میدانم که بسیاری از مشکلات در خانواده تئاتر پابرجاست اما بهانهگیری و اعتراض را دوست ندارم. البته بسیاری از مواقع این فریادها به نفع گیشه بعضی از کارها تمام میشود ولی من از آن پرهیز کرده و میکنم و متاسفانه برخی این خصلت من را به حساب رضایتمندیم میگذارند.
در سال نو یک فضای جدید هم به فضاهای تئاتری افزوده شد که صرفنظر از تبلیغات اغراقشدهای که برای یک سالن سراپا اشکال به راه انداختند، اما باز هم ساختن، بهتر از ویران کردن است و افزوده شدن تالار حافظ به مجموعه سالنهای تهران را باید گرامی داشت. دو اتفاق خوشایند هم در همدان و مریوان افتاد. برگزاری موفق جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان و دیگری جشنواره تئاتر خیابانی که نشان داد دور شدن از تهران به نفع تئاتر کشور است و باید این دو شهر نه فقط در روزهای برگزاری جشنواره، بلکه در تمام سال به دو قطب تئاتری تبدیل شوند. شاید همین امر موجب شود تا در فصل بهار و تابستان مریوان (البته اگر دریاچه بینظیرش را لایهروبی کنند) به قطب گردشگری فرهنگی تبدیل شود. از سوی دیگر در سال گذشته تلاشهای گروه تئاتر عروسکی آران با حمایت مرکز هنرهای نمایشی و میزبانی جشنواره تئاتر عروسکی «شارل له» باعث غرورآفرینی برای تئاتر و تئاتر عروسکی ایران شد و اپرای عاشورا 5 بار در ویل مزیه فرانسه اجرای موفقیتآمیز داشت.
همین نکتهها نشان میدهد به شرط هموار شدن مسیر تئاتر ایران قدرت نقشآفرینی بینالمللی و در حوزه تئاتر هم حرفهای تازهای برای گفتن دارد. میدانم در سال 90 باز بسیاری از مشکلات به قوت خود باقی خواهند بود اما آرزو میکنم که چراغ تمام تماشاخانهها روشن بماند و در دل مدیران فرهنگی کشور مهر تئاتر بیشتر شود و با حمایت مالی و مادی از تئاتر نگذارند بازیگران باارزش تئاتر برای یک لقمه نان تن به بازی در هر اثر بیارزش یا کمارزش بدهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم