گفت‌وگو با علیرام‌ نورایی، بازیگر فیلم «قلاده‌های طلا»

قلاده‌های طلا یکطرفه به قضایا نگاه نمی‌کند

شاید هر بازیگری به یک نقطه عطف برای دیده شدن نیاز داشته باشد؛ فیلم و نقشی که او را در ویترین جامعه قرار بدهد و توجه‌ها را به او معطوف کند. قلاده‌های طلای ابوالقاسم طالبی برای علیرام ‌نورایی همین نقش را ایفا کرد و او را در مرکز توجه مردم قرار داد. بازی در جایگاه جاسوس MI6 در این فیلم، نورایی را​ به شهرت رساند. هفته گذشته در حالی میزبان نورایی در «جام‌جم» بودیم که می‌خواستم گفت‌وگو را بیشتر به سینما​ و بازیگری اکشن سوق بدهم و از بازیگران خارجی و طراح‌های اکشن مشهور بپرسم، اما احساس کردم نورایی چندان مایل نیست که صرفا در جایگاه یک بازیگر و متخصص اکشن به او نگاه کنیم.
کد خبر: ۴۶۷۸۰۶

در فیلم قلاده‌های طلا چند بار تغییر چهره می‌دهید، برایم جالب بود که بدانم امروز با چهره واقعی‌تان می‌آیید یا یک گریم دیگر.

می‌بینید که با هیچ کدام نیامده‌ام چون مشغول بازی در فیلم دیگری هستم به نام استعداد.

البته در واقعیت هم شما چند چهره دارید. منظورم به معنای مثبت است؛ هم چهره سینمایی هستید و هم چهره ورزشی. می‌خواستم به جای صحبت از سینما پیش از همه از ورزش سوال کنم و این که آیا ورزشکار حرفه‌ای هستید؟

ورزشکار حرفه‌ای که نه اما ورزش تقریبا همیشه جزو جدانشدنی زندگی‌ام بوده است.

منظورتان ورزش بدنسازی است؟

نه اندام من خیلی شبیه هیکل ورزشکارهای بدنسازی نیست. من زمستان‌ها اسکی می‌کنم. در بقیه فصل‌ها هم به ورزشی به نام پارکو می‌پردازم. این ورزش را همراه چند نفر از دوستانم در فدراسیون آمادگی جسمانی ثبت کرده‌ایم. بیشتر وقت‌ها این ورزش را تمرین می‌کنیم.

می‌شود کمی درباره این ورزش توضیح بدهید.

پارکو یک ورزش فرانسوی است. در این ورزش، ورزشکار باید مسیری با موانع متعدد را در کوتاه‌ترین زمان ممکن طی کند. در واقع از ابداع این ورزش چند سال بیشتر نمی‌گذرد. ما هم هفت هشت سالی بیشتر نیست که آن را در ایران به ثبت رسانده‌ایم. البته من از پرداختن به این ورزش و ثبت آن یک انگیزه تصویری هم داشتم. یعنی می‌خواستم در کار تصویر و سینما هم از آن کمک بگیرم. در واقع اواسط دوران بازیگریم این ورزش را کشف کردم و با دانلود حرکات آن و دیدن فیلم‌هایی که آن را آموزش می‌داد به صورت کاملا خودجوش به این ورزش علاقه‌مند شدم و دو سه تا از تکنیک‌های آن را یاد گرفتم و بعد از دو سه سال تمرین و کارکردن سرانجام همراه چندنفر از دوستانم آن را در فدراسیون آمادگی جسمانی ثبت کردیم. الان هم که خیلی از جوانان به ورزش پارکو علاقه‌مند هستند و معادلی فارسی برای نام خارجی آن ساخته‌اند: شهرنوردی. با این ورزش می‌توان از موانعی که در زندگی شهری وجود دارد پرید و متوقف نشد.

پس آن حرکت اکشن شما در قلاده‌های طلا در پرش از روی سقف ماشین که به صورت اسلوموشن هم نمایش داده شده، از اثرات همین ورزش‌ شهرنوردی به شمار می‌آید؟

بله، یکی از حرکت‌های این ورزش است.

احساس کردم امین حیایی سعی کرد که در این صحنه حرکتی مثل شما انجام دهد و نتوانست!

نه، این‌طور نیست در تمام طول فیلم این من بودم که سعی می‌کردم کاری کنم که از آقای حیایی یاد بگیرم و به بازی ایشان لطمه‌ای وارد نکنم. امین حیایی در طول پروژه همیشه مثل یک برادر در جایی که نیاز بود مرا کمک و راهنمایی می‌کردند.

بازی کردن در کنار ستاره‌ای مثل امین حیایی برایتان استرس‌زا نبود؟

استرس نداشتم برعکس خیلی هم خوشحال بودم. در ضمن از این که کنار داریوش اسدزاده عزیز و آقای شریفی‌نیا هم کار می‌کردم برایم بسیار مایه افتخار بود. انگار تکیه‌گاهی داشتم که اگر دردسری هم پیش می‌آمد می‌دانستم آنها از من حمایت می‌کنند.

در کدام قسمت از بازی‌هایتان دچار دردسر شدید؟

در جریان بازی در این فیلم دردسری پیش نیامد، چون در واقع همه‌اش دردسر بود. البته اشتباه برداشت نشود منظورم از دردسر، سختی است. سختی‌هایی مثل این که هوا گرم بود و فیلم تعقیب و گریز زیاد داشت و... اینها خودش بازی در این فیلم را سخت‌تر می‌کرد.

یعنی هیچ صحنه‌ای پیش نیامد که برایتان اتفاقی بیفتد؟

در یکی از سکانس‌ها که خیلی هم سخت نبود و در حقیقت یک دویدن خیلی ساده بود، برایم حادثه‌ای پیش آمد. دکوری در میدان ونک زده بودیم و من باید خیلی ساده در آن می‌دویدم، اما در همین صحنه بسیار ساده پایم روی یک آجر رفت و پیچ خورد. بعد هم که کات و صحنه بعدی در بیمارستان و گچ‌گرفتن پا و از این‌جور دردسرها، اما در همان وضعیت هم نمی‌خواستم ​ کار عقب بیفتد و چندتایی از صحنه‌های داخل ماشین را با همان پای پیچ خورده گرفتیم؛ مثلا سکانس کشتن دختری که به سفارت انگلیس رفته بود. دو سه روز هم که باید استراحت مطلق می‌کردم، به ناچار سر صحنه نرفتم و استراحت کردم. بعد هم به قول آقای فردوسی‌پور در یک اقدام کاملا خودجوش خودم گچ پایم را باز کردم.

خودتان گچ پایتان را باز کردید؟ چرا؟

دچار عذاب وجدان شدید شده بودم، چون آقای طالبی بعد از یک عمل سخت با ناراحتی قلبی می‌آمد سر کار، آن هم در گرمای شدید هوا. من از این نظر واقعا احساس خوبی نداشتم. وقتی احساس مسوولیت ایشان را می‌دیدم نمی‌توانستم خودم استراحت کنم و کار را به تعویق بیندازم.

الان مشکل پایتان به طور کامل رفع شده است؟

در راه رفتنم مشکلی وجود ندارد و می‌توانم درست راه بروم، اما ورزش یعنی همان جزو لاینفک زندگی‌ام را نمی‌توانم انجام بدهم و همین‌ در روحیه‌ام تاثیر بدی گذاشته است. احساس می‌کنم دارم مثل آدم‌های تنبل رفتار می‌کنم، ولی خب چاره‌ای نیست باید فعلا صبر کنم و بگذارم پایم کاملا خوب شود تا بعدها دچار مشکل جدی نشوم.

هیچ‌وقت فکر کرده‌اید که درتئاتر هم بازی کنید؟ با توجه به استیل بدن و نیز مهارت‌های جسمانی شاید برای بازی در تئاتر هم خیلی مناسب باشید. منظورم از تئاتر بیشتر تئاتر فرم و بدن است؛ نمایشی که در آن از زبان حرکات بدن برای ادای مقصود استفاده می‌شود.

نه، نمی‌دانم شاید یکی از معدود کسانی باشم که در این حوزه کار کرده ولی در دوران جوانی از تئاتر بیزار بوده‌ام. راستش من داشتم در دانشگاه یک رشته فنی می‌خواندم و خیلی هم به درسم علاقه‌مند​ بودم و می‌خواستم بعدها در همان حوزه کار کنم تا این که روزی یکی از دوستانم از من خواست در پایان‌نامه‌اش نقشی را بازی کنم. من و یکی دیگر از دوستانم که او هم مثل من از دانشجویان رشته فنی بود صرفا برای تفنن آن بازی را قبول کردیم. من تا آن زمان تنها یک تئاتر به نام آن سوی آیینه را به زور یکی از دوستانم دیده بودم، آن هم به خاطر این که برادرش در آن تئاتر بازی کرده بود.

چه سالی؟

به خاطر ندارم اما دهه 70 بود. من خیلی عنق رفتم و با بی‌حوصلگی هم آن کار را دیدم. البته الان که این حرف را می‌زنم از تمام تئاتری‌های عزیز عذرخواهی می‌کنم. این عقیده دوران جوانی من بود. در آن زمان به نظرم روی سن رفتن برای سرگرمی بقیه، خیلی کار جالبی نبود. البته در ارزشمندی هنر نمایش تردیدی نیست و تئاتر هم چنین چیزی که من فکر می‌کردم نیست. باز هم از همه هنرمندان عزیز تئاتر عذرخواهی می‌کنم. طبیعتا اکنون نظرم به هیچ‌وجه این نیست و آن نظر دوران جوانی‌ام است.

خب به ما بگویید که چه شد نظر شما درباره تئاتر تغییر کرد؟

نورایی: همه ما در زندگی سعی می‌کنیم نقش مثبت را ایفا کنیم و خوب و دوست داشتنی باشیم، اما من دلم می‌خواهد جلوی دوربین نقشی را بازی کنم که با زندگی معمولی‌ام متفاوت باشد

تا مدّت‌ها همان نظر را داشتم تا این که رفتم برای دوستان تئاتری‌ام تست بازیگری بدهم. رفته بودم که اذیت کنم، اما بسیار اذیت و شدیدا گرفتار شدم. در همان سال 12 پایان‌نامه بازی کردم و مسیر زندگی‌ام عوض شد چرا که می‌خواستم مهندس نرم‌افزار بشوم اما...

پشیمان که نیستید؟ هنوز هم دوست دارید مهندس شوید؟

نه(با خنده)... هنر را دوست داشتم، اما در حد نقاشی و گرافیک. هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کردم بازیگر شوم و در نمایش و فیلم سینمایی بازی کنم.

همان زمان دانشجویی بازیگر مورد علاقه‌تان چه کسی بود؟

زنده‌یاد خسرو شکیبایی بازیگر محبوبم بود. صدای او همیشه برایم آرام بخش بود و به جرات می‌توانم بگویم که در دوره‌ای از جوانی‌ام با صدای مرحوم شکیبایی می‌خوابیدم.

اکنون بازی چه کسانی را می‌پسندید؟

آل پاچینو و برد پیت.

آیا خودتان را بازیگری اکشن‌‌کار می‌دانید؟

به معنای واقعی اکشن‌کار نیستم، فقط دوست ندارم یک جا بنشینم و دیالوگ بگویم. دوست دارم حرکات فیزیکی هم در کارم باشد. در مورد سینمای ایران....

که اصلا سینمای اکشن به آن معنا نداریم.

بله تقریبا تهیه‌کنندگان​حاضر نیستند برای ساخت فیلم‌های اکشن هزینه کنند.

فیلم محبوب اکشن‌تان چیست؟

فیلمی به نام شهرک مستقل B13 که از تلویزیون هم پخش شد. این فیلم همان فیلمی بود که پارکو را به من معرفی کرد. به نظرم اکشن تعقیب‌گریزی بی‌نظیری بود.

موقعی که آقای طالبی پیشنهاد این فیلم را به شما داد از زاویه اکشن به آن نگاه کردید و پذیرفتید یا از نظر سیاسی؟

از زمانی که بازیگری را به عنوان هدف در زندگی‌ام قرار دادم سعی کردم دور از حاشیه باشم و اصولا سیاست و سیاسی‌بازی و فیلم سیاسی آدم را در حاشیه می‌برد. خیلی بخش سیاسی بودن این فیلم را دوست نداشتم و جاهای دیگر هم گفتم که استرس عجیبی به من وارد شد وقتی قرار بود با این پروژه کار کنم. تا این که بیشتر با آقای طالبی و دیدگاه و هدفشان از نوشتن این فیلمنامه و ساخت چنین فیلمی آشنا شدم. بتدریج متوجه شدم ​ ایشان نمی‌خواهند یکطرفه به قضایا نگاه کنند. این طوری خیالم راحت‌تر شد و با آرامش بیشتری به پروژه پیوستم.

در این باره چقدر با آقای طالبی گفت‌وگو کردید؟ آیا کار به بحث و جدل هم می‌کشید؟

بحث و جدل که نه.من با آقای طالبی خیلی صحبت کردم، چون داشتم یک نقش منفور را بازی می‌کردم تا این‌که به خط فکری آقای طالبی پی بردم و فهمیدم ​ قرار نیست هیچ جنبه و جناحی مورد طرفداری قرار بگیرد و جناح دیگری مورد توهین و تمسخر واقع شود. به این ترتیب با خیال راحت‌تری وارد بازی شدم. هنوز هم دوست ندارم حاشیه داشته باشم. امیدوارم نقش وسوسه‌کننده‌ای که جنبه‌های سیاسی قوی هم داشته باشد به من پیشنهاد نکنند.

از نقدهایی که به فیلم وارد شده و نقل قول‌هایی که درباره آن شده باخبر هستید؟

بله، من مرتب به اینترنت سر می‌زنم و نقد‌ها را می‌خوانم. به هر حال وقتی یک عده معدودی که حتی معلوم نیست واقعا فیلم را دیده باشند به خودشان اجازه می‌دهند به هنرمندان مملکتشان با حب و بغض توهین کنند و با چنین روش زشتی آنها را زیر سوال ببرند، آدم واقعا آزرده خاطر می‌شود. چون به نظر من این فیلم هیچ سویه خاصی ندارد. من فقط می‌توانم به عنوان یک ایرانی که سال 88 رای هم داده است و کاندیدای مورد نظرش هم رئیس‌جمهور نشده از درگاه خدا بخواهم​ سطح فرهنگی این جماعت را بالاتر ببرد. متاسفم برای آن دوستانی که متعصبانه با این مورد برخورد می‌کنند. البته در نقدهای منتقدان جملات مثبت زیادی حتی از مخالفان فیلم هم دیده‌ام. درباره بازی من نکات مثبتی هم نوشته‌اند که از آن هم انرژی زیادی گرفته‌ام. به هر حال امیدوارم بتوانم در آینده کارهای بهتری انجام دهم.

به هر حال فیلم قلاده‌های طلا اثری است که از پیش طبیعی به نظر می‌رسید نظرات مختلفی درباره آن ابراز شود و حساسیت‌هایی را برانگیزد. در واقع کاملا قابل پیش‌بینی بود که فرامتن قلاده‌های طلا بر خود متن و نقدهای آن شدیدا تاثیر بگذارد. آیا الان بعد از این نقدهایی که به قلاده‌های طلا شده نظرتان درباره آن مثبت‌تر شده یا نگرش منفی‌تری به آن پیدا کردید؟ در واقع بگذارید این‌طور بپرسم، آیا پس از خواندن این نقدها اصلا نظرتان درباره این فیلم تغییر کرده است؟

بله اکنون نظرم بشدت تغییر کرده است. الان و پس از خواندن آن نقدهای غیرمنطقی شدیدا به این کاری که انجام داده‌ام تعصب پیدا کرده‌ام و از آن دفاع می‌کنم!

خب برای ما تعریف کنید که چه طور شد​اصلا آقای طالبی شما را برای این نقش انتخاب کردند؟

اواسط فروردین سال گذشته توسط آقای شوقی یکی از عوامل فیلم به دفتر آقای خزاعی دعوت شدم تا جلسه‌ای با کارگردان فیلم داشته باشم، اما متاسفانه به دلیل مشغله‌های زیادی که آقای طالبی‌ در پیش‌تولید قلاده‌های طلا داشتند نتوانستم ایشان را ببینم. حدود 2 ماه از آن زمان گذشت و از آنجا که می‌دانستم بازیگران زیادی برای این نقش کاندید هستند بازی در این فیلم را منتفی می‌دانستم. تا این که با تماس مجدد آقای شوقی ملاقاتی با آقای طالبی داشتم و در این ملاقات کوتاه ایشان گفتند از روز اول اسم تو بر این نقش خورده و اگر خوب بازی کنی، فیلم موفق خواهد بود و اگر نه، هم خودت و هم فیلم شکست می‌خورد. من هم که مدت‌ها در انتظار چنین نقشی بودم با پذیرش آن در واقع به چیزی که می‌خواستم رسیدم. از چند هفته بعد هم بازی من در فیلم قلاده‌های طلا که فیلمبرداری آن بسیار هم سخت و پیچیده بود، شروع شد.

در طراحی صحنه‌های اکشن قلاده‌های طلا تا چه اندازه از نظرها و پیشنهادهای شما استفاده شد؟

در پیش‌تولید کار، چند تصویر به آقای طالبی نشان دادم، اما فرصت بسیار کم بود و کار هم بسیار شلوغ بود، برای همین فقط از همان صحنه ماشین استفاده شد. یعنی همان صحنه‌ای که من از روی سقف ماشین پریدم.

کارنامه کاری شما نشان می‌دهد که نقش منفی را گویا بیشتر دوست دارید، چرا؟

شاید به این خاطر که فکر می‌کنم اگر آدم بتواند بدی را به خوبی و به درستی نشان دهد، کار مثبتی انجام داده است. همه ما در زندگی سعی می‌کنیم نقش مثبت را ایفا کنیم و خوب و دوست داشتنی باشیم، اما من دلم می‌خواهد جلوی دوربین نقشی را بازی کنم که با زندگی معمولی‌ام متفاوت باشد.

پس از اتمام قلاده‌های طلا چند بار این فیلم را دیدی؟

فکر می‌کنم حدود10 بار فیلم را دیده باشم.

جدا؟

چندبار کنار آقای اسحاق خانزادی در لحظاتی که صداگذاری می‌شد آن را دیدم، در دوران جشنواره هم که سه چهار بار دیگر آن را تماشا کردم.

با همکاران ورزشی‌ات؟

بله با این که جهتگیری سیاسی آنها با من تفاوت داشت، اما هم فیلم را دوست داشتند و هم چون با من دوست بودند از بازی من خوششان آمده بود و تعریف می‌کردند.

پس از بازی در قلاده‌های طلا وقتی در سطح شهر هستید مثلا در خیابان، مردم شما را به عنوان بازیگر نقش فتحی می‌شناسند؟

قبلا هم می‌شناختند اما الان بیشتر شده است، چون فیلم قلاده‌های طلا بسیار مشهور شده است. این فیلم با این که مدتی زیادی است بر پرده است، هنوز هم فروش خوبی دارد.

مونا سیفی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها