حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مادرش میگفت: دخترم کار خانه بلد نیست. او فقط درس خوانده است و هیچوقت از او انتظار نداشتهایم کاری بکند جز درس خواندن و شکوفایی استعدادهایش.
همین بود که از او خوشم نیامد. به مادرش گفتم: مگر خودتان زیر دست مادرتان برای ازدواج تعلیم ندیدید، دوره ما همینطور بود. تربیت میشدیم که زن زندگی باشیم. شما میخواهید بگویید به دخترتان چیزی یاد ندادهاید؟
پسرم گوشه چادرم را کشید و به من چشم غره رفت. گلویی صاف کردم و گفتم: عیبی ندارد. خودم هر وقت لازم داشت کمکش میکنم که خوب به امور زندگی و خانهداری مسلط شود.
دخترک گفت: مگر قرار است با هم زندگی کنیم. و بعد با قهر سینی چای را که آورده بود جمع کرد و برد.
خداحافظی کردیم و رفتیم و قرار شد خبر از ما باشد. اولین دعوایی که با پسرم کردم همانجا بود. دسته گل من قرار بود مادر بیوه و خواهر 15 سالهاش را ول کند و برود دنبال این دختر لاغر مردنی و بیهنر.
بله گاهی خصومت و رقابت افسانهای عروس و مادر شوهر از همین جا شروع میشود. اما همیشه هم اینطور نیست.
فداکاری بیشتر، توقع بیشتر
مادرها بچهها را به دنیا میآورند، اما بعد از آن دیگر آرزوهای خود را دنبال نمیکنند بلکه جریان رشد بچهها را پی میگیرند. آنها ورزش نمیکنند، دیگر کار نمیکنند، سعی نمیکنند، اندامی که هنگام باروری فرسوده و فربه شده به جای اول برگردد. گاه افسرده میشوند و حس میکنند قربانی شدهاند و هر روز که به آینه نگاه میکنند میبینند که پیرتر و پیرتر شدهاند.
هرچقدر بچههای بیشتری داشته باشند، پیرتر و پیرتر و خستهتر و خستهتر میشوند و میبینند که شیره جان و آرزوهایشان را به بچهها سپردهاند. بچهها جوانی آنان را ذرهذره میگیرند تا برومند و رشید شوند و آنگاه که مادر فکر میکند دیگر شاخ شمشادهایش به ثمر نشستهاند و باید از میوهشان بهره بگیرد، دختر نورستهای از راه میرسد و این میوه رسیده را میچیند.
این حسی است که خیلی از مادرها دارند. بعضی از جامعهشناسان اعتقاد دارند رابطه پیچیده و منفی عروس و مادر شوهر در کشورهای آسیایی بیشتر است. دلیلش هم این است که مادر در این کشورها بیشتر برای فرزندان وقت میگذارد و در خانه زحمت میکشد و هرچقدر زحمت بیشتر باشد توقع نیز بیشتر است. وقتی تمام زندگی را پای پسرها ریختی، توقع داری آنها دو برابرش را در زمان پیری به تو پس بدهند.
والدین پسری که برای خود حقوقی قائل میشوند ولی برای والدین همسر پسرشان این حقوق را قائل نیستند باید منتظر باشند که عروسشان نیز میان آنها و والدینش فرق بگذارد
در زندگی سنتی که این شیوه تربیت از آن به جای مانده است، پسر از خانواده پدری جدا نمیشد. او وارث شغل و خانمان پدر بود و به کمک پدر و در نبود او خانه را اداره میکرد. همسر او نیز صرفا زن دیگری در خانه بزرگ پدری بود. زنی در کنار سایر عروسها و دخترها و مادر شوهر. او راحتتر نقش زن دوم (پس از مادر شوهر) را میپذیرفت. اما امروز که پسر به خانه خود میرود، عروس بسختی میپذیرد که بانوی زندگی خودش باشد اما زن دوم در زندگی همسرش به شمار رود. چنان که مرد اول زندگی او نیز همسرش است نه پدرش.
بسیاری از مادر شوهرها نیز این رابطه را به نوعی میپذیرند اما همیشه بین حس واگذاری کامل امور به عروس و نگرانی ناتوانی او در خرسند ساختن فرزندشان سرگردانند.
رویای استقلال
مادرزن یا مادرشوهر انتظار دارند که عضو تازه خانواده احترام آنها را نگه دارد و جایگاهی خاص برایشان در نظر بگیرد اما این عضو تازه برای چنین چیزی تربیت نشده است و استقلال تنها رویایی بوده که در سر داشته است و هر گونه نقد و نظری را اغلب دخالت در زندگی زناشویی خود و همسرش میپندارد.
متاسفانه مادران مهربان باید این واقعیت را بپذیرند که وقتی جوجهها بزرگ میشوند از لانه میپرند و گاه هرگز برنمیگردند. تقاضای تغییر این وضعیت میتواند به گسست زندگی زناشویی فرزندان منتهی شود. این موضوع هرجا که وابستگی مادر و پسر به هم زیاد باشد دیده میشود چنان که در ایتالیا مادر شوهرها اولین دلیل طلاق میان زوجها به شمار میروند زیرا در ایتالیا مردان به طور غیرمعمول به مادرانشان وابستگی دارند.
زندگی کردن در یک خانه یا خانههای نزدیک و دخالت مادرشوهرها در زندگی داخلی پسرانشان همراه با عیبجویی از عروسها و رفتارهای خاص با پسران بزرگشان مانند یک بچه موجب تیرگی روابط زن و شوهرها میشود.
عشق، عشق میآورد
هر مادر و پدری یک روز مادر و پدر شوهر زنی خواهد شد و اگر میخواهید در زندگی خود فرزندتان را از دست ندهید مادر و پدر عروس خود را مثل خواهر و برادر خود بدانید و به فرزندتان بگویید اگر انتظار دارد که همسرش به مادرش احترام کند بیش و پیش از او باید خودش به والدین همسرش احترام بگذارد. زیرا از هر دست که بدهی از همان دست میگیری.
والدین پسری که برای خود حقوقی قائل میشوند ولی برای والدین همسر پسرشان این حقوق را قائل نیستند باید منتظر باشند که عروسشان نیز میان آنها و والدینش فرق بگذارد.
اگر میخواهید عروستان نیز مانند عضوی از خانواده به فرزندان شما اضافه شود با او چنان رفتار کنید که دوست دارید با دخترتان رفتار شود.
مطمئن باشید با چنین برخوردی نه تنها فرزندتان از شما دور نمیشود، بلکه عروستان نیز چون دخترتان شما را دوست خواهد داشت.
به فرزندتان بیاموزید که سیاست خانواده را چنان رعایت کند که با عشق و محبت به همسرش او را سپاسگزار و مدیون والدینش سازد نه چنان رفتاری با همسرش داشته باشد که با زور و اجحاف او را از والدین خود بیزار سازد. زیرا روابط خانوادگی با محبت پیش میرود نه با زور و اجبار. زنی که عاشقانه رفتار همسرش را میستاید به والدین او که چنین فرزندی تربیت کردهاند نیز با محبت نگاه خواهد کرد.
مادرشوهری موفّق و تواناست که همواره با پندار و رفتار عاقلانه، مخلصانه و فداکارانه خویش زمینه دوستی، مودّت و محبّت میان پسر خود و عروس خانم را بیشتر کند و با محبّتی که به عروسش ابراز مینماید کانون وجود او را سرشار از آرامش سازد تا توان آرامشگری او نیز افزونتر گردد.
دور بودن از دخالتها و اظهارنظرهای غیرلازم، تشویقها و نگرانیهای بیمورد، مبرا بودن از شکها و بدبینیها، حفظ زبان از آسیبها و مجهز بودن به زبان تشویق، ترغیب و تأیید خوبیها و درستیها هنری است که هر مادری که فرزندی در آستانه ازدواج دارد باید به آن مجهز باشد. مادر شوهرهای بصیر و متعهّد همواره فرزندشان را به حمایت همهجانبه از همسر تشویق نموده و از ایشان میخواهند همسرشان را همراز خود بدانند نه دیگری را.
غذای عروس با طعم عشق
همیشه به خود بگویید پسرتان با زنی جوان و زیبا به مراتب بهتر کنار میآید تا مادری پیر و خسته. غذا از دست او برایش لذیذتر است و خطاهای او را راحتتر میبخشد زیرا زنی است که با او زندگی میکند و از او بچهدار میشود پس خطاهای او را زیر ذرهبین نگذارید و فکر نکنید خوراک روزانه پسرتان بیکیفیت شده است وعروس خانم نمیتواند غذای دلخواه او را تهیه کند و لباسهایش را خوب اتو بزند. گاهی بعد از ازدواج ذائقه بچهها هم عوض میشود! بهتر است شما بعد از ازدواج بچهها بیشتر براحتی و آسایش خود بیندیشید و اگر واقعا تنها شدهاید با دوستان و هم محلیها دورههای دوستانه و برنامههای سفر بگذارید و در کانونهای محلی خاص سالمندان عضو شوید و در کارهای خیریه مشغول باشید. همه اینها شما را از تفکرات وسواسی نسبت به چند و چون زندگی زوج جوان دور میکند. مطمئنا زوج جوان خانواده هر وقت بتوانند برای کمک به خوب گذراندن سالهای بازنشستگی از وظیفه مادری به شما کمک خواهند کرد و خیلی زود نوهتان را به شما میسپارند تا مدتی از روز از او مراقبت کنید و دوباره همه چیز شیرین میشود.
زهره زیارتی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....