در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا سعید در زندان است و منتظر تصمیم دادگاه. هرچند او مدعی است در مرگ محمد، نقشی نداشته و حتی نمیداند چه کسی او را کشته است، اما محتویات پرونده باعث شد تا این مرد یک بار محکوم شود.
ذبیحزاده، نماینده دادستان تهران که برای قرائت کیفرخواست در شعبه 113 دادگاه کیفریاستان تهران حاضر شده بود، در مورد این پرونده میگوید: سعید متهم حاضر در دادگاه یک بار پیش از این در دادگاه همعرض محاکمه شده است.
او متهم است مردی به نام محمد را به قتل رسانده، محمد جوانی بود که برای کار به تهران آمده بود و در حاشیه شهر کارگری میکرد. آنطور که محتویات پرونده نشان میدهد، سعید و محمد به خاطر اختلافاتی که باهم داشتند، درگیر شدند و سعید با ضربات کارد، محمد را کشته است.
البته سعید به قتل اقرار نکرده، اما شواهد موجود در پرونده نشان میدهد این مرد دست به قتل زده و دادسرا ادلهای را در این خصوص ارائه کرده است.
او درباره دلایل دادسرا میگوید: یکی از مهمترین مدارکی که در این خصوص به دست آمده، ساعت مچی خونآلود مقتول است که در خانه محمد به دست آمده است. سعید هیچ توجیه محکمهپسندی در این خصوص ارائه نکرده، ضمن اینکه قبول دارد با مقتول درگیر شده، اما میگوید او را نکشته است.
با توجه به اینکه مدارک و شواهد دیگری هم در پرونده وجود دارد و گواهانی بودهاند که شهادت دادهاند متهم و مقتول را حین درگیری لفظی دیدهاند و خروج آنها را از خانه تایید میکنند، از نظر دادسرا سعید مجرم است.
او در مورد نحوه کشف جسد میگوید: یک شب بعد از اینکه سعید و محمد برای صحبت خانه را ترک کردند، جسد محمد در بیابانهای اطراف خانه سعید پیدا شد. این جوان با وارد آمدن ضرباتی به نقاط حساس بدنش به قتل رسیده بود.
ذبیحزاده همچنین در مورد رای دیوانعالی کشور میگوید: دیوان براساس ماده قانونی خاصی در قانون مجازات اسلامی رای صادره را نقض و درخواست رسیدگی مجدد را اعلام کرده است. در این ماده آمده هرگاه فردی نیمه شب توسط فردی دیگر به بیرون از خانه دعوت شود و آن فرد مفقود یا کشته شود، در صورتی که قاتل پیدا نشود، فرد دعوتکننده محکوم به پرداخت دیه به اولیای دم خواهد بود.
به هر حال تصمیمگیری درخصوص این پرونده بهعهده قضات محترم شعبه 113 دادگاه کیفری استان است. من به نمایندگی از دادستان تهران، کیفرخواست ارائه کردم و از آن دفاع و درخواست اعمال مجازات قانونی در این خصوص هم کردهام.
قاتل نیستم
هرچند وکیل اولیای دم و نماینده دادستان میگویند مدارکی در پرونده وجود دارد که نشان میدهد سعید گناهکار است، اما سعید مدعی است به اشتباه بازداشتش کردهاند.
چند سال است که در زندان هستی؟
حدود 4 سال است زندانی هستم و تا به حال 2 بار هم زندانم را عوض کردهاند. این شرایط، مرا اذیت میکند.
به هر حال تو متهم به قتل هستی و تا زمانی که بیگناهیات ثابت نشود، نمیتوانند تو را آزاد کنند.
اما من بیگناهم و در تمام مراحل بازجویی هم گفتهام که قتل کار من نبوده است.
به هر حال مدارکی علیه تو وجود دارد که نشان میدهد قتل را تو مرتکب شدی و تو برای آن مدارک جوابی نداری؟
نه اینطور نیست. من این حرف را قبول ندارم. هیچ مدرکی علیه من وجود ندارد.
پلیس ساعت مچی خونآلود مقتول را در خانه تو پیدا کرده است.
ساعت پیش من بود، اما من محمد را نکشتم.
پس آن ساعت از کجا آمد؟
ساعت را بعد از اینکه جسد پیدا شد، به من دادند. یکی از دوستانم گفت این ساعت محمد است. تو آن را نگهدار. من هم فکر کردم محمد میآید و ساعتش را از من میگیرد.
از دوستت نپرسیدی که این ساعت از کجا آمده است؟
محمد آن را جا گذاشته بود. ضمنا خون آنچنانی روی آن نبود که من بخواهم شک کنم. یک قطره خیلی کوچک خون روی آن بود که من نمیدانم از کجا آمده بود و زمانی متوجه شدم که پلیس آن را به من نشان داد.
چرا آن شخص را به پلیس معرفی نکردی؟
او ناپدید شده بود.
مدارک دیگری هم در پرونده وجود دارد از جمله اینکه گواهان، تو را دیدهاند که با محمد بیرون رفتی و همین صحبت ها بود که باعث شد پلیس، تو را شناسایی کند و مشخص شد که تو آخرین کسی بودی که با محمد بیرون رفتی و بعد هم او کشته شد.
قبول دارم که من آن شب با محمد بیرون رفتم، اما من او را نکشتم و نمیدانم که چه کسی این کار را کرد. شاید آن شب بعد از من با کس دیگری هم درگیر شده باشد. من که از این موضوع خبر ندارم. کس دیگری هم نمیداند درگیری ما به حدی نبود که بخواهیم دست به قتل بزنیم.
آن شب با محمد چه کردی؟
وقتی با هم بیرون رفتیم، کمی با هم صحبت کردیم. بعد من گفتم که باید به خانه برگردم و محمد از من جدا شد. دیگر نمیدانم بعد از آن، چه اتفاقی برای محمد افتاد.
او در مورد اینکه با کس دیگری قرار دارد، با تو صحبت نکرد؟
نه چیزی نگفت. ما با هم خداحافظی کردیم و بعد من به خانه رفتم. نمیتوانستم بیشتر بیرون باشم.
چرا نمیتوانستی بیشتر بیرون بمانی؟
چون زن و بچههایم تنها بودند و نمیشد آنها را رها کنم. دیروقت بود و زنم میترسید.
حالا زن و بچههایت کجا هستند؟
آنها به شهرمان رفتهاند. وقتی من بازداشت شدم، زنم تنها شد. او نمیتوانست از پس مخارج برآید و از تنهایی میترسید به همین خاطر به شهرمان رفت.
بچههایت پیش مادرشان هستند؟
پسربزرگم پیش پدرم است و با او زندگی میکند، اما بچه کوچکم پیش مادرش است.
چرا همسرت هردوی آنها را نگه نداشت؟
پدرم اصرار داشت که پسربزرگم پیش او باشد. البته زنم هم میگفت از پس مخارج هردوی آنها برنمیآید. به هر حال پسر بزرگم حالا به سنی رسیده که میتواند خودش را اداره کند.
قبل از اینکه زندانی شوی، چطور هزینههای زندگیات را تامین میکردی؟
آن موقع کارگری میکردم. درآمد کمی داشتم اما همین که میتوانستم شکم زن و بچهام را سیر کنم، برایم کافی بود. حالا میفهمم آن روزها چقدر خوشبخت بودم و قدر خوشبختیام را نمیدانستم.
دادگاه تصمیم دارد مراسم قسامه برگزار کند. آیا حاضری قسم بخوری که تو قاتل نیستی؟
هر چند بار که بخواهند، من قسم میخورم چون قتل کار من نبود. پدر مقتول هم میداند که من با پسرش دشمنی نداشتم و آدمی نیستم که بخواهم دعوا راه بیندازم و با کسی درگیر شوم. من واقعا آدم بدی نیستم. حتی یک مورچه را هم نمیتوانم، بکشم چه رسد به اینکه بخواهم یک دوست را بکشم.
فکر میکنی سرنوشت پرونده چه شود؟
نمیدانم، اما باور دارم که سر بیگناه بالای دار نمیرود. من قسم میخورم که قتل کار من نبود و از اینکه چه کسی او را کشته هم خبر ندارم. کاش میدانستم که قتل کار کیست، آن وقت لازم نبود این همه سال در زندان بمانم و این طور زندگیام نابود شود. من از دادگاه هم درخواستی دارم و خواهش میکنم مرا محکوم نکنند، چون بیگناه هستم و خانوادهام به خاطر این اتفاق ازهم پاشیده است.
مدارک علیه متهم کافی است
گفتههای نماینده دادستان در حالی است که وکیل اولیای دم همچنان بر مجرم بودن این مرد تاکید دارد.
هرچند اولیای دم شکایتی مبنی بر قصاص از متهم ارائه ندادهاند، اما وکیل آنها با ارائه مدارکی به دادگاه اعلام کرد که میتواند از سوی موکلانش درخواست دیه کند.
او در مورد این پرونده و نظر موکلانش میگوید: محمد روز حادثه با سعید از خانه خارج شدهاست. گواهانی وجود دارند که میگویند آنها را باهم دیدهاند و تایید میکنند که محمد و سعید باهم اختلاف داشتهاند؛ هرچند آنها مدعی هستند ندیدهاند که این دو باهم درگیر شوند.
او ادامه میدهد: محمد خانوادهای مستقل نداشته و تنها ولی دم او پدرش است که او هم خواهان قصاص سعید نیست. به هر حال آنها سالهاست همدیگر را میشناسند و پدر محمد، مرد بسیار باگذشتی است و میگوید مرگ سعید نمیتواند پسرش را بازگرداند به همین خاطر هم راضی به اعدام او نیست.
او حتی دیهای بیشتر از آنچه در قانون تعیین شده، نخواسته است. با این حال از دادگاه توقع دارد که متهم مجازات شود؛ چراکه او بر این باور است که پسرش به دست سعید کشته شده است.
سعید یک بار پیش از این در دادگاه محاکمه شده و به پرداخت دیه و 10 سال حبس محکوم شدهاست و ما امیدواریم در این دادگاه هم چنین اتفاقی بیفتد و به نظر میرسد که او مستحق مجازات است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: