عنوان دست راست آندره ویلاس‌بوآس (و البته کم‌تجربه) در تیم سابق خویش مشغول به کار گشت، اما نتایج عجیب و دور از ذهن این تیم در طول فصل سبب شد خیلی زود مالک روس آبی‌ها به اشتباه خویش در قیاس ویلاس‌ بوآس با مورینیو پی برده و در چهارم مارس 2012 رسما وی را از کار برکنار نماید.

نام‌های زیادی برای جانشینی وی مطرح شد، ولی هیچ‌کدام به توافق نهایی نرسید تا آبرامویچ«موقتا» سکان هدایت تیم در دیدار جام ‌حذفی برابر بیرمنگام را به وی بسپارد. پیروزی 2 بر صفر در آن بازی و 3 روز پس از آن برد یک بر صفر برابر استوک در لیگ سبب شد تا تیم پرحاشیه روحیه گرفته و بتواند 3روز بعد جبران شکست 3 بر یک برابر ناپولی را 4 بر یک کرده و با پیروزی خیره‌کننده راهی مرحله بعد شود. او تا به اینجای کار بشدت عالی کار کرده و با کسب حداکثر امتیازها و قرارگیری در جمع بالانشینان لیگ برتر برای خود وجهه‌ای ویژه کسب نماید. او اکنون در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان است و توانسته تیمی بحران‌زده را مانند یک ناخدای با تجربه به آرامش برساند. اگر وی در کارش موفق شود و بتواند مقامی در ادامه فصل کسب کند، باید گفت که پس از تب گواردیولا به زودی شاهد تبی جدید خواهیم بود؛ تبی که در آن مربیان جوان می‌توانند دستیار بزرگان شوند و به عنوان آلترناتیوی خطرناک مطرح باشند و مدیران را با آرامشی بیشتر به کار تیم نظارت کنند.

علی پازکیان / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها