2 نگاه به هیولایی در پاریس

‌پاریس و نوستالژی

بتازگی گرایش تازه‌ای در دنیای سینما پیدا شده که علاقه خاصی دارد به گذشته‌های دور و نزدیک نگاه نوستالژیک بیندازد. شهر پاریس هم به خاطر خاطره‌ساز بودن خود، بهترین لوکیشن برای این نگاه‌های نوستالژیک است.
کد خبر: ۴۶۵۴۹۳

نگاهی به چند فیلم سینمایی یکی دو سال اخیر (مثل «نیمه‌شبی در پاریس» وودی آلن، «هوگو»ی مارتین اسکورسیزی، ماجراهای «آدل بلانش» و همین «هیولایی در پاریس»)‌ نشان‌دهنده این نکته است که می‌توان نوستالژی و پاریس را در هم گره زد و نتیجه خوبی کسب کرد. فرق «هیولایی در پاریس» با بقیه فیلم‌ها در انیمیشن بودن آن است. در حقیقت، حال و هوای فیلم و قصه‌آن ایجاب می‌کند که ژانر فیلم انیمیشن باشد. تعریف چنین قصه‌ای فقط در دل یک اثر کارتونی و در قالب تصاویر انیمیشنی قابل قبول است. البته اگر وودی آلن آن را کارگردانی می‌کرد، می‌شد انتظار داشت که فیلمی زنده چنین قصه‌‌ای را به تصویر بکشد! این انیمیشن به دلیل قصه خاص خود، سرشار از صحنه‌های تعقیب و گریز، تغییر چهره دادن‌هاست که در نقطه اوج خود به برج مشهور ایفل ختم می‌شود و مگر می‌شود برای چنین فیلم و قصه‌ای، نقطه اوجی جز این انتظار داشت؟ پایان غیرمنتظره فیلم، تماشاچی را شوکه و هیجان‌زده می‌کند و حکایت از آن دارد که سازندگان این انیمیشن هیجان‌انگیز، کارت برنده زیادی در دست خود دارند و می‌دانند در کجا و چه زمانی باید آن را رو کنند. با آن که سال رخداد قصه فیلم مشخص است (سال 1910)‌ ولی فیلم فاقد زمان است و می‌تواند در هر دوره و زمانی اتفاق بیفتد.

اما این نکته را نمی‌توان به مکان فیلم هم تعمیم داد. این قصه، فقط در شهر پاریس می‌تواند رخ دهد و بس. عناصری از قصه‌های کلاسیک گوژپشت نتردام، کینگ‌کونگ، شبح اپرا و دیو و دلبر در ساختار پنهان فیلم وجود دارد، اما سازندگان فیلم هنوز توانایی آن را دارند که یک قصه اصیل و غیراقتباسی ارائه کنند.

نیازی نیست تماشاچی این قصه‌های کلاسیک را خوانده (یا نسخه‌های سینمایی آنها را تماشا کرده باشد)‌ تا از دیدن هیولایی در پاریس لذت ببرد.

سردرگمی فیلمساز

یک انیمیشن فرانسوی که با حال و هوای رمانتیک و ماجراجویانه‌اش می‌تواند در بازار انگلیسی‌زبان‌ها با انیمیشن‌های پرخرج کمپانی‌هایی مثل والت‌دیزنی و دریم‌ورکس براحتی رقابت کند. قصه فیلم حال و هوایی عمومی دارد و می‌تواند برای هر گروه سنی و در هر نقطه‌ای از جهان جذاب و تماشایی باشد. هیولایی در پاریس انیمیشنی رنگین است که تناسب بسیار خوبی بین زمینه و پس‌زمینه خود برقرار می‌کند.

در این فیلم هم مثل انیمیشن‌های کامپیوتری شرکت پیکسار، با تعداد زیادی کاراکتر متفاوت و مستقل روبه‌رو هستیم که با کمک یکدیگر، ساختار کلی قصه را تشکیل داده و ماجراها را به پیش می‌برند. ولی شاید تنها ایرادی که بتوان به فیلم گرفت، خط اصلی قصه ضعیف آن باشد. به نظر می‌رسد رشته امور هم در نیمه دوم فیلم از دست کارگردان در رفته است. در این نیمه ناگهان به جای یک قصه دراماتیک و رمانتیک، با یکسری سکانس‌های تعقیب و گریز روبه‌رو می‌شویم.

برای درگیر کردن تماشاچی با قصه، وجود درام در این نیمه ضروری‌تر به نظر می‌رسد تا تعدادی صحنه اکشن. کمدی فیلم خوب است، ولی این سوال مطرح می‌شود که آیا ضرورتی داشت هیولایی در پاریس به شیوه سه‌بعدی ساخته شود؟ از قرار معلوم، موفقیت تعدادی از انیمیشن‌های سه‌بعدی در چند سال اخیر، سازندگان و تهیه‌کنندگان این انیمیشن را هم به این فکر انداخته که آنها هم لازم است محصول خود را به صورت سه‌بعدی روانه بازار کنند.

با وجود ضعف‌های فیلم، هیولایی در پاریس یک انیمیشن سرگرم‌کننده و بامزه است که ماجراجویی‌های آن به واسطه حضور تعدادی کاراکتر دوست‌داشتنی، موسیقی جذاب و ایده‌های زیبا، تماشایی به نظر می‌رسد.

متیوترز و نیل اسمیت / سایت IMDB

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها