تلنگر

باران که می‌بارد

در شهر من باران که می‌بارد همه چیز به هم می‌ریزد.خیلی از ما مثل باران ندیده‌ها مدام کف دست‌هایمان را به‌هم می‌مالیم و به کنار دستی مان می‌گوییم: ای جان،عجب بارانی می‌بارد.
کد خبر: ۴۶۷۳۵۹

خیلی از ما دلمان می‌خواهد برویم زیر باران و راه برویم. من یکی که وقتی باران می‌بارد از بس که هول می‌شوم بی‌چتر و بی‌بهانه می‌روم زیر باران.

بدم می‌آید از چتر. مانده‌ام که چطور بعضی از ما تا باران می‌آید چتر دستمان می‌گیریم که مبادا خیس شویم. مبادا کت و شلوار مارک دارمان خیس شود. مبادا که آرایش صورتمان به هم بریزد. مانده‌ام که چطور بعضی‌ها، از پشت پنجره عاشق بارانند. مانده‌ام که چطور می‌شود زیر باران نرفت و خیس نشد و از باران گفت.

مانده‌ام چطور بعضی‌ها باران که می‌بارد به هم می‌ریزند. زود و تند و سریع دلشان یک گوشه دنج و بی‌باران می‌خواهد که کز کنند و بمانند تا باران بند بیاید.

من مانده‌ام و این همه کرامت و بزرگی باران. من اگر بودم برای آدم‌های پشت پنجره نمی‌باریدم. من اگر بودم برای باران دوست‌های چتر به دست نمی‌باریدم.

من اگر بودم برای خاطر مردمی که در راه می‌مانند و شهری که با باران زشت می‌شود به جای آن‌که زیبا شود، نمی‌باریدم.

به خدا باران خیلی مرد است. که هنوز گاه و بیگاه می‌بارد. بروید از کویر بپرسید که باران یعنی چه؟ بروید از رود‌های خشک شده بپرسید که باران یعنی چه؟

بروید از زمین‌های تشنه بپرسید که باران چیست؟ من که می‌گویم باران برای ما نمی‌بارد. باران می‌بارد که همان عاشقان بارانی دلشان حال بیاید و روحشان تازه شود. باران می‌بارد برای زمین‌های تشنه که نمی‌دانند چتر چیست.باران می‌بارد برای رودهای خشکیده که بی‌پنجره‌اند. باران می‌بارد برای خاطر کویری که دور افتاده است از لطافت او. باران می‌بارد برای مرام مردانی که در خیابان‌های بارانی دلشان پر می‌کشد برای باران زده در راه مانده‌های خیس. دلشان می‌خواهد زیر باران، دست بارانی‌های خیس را بگیرند و پناهشان بدهند.

باران می‌بارد برای ماموران شهرداری که باید شهر مبهوت از باران را سر و سامان دهند. باران می‌بارد برای شهری که کوچک است و نمی‌تواند بزرگی باران را ببیند.

همین است که مات می‌شود. قفل می‌شود. به هم می‌ریزد. باران که می‌بارد همه چیز به هم می‌ریزد. باران زیباست و وقتی می‌بارد آن وقت است که تمام نازیبایی‌های این شهر و آن شهر رخ می‌نماید و آن وقت است که همه چیز به هم می‌ریزد.

باران که می‌بارد خوب است. کسی اشک‌های کودکانی با کفش‌های سوراخ دار را نمی‌بیند. کودکان کفش‌های با سوراخ، حتما خیلی وقت است که یک دل سیر، سیر و سرکه و کباب و چنجه و میوه‌های مناطق بارانی را نخورده‌اند. باران که می‌بارد خوب است.

آنها می‌توانند یک دل سیر اشک بریزند و همه بگویند: به به، ای جان عجب بارانی. بنازم به این رحمت الهی. باران که می‌بارد، من به هم می‌ریزم که همه چیز به هم می‌ریزد.

صولت فروتن ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها