حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
«بسم الله الرحمن الرحیم
این نیز یکی از زیباترین نقاشیهای صفحه پُرکار و اعجازگونه 8 سال دفاع مقدس است. هم راوی و هم نویسنده حقاً در هنرمندی سنگ تمام گذاشتهاند. آمیختگی این خاطرات به طنز و شیرینزبانی که از قریحه ذاتی راوی برخاسته و با هنرمندی و نازکاندیشی نویسنده، بخوبی و پختگی در متن جا گرفته است و نیز صراحت و جرأت راوی در بیان گوشههایی که عادتاً در بیان خاطرهها نگفته میماند، از ویژگیهای برجسته این کتاب است. تنها نقصی که به نظر رسید، نپرداختن به نقش فداکارانه همسری است که تلخیها و دشواریهای زندگی با رزمندهای یکدنده و مجروح و شلوغ را به جان خریده و داوطلبانه همراهی دشوار و البته پر اَجر با او را پذیرفته است. ساعات خوش و باصفایی را در مقاطع پیش از خواب با این کتاب گذراندم. والحمدلله 20/10/90»
«نورالدین پسر ایران» کتاب خاطرات سید نورالدین عافی است؛ پسری 16 ساله از اهالی روستای خنجان در حوالی تبریز در آذربایجان شرقی که حضور دفاع مقدس را در گردانهای خطشکن لشکر 31 عاشورا به عنوان نیروی آزاد، غواص و فرمانده دسته و در جبهههای مختلف تجربه کرده و بارها مجروح شده است. نورالدین نزدیک به 80 ماه از دوران جنگ تحمیلی را باوجود جراحات سنگین و شهادت برادر کوچکترش سید صادق در برابر چشمانش در جبهه ماند و در عملیاتهای متعددی حضور داشت و جانباز 70درصد دفاع مقدس است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....