در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این جملات آشنا نیست؟ مسیر ویژه دوچرخهسواری، ساخت کیوسکهای کرایه دوچرخه و انبوه دوچرخههایی که آماده کرایه دادن است و... . از زمانی که اولین خطوط دوچرخهسواری در تهران احداث شد، نزدیک به یک دهه میگذرد تا امروز که سایر کلانشهرها نیز به تقلید از تهران مسیرهایی برای دوچرخه احداث کردهاند و آجرهای زرد و نارنجی این مسیرها در وسط پیادهروها از تلاش برای احیای فرهنگ دوچرخهسواری حکایت دارد. عجیب است که با وجود گذشت سالها از مسیرهایی که به نام عبور دوچرخه در نقاط پرتردد شهر احداث شدند و بهرغم تعبیه کیوسکهایی برای کر ایه دوچرخه، معاونت حمل و نقل شهرداری تهران همچنان به فکر عادت دادن شهروندان به دوچرخهسواری است.خیلیها به وجود اتاقکهای شیشهای پر از دوچرخه در کنار خیابانها بیش از دوچرخهسواری عادت کردهاند چرا که این اتاقها با وجود انبوه دوچرخههای نو و دست دوم که برای کرایه به شهروندان ایجاد شده در بیشتر ساعات روز تعطیل است.
خیلیها به دیدن مسیرهای دوچرخهسواری و فرسایش آن به مرور زمان بیش از دوچرخهرانی خو گرفتهاند، مسیرهای دوچرخهسواریای که آنقدر شلوغ است که دوچرخهسوار مجبور است از میان جمعیت بگذرد و دست آخر پیادهروی یا استفاده از خودروی شخصی را به استفاده از این مسیرها ترجیح میدهد.معاونت حمل و نقل شهرداری از توجه جدیتر به دوچرخهسواری در تهران میگوید اما نمیگوید که برای طرحهای بینتیجه سالهای گذشته چه میزان اعتبار صرف شده و در یک آسیبشناسی ساده چرا کیوسکهای پر از دوچرخه کنار پیادهروها بلااستفاده مانده است؟ آیا تهران با پیادهروهای سنگلاخی و ناهموار که پیادهروی با پای سالم هم، برآن دشوار است، ظرفیت دوچرخهرانی دارد؟ آیا ازدحام جمعیت در مسیرهای عبور دوچرخه و آلودگی هوا امکان این ورزش سالم را به شهروندان میدهد؟ خلق عادت در مردم، ظرفیتها و برنامهریزیهای کلانی میخواهد که از اختیار یک نهاد خارج است، مسوولان در اعلام برنامههای خود واقع بینتر باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: