انتخابشدن شما برای تیم منتخب سال که فیفا و اتحادیه بازیگران حرفهای فوتبال (fif pro) آن را برگزیدهاند، آنقدرها هم دور از انتظار نبود.
اما به هر حال افتخار بزرگی بود. این که نامت کنار سایر بزرگان این حرفه بیاید بسیار پرارزش است، بخصوص اگر همکارانت و سایر حرفهایهای این ورزش در یک نظرخواهی به شما رای داده باشند.
راز موفقیتهای بارسلونا چیست؟ این تیم در سال2011 نیز 5 جام از 6 جام فراروی خود را تصاحب کرد.
شاید دلیل اصلی توفیقهای ما شخص پپ گواردیولا باشد. از موقعی که او سرمربی بارسلونا شد، ما راحتتر و روانتر بازی کردهایم و او توانسته است به ما خط فکری لازم را بدهد. برای شخص من، بهتر از این امکان ندارد، زیرا تمامی این افتخارات در شهر زادگاهم و در باشگاهی حاصل میآید که از کودکی آن را دوست میداشتهام.
گواردیولا میگوید به بازیکنان باید میدان داد و شخصیتشان را بزرگ شمرد تا مسوولیتپذیر شوند و کارهایی را که از آنها طلب میشود، به نحو احسن انجام بدهند.
او همین برخورد را با ما در نوکمپ هم داشته است. از بیرون به نظر میرسد وی بیش از حد ما را آزاد گذاشته است حال آن که حقیقت امر آن است که او به ما این توان و اختیار را داده که در شرایط سخت یک مسابقه تصمیمگیری و آن را اجرا کنیم. او حتی اجازه میدهد شبهای قبل از مسابقات بزرگ در کنار خانواده خود باشیم، اما مسوولیت خوب و بد آن نیز با خود ماست به طوری که اگر در آن دیدارها بد و ناموفق ظاهر شویم، در مسابقه بعدی به ما بازی نخواهد داد. این همان استقلال و مسوولیتی است که پیشتر هم گفتم او به ما بازیکنان تیم میدهد و میگذارد که رها باشیم ولی در قبال آن از ما مسوولیت هم میطلبد. مثل این میماند که به شما بگویند مسوولیت آیندهات با خود توست. به میدان برو و موفق باش، در غیر این صورت همراه با تیمت سقوط خواهی کرد و تمام زحماتت دود شده و به هوا خواهد رفت.
ویژگی دیگر بارسا این است که درست در بزرگترین و حساسترین مسابقات بهترین کیفیتهای خود را بروز میدهد و این را در فینالهای لیگ قهرمانان اروپا سالهای 2009 و 2011 که هر دو در برابر منچستریونایتد بود یا الکلاسیکوها در مقابل رئال مادرید به چشم دیدهایم.
همینطور است و خود من هنوز فینال سال 2011 را که به رغم برگزاری آن در لندن یک ـ 3 از منچستر بردیم، از بهترین نمایشهای تاریخ باشگاهمان میدانم، این را فقط به خاطر نتیجه حاصله نمیگویم بلکه بیشتر نوع بازیمان و تسلطی که بر رقیب داشتیم، مدنظر من است. بسیاری از تیمها وقتی به یک فینال بزرگ میرسند جانب احتیاط را میگیرند و حتی برد یک بر صفر هم برایشان کاملا کافی است و اصلا ریسک نمیکنند، ولی ما این طور نیستیم و فینال را نیز با تمامی شور و شوق و توانمان بازی میکنیم و بندرت دست از تهاجم میکشیم و به دنبال یک بازی زیبا هستیم و استرس ما را نمیگیرد.
در 2 سال اخیر چند بار رخ داده که بارسلونا به استفاده از 3 مدافع اکتفا کرده است. این ایده از کجا میآید و آیا در اجرای آن مشکل نداشتهاید؟
این چیزی است که کادر فنی ما آن را طراحی کرده است. ایده آنها این است که بازی ما بیش از حد برای رقبا آشنا شده و آنان راههای مهارش را شناختهاند و در نتیجه باید به چیزهایی نو روی آورد و یکی از آنها میتواند روش 3 ـ 4 ـ 3 باشد. در این روش هر 4 هافبک میتوانند تبدیل به مدافع شوند و از 3مدافع هر نفر میتوانند بدفعات به سمت جلو بروند و فرصتسازی کنند و در نتیجه تشخیص شکل و روند بازی برای حریف دشوار میشود. البته برای خود تیمی هم که مجری این سیستم است، کار بسیار دشوار خواهد بود و باید تمرکز صددرصد روی آن داشت وگرنه منجر به ارتکاب اشتباه و شکست خواهد شد.
شما هم زیر نظر الکس فرگوسن در منچستر یونایتد و هم تحت هدایت گواردیولا در بارسلونا توپ زدهاید. در قیاس آنها به چه نتیجهای میرسید؟
فرقهای آنان بسیار است. لااقل در دورهای که من در اولدترافورد بودم، فرگوسن بیشتر یک مدیر و نظمدهنده بود تا مربی. تمام کارهای تمرینی ما به دستور وی اما توسط گروه کمکمربیان باشگاه اجرا و با مشارکت ما انجام میشد و او گاهی اصلا به زمین تمرین نمیآمد و مشغول رتق و فتق امور تیم در داخل دفترش در باشگاه بود. او بسیاری از کارهای مدیریتی را در منچستر انجام میداد که بقیه از آن بیاطلاع هستند. اما گواردیولا در نوکمپ فقط یک مربی است و نه مدیر. او صبح تا شب با ماست، یا دارد ما را تمرین میدهد یا روش بازی حریف بعدیمان را با کمک فیلمهای ویدئویی برای ما آنالیز میکند. شاید هم تفاوت قضیه در این باشد که فرگوسن در 70 سالگی دوره فعلی کار گواردیولا را سالها پیش از این تجربه کرده و الان آن کار را نه شخصا، بلکه با کمک دستیارانش انجام میدهد و شاید زمانی که گواردیولا نیز همسن فرگوسن شود، همین روش را در پیش بگیرد.
از تفاوتهای فوتبال انگلیس و اسپانیا هم بگویید.
جدا از فرقهای تاکتیکی و این که فوتبال در اسپانیا بیشتر تکنیکی و در بریتانیا بیشتر فیزیکی است، باید به این نکته اشاره کنم که فضا و شرایط داخل استادیومها نیز بشدت فرق میکند. در انگلیس ورزشگاهها همیشه پر است و مردم شادمان هستند و برای تیم خود هورا میکشند، اما در اسپانیا بسیاری از مسابقات در استادیومهای نیمهپر انجام میشود و مردم بیش از آن که با تیم دلخواه خود همراهی کنند، فقط توقع پیروزی را از آن دارند.
امسال در کورس قهرمانی لیگ اسپانیا از رئال مادرید عقب افتادهاید. چه طرحی برای رفع این مشکل داشتهاید؟
مشکل ویژه ما در بارسلونا این است که به سبب پیروزیهای بزرگ قبلیمان رقبا چند برابر روی ما حساس شدهاند و از هر جهت سنگ تمام میگذارند و این مساله کار را برای ما دشوارتر میکند. گاهی رقبای ما در طول 90 دقیقه با مجتمعکردن نفراتشان فقط دفاع میکنند و این امر در دیدارهای دور از خانه ما بیشتر صدق میکند، اما وقتی آنها به نوکمپ میآیند، بهتر میتوانیم به نتیجه برسیم، زیرا هم زمین این استادیوم بزرگتر است و هم شور و هیجان حاکم بر این محل بر رقیب سنگینی میکند. اینگونه مشکلات سبب شده رئال مادرید در جدول لالیگا از ما جلو بیفتد، اما تا پایان فصل زمان زیادی مانده و هر اتفاقی تا آن زمان متصور و مقدور است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم