حادثهای که ناجی تعریف میکند به مسیر بازگشت از اصفهان پس از اتمام جشنواره در سال 66 مربوط میشود. او در این رابطه میگوید: چرخ عقب اتوبوسی که از شهر نیر اردبیل به سمت تهران حرکت کرده بود در ورودی زنجان درآمد و به مینیبوس ما خورد. همین مساله باعث شد که خودروی ما واژگون شد و در دره افتاد. در این هنگام وقتی مینیبوس در هوا بود، در باز شد و من که پشت در نشسته بودم به بیرون افتادم. در اثر این اتفاق ضربه مغزی شدم. البته خدا رحم کرد و مینیبوس نیم متری من روی زمین افتاد و متوقف شد.وی ادامه میدهد: بعد از این تصادف 7 جای بدن من شکست و به مدت 4 سال خانه نشین شدم. در این چهار سال خانهنشینی هیچ ارگان و سازمانی از من حمایت نکرد و فقط همسرم حامی من بود. از اقوام هم که به دیدن من میآمدند ریشخند و طعنه میزدند که این هم نتیجه هنری که دنبالش بودی. گرچه این اتفاق حادثه تلخی بود اما بالاخره علاقه و عشقی که داشتم مرا به نتیجه مطلوب رساند و به عالم هنر بازگشتم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم