در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قبل از هر چیز به سراغ ایده محوری و اصلی تیتراژ میرویم؛ ایده اصلی تیتراژ بر مبنای شخصیت افرادی است که در فیلم بازی میکنند و سعی دارد به نوعی ویژگیهای اصلی شخصیتشان را معرفی کند، حتی میتوان گفت تا حدودی در مورد نوع تیپ شخصیتی آنها هم قضاوت میکند؛ مثلا فلان شخصیت چه ویژگیهای اخلاقیای دارد یا با چه کسی قرار است به مشکل بربخورد و از این دست اطلاعات.
درباره بررسی این مساله، 2 سوال عمده پیش میآید؛ اول این که آیا همه اطلاعاتی که درباره شخصیتها از همان ابتدای تیتراژ، یعنی قبل از شروع سریال و روایت داستان به مخاطب داده میشود، برای سریال و روایت آن مناسب است یا خیر؟! سوال دوم هم این است که آیا چنین شیوه تیتراژی برای سریال، ناشی از قوت و نوآوری بوده یا جنبه برطرف کردن ضعف دارد یا از اصل، عملی فکر نشده بوده و صرفا به صورت ذوقی از آن استفاده شده است؟
در رابطه با سوال اول باید گفت، یکی از عناصر جذابیت میتواند لذت کشف برای مخاطب باشد، یعنی تصویر کاری کند که او به معنای آن پی ببرد، اما با چنین کاری که مخاطب از ابتدای سریال و پیش از این که داستان شروع شود، همه چیز را درباره روابط و کنشهای پرسوناژها بداند و بتواند پیشبینی کند چه چیزی قرار است رخ دهد، چه جذابیتی برای مخاطب میتواند داشته باشد؟
در درجه دوم اگر بخواهیم این نوع تیتراژ را ناشی از نوآوری و این قبیل کارها بدانیم، باید بگوییم لزوما باید بقیه سریال هم با همین نوآوریها طی شود، یعنی برای کشف و غافلگیری مخاطب جا بگذارد. مثلا در جایی پرسوناژی رفتاری نشان دهد که با باورهای مخاطب از او متفاوت است یا در پایان سریال طوری پیش برود که همه صفات این پرسوناژها به نوعی تغییر کرده باشد و سریال بخواهد این را یادآور شود که آنها در طول مدت سریال چقدر تغییر کردهاند.
درباره اجرای این ایده هم باید گفت اگر واقعا قصد آن خلق فضایی شلوغ، فانتزی و کمیک بوده که بیشتر شبیه کاریکاتور باشد (البته کاریکاتورهایی که چندان هم جنبه زیباییشناختی قدرتمندی ندارند!) موفق بوده است.
در ضمن استفاده از رنگهای بنفش و زرد که کنتراست رنگی بالایی دارند، به برجسته شدن فضای تیتراژ کمک میکند.
فونتی که اسامی با آن نوشته میشود، نسبتا مناسب فضاست، اما ایراد اصلی آنجاست که این فونت با فونت نام قسمت سریال و نویسندههای آن متفاوت میشود؛ این ناهمگونی کمی نامتناسب است و فضای نوشتاری تیتراژ را خراب میکند.
موسیقی تیتراژ به تنهایی بار عمدهای از شخصیتپردازیها را انجام میدهد؛ چون ترانه آن در حقیقت اشخاص را با نامشان معرفی و قضاوتهایی درباره آنها مطرح میکند؛ اما موسیقی آن طوری است که انگار هر چقدر تندتر باشد، لزوما شادتر است و این کلیشهای است که درباره موسیقی شاد در عمده سریالهای کمیک تکرار میشود و بندرت کسی به این گزاره فکر میکند که یک موسیقی تیتراژ میتواند شاد باشد، اما شلوغ و پر سر و صدا نباشد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: