حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
برای آن که از خیابان نواب وارد کمیل شوم، ناچار شدم مدتی در مسیری بسیار باریک گوشه بزرگراه نواب با ترس از برخورد با خودروهایی که از روبهرو میآمدند، پیادهروی کنم و بعد هم از راهرویی سنگی که بیش از 10 پله بلند و غیراستاندارد داشت بالا بروم.
در تمام این مدت فقط به این فکر میکردم که اگر روی ویلچر نشسته بودم لابد رسیدن به انجمن از خیابان نواب برایم رویا میشد! نخستین پرسشم از محمودنژاد، درباره همین نشانی است و بحث مناسبسازی معابر و بعد با هم از بخشهای دیگر قانون جامع حمایت از معلولان که اجرایی نشده است، حرف میزنیم، اما مشکلات معلولان آنقدر زیاد است که اگر قرار بود همه آنها را در همان یک جلسه بررسی کنیم، حتما به بیش از دو ساعت وقت نیاز داشتیم.
آقای محمودنژاد اگر من معلول بودم رسیدن به انجمن از خیابان نواب برایم کاملا غیرممکن بود.
البته ما به اعضا از خیابان قصرالدشت نشانی انجمن را میدهیم. اگر معلولان از آن نشانی بیایند مشکلی ندارند، اما مشکل نقص در مناسبسازی معابر و اماکن برای تردد معلولان، فقط مختص این خیابان نیست.
من چند سال قبل از یکی از وزرای رفاه خواستم یک روز روی صندلی چرخدار بنشیند و در تهران بگردد تا به این ترتیب مساله نبود مناسبسازی در تهران را بیشتر و بهتر درک کند.
علاوه بر این، حتی اگر معلولی برای مراجعه به انجمن با خودرو وارد خیابان کمیل شود هم مشکل خواهد داشت. اگر دقت کرده باشید جلوی در انجمن ما تابلوی ویژه پارک خودروی معلولان را نصب کردهایم، اما بارها اتفاق افتاده که خودروهای عادی در این جایگاه پارک میکنند و معلولان ناچار میشوند خودروهایشان را دوبل پارک کنند و پلیس جریمهشان میکند، اما خودروهایی را که در جایگاه معلولان توقف کردهاند جریمه نمیکند!
منظورتان این است که پارک کردن خودروهای عادی در جایگاه پارک خودروی معلولان تخلف محسوب نمیشود؟
من همین موضوع را از پلیس پرسیدم. پلیس گفت کد ویژه جریمه خودروهای ناقض حقوق معلولان را ندارد، در حالی که تخلفی مثل پارک دوبل، کد جریمه دارد و این یعنی پارک کردن خودروی عادی در جایگاه ویژه معلولان، از دید پلیس تخلف محسوب نمیشود.
مناسبسازی معابر و ساختمانها یکی از مادههای قانون جامع حمایت از معلولان است. این بخش از قانون در چند سال گذشته تا چه حد اجرا شده است؟
اگرچه براساس این قانون، وزارت رفاه وظیفه دارد هر دو سال یک بار گزارش کاملی از روند مناسبسازی ساختمانهای عمومی و دولتی را به دولت ارائه دهد تا بودجهای برای آن در نظر بگیرند و در ضمن دستگاههای پیشرو و متخلفان نیز معرفی شوند، اما از زمان تصویب این قانون، حتی یک گزارش مناسبسازی هم ارائه نشده است. همین قانون، شهرداری را موظف کرده است به ساختمانهایی که مناسبسازی نشدهاند مجوز ندهد، اما این مساله نادیده گرفته میشود.
چندی پیش، به روستایی در استرالیا رفته بودم. خانهای روستایی را دیدم که 11 متر رمپ داشت، از آنها پرسیدم آیا در این خانه معلولی زندگی میکند آنها گفتند نه، اما مهندس معماری طوری درباره حقوق معلولان توجیه شده است که رمپ را جزیی از معماری هر خانهای به حساب میآورد و لازم نیست حتما معلولی در خانه باشد تا او رمپ بسازد، اما شما در همین شهر تهران ببینید چند بانک، رمپ دارد؟! حتی عابربانکها هم از استانداردهای لازم برای استفاده معلولان برخوردار نیست.
شهرداری در زمینه اجرایی کردن ماده مربوط به مناسبسازی تا چه حد همکاری کرده است؟
آقای قالیباف، شهردار تهران، در تاریخ 10/10/1384 بخشنامهای صادر کرد که در آن دستور داده شده بود همه معابر تهران مناسبسازی شود، اما در حال حاضر کدام خیابانها مناسبسازی شدهاند؟
در بحث مترو چطور؟ آیا شهرداری در این زمینه خدمات ویژهای به معلولان ارائه داده است؟
سال 1385 مهندس هاشمی، مدیرعامل وقت مترو قول داد تا پایان سال 1387 همه ایستگاههای مترو در تهران به بالابر مجهز شود. هماکنون چهار سال از آن تاریخ میگذرد و خبری از بالابر در ایستگاههای مترو نیست. علاوه بر این سالها پیش، از مسوولان مترو خواستم یکچهارم از واگن آخر را، یعنی یک سی و ششم کل قطار مترو را به معلولان، زنان باردار و سالمندان اختصاص بدهند، اما این امر هم محقق نشد.
غمانگیز است که در برخی ایستگاههای مترو رمپهایی برای معلولان تعبیه شده، اما این رمپها به پله میرسد و معلوم نیست معلولی که روی این رمپ حرکت کرده، چگونه قرار است از دهها پله بالا برود؟
!متاسفانه هنوز سطح واگنها و کف ایستگاههای مترو هم با یکدیگر تراز نشده است. دروازههای ورودی مترو (گیتها) آنقدر باریک است که نمیشود یک معلول با ویلچر از آن عبور کند.
ما در مترو تابلوهایی درباره نخوردن بستنی در ایستگاه یا نیاوردن حیوانات به قطار داریم، اما حتی یک تابلو برای مراعات حال معلولان و کهنسالان در ایستگاهها وجود ندارد.
هماکنون بلیت مترو برای معلولان نیمبهاست، اما وقتی آنها نمیتوانند از مترو استفاده کنند، ارزانی بلیت چه فایدهای دارد؟ مترو برای عموم مردم است و بودجهاش هم از محل مالیاتهای من و شماست. بنابراین اگر این وسیله حمل و نقل عمومی برای معلولان ـ که برای آن به شکل غیرمستقیم هزینه میپردازند ـ کاربرد نداشته باشد شهرداری باید بخشی از هزینه فروش بلیت مترو را صرف توسعه ناوگان حمل و نقل ویژه معلولان کند.
حالا که بحث به حمل و نقل معلولان رسید، میخواهم درباره آن 50 دستگاه مینیبوس ویژه جابهجایی معلولان بپرسم که از سه سال پیش تا امروز در پارکینگ بهزیستی هستند. آیا اینها همان خودروهایی نیستند که انجمن دفاع از حقوق معلولان در آن سال از رئیسجمهور درخواست کرده بود؟
درست است. سال 1387، با پیگیری انجمن دفاع از حقوق معلولان و پس از موافقت رییسجمهور قرار شد 50 دستگاه خودرو برای تسهیل رفت و آمد معلولان خریداری شود. قرار شد این خودروها در اختیار انجمن قرار بگیرد، اما متاسفانه به دلیل پارهای مشکلات حقوقی که در واگذاری خودروها به انجمن وجود داشت، هنوز در پارکینگ بهزیستی است.
ممکن است واضحتر درباره مشکلات حقوقی که پیش آمده توضیح بدهید؟
این مساله را لطفا از رئیس سازمان بهزیستی بپرسید.
اما معلولان میگویند برای حمل و نقل در سطح شهر حتی خودروی ویژه هم پیدا نمیشود.
سرویس ویژه هزینه بالایی دارد و مخصوص ضایعه نخاعیهاست.
با این حال حمل و نقل برای معلولانی که ضایعه نخاعی نیستند، نیز بسیار گران تمام میشود اینطور نیست؟
همینطور است. شمار زیادی از خودروهای مسافرکش گازسوز شدهاند و در صندوق عقبشان یک کپسول گاز قرار میگیرد؛ به این ترتیب ویلچر معلول در صندوق عقب خودرو جا نمیشود و اگر معلولی ویلچری بخواهد تاکسی بگیرد راننده باید ویلچرش را در فضای خالی مخصوص مسافران عقب تاکسی بگذارد و بجز معلول، مسافر دیگری را سوار نکند و در ازای مسافرانی که سوار نکرده از معلول هزینه چهار نفر را بگیرد.
اینها را گفتم که به نتیجه برسید هزینه رفت و آمد معلولان بسیار بالاست و به همین علت ما میخواهیم معلولانی که ضایعه نخاعی نیستند، بتوانند از ناوگان حمل و نقل عمومی استفاده کنند. در حالی که این ناوگان در کشورمان همانطور که پیشتر به بخشهایی از آن اشاره کردم، هنوز برای معلولان مناسب نیست. برای مثال اگر دقت کرده باشید در بسیاری از اتوبوس ها، به عنوان یکی از بخشهای مهم ناوگان حمل و نقل، قسمتی هست که در آن تابلویی به نشانه مکان ویژه معلول وجود دارد، اما همین اتوبوسها، هیچ راهی برای ورود معلول به داخلشان ندارند، یعنی معلول نمیتواند سوارشان بشود.
بگذارید پرسشم را واضحتر مطرح کنم. چرا شرکتهای خصوصی که زمانی حمل و نقل معلولان را در سطح شهر به عهده داشتند، مدتی است ناکارآمد شده و به شکل نیمهفعال درآمدهاند؟
ما در تهران 1500 نفر و در ایران بیش از 20 هزار نفر معلول داریم. خودروهای ویژه معلولان در اختیار شرکتهای خصوصی است که بهزیستی باید هزینههای مربوط به آنها را بپردازد، علت ناکارآمدی شرکتها این است که بهزیستی پول آنها را نمیپردازد. همین حالا که با هم صحبت میکنیم هزینههای ایاب و ذهاب معلولان در ماههای خرداد، تیر، مرداد و شهریور به این شرکتها پرداخت نشده است. طبیعی است که شرکتها نمیتوانند برای معلولان از جیب هزینه کنند.
اگر معلولی بخواهد از خودروی شخصی خودش استفاده کند نیز با مشکل سهمیه سوخت مواجه میشود. من گرچه اخبار مربوط به سهمیه سوخت معلولان را پیگیری میکنم، اما آنقدر سازمانهای مختلف یکدیگر را مقصر معرفی کردهاند که واقعا گیج شدهام و درک نمیکنم که کدام سازمان، مقصر اصلی پرداخت نشدن سهمیه سوخت معلولان است!
ما سال 1387 پیگیریهایی انجام دادیم و موفق شدیم 12.5 میلیون لیتر بنزین از رییسجمهور سهمیه بگیریم. در سال 1389نیز پیشنهاد واگذاری 13.5 میلیون لیتر بنزین در ستاد هدفمندی یارانهها تصویب شد، با این حال متاسفانه بهزیستی مساله سهمیه سوخت مسوولان را پیگیری نکرد.
اما مسوولان بهزیستی در گفتوگوهای رسانهای میگویند ستاد مدیریت سوخت مسوول پرداخت نشدن سهمیه سوخت معلولان است.
در بهزیستی حتی مسوولی برای پیگیری مساله سهمیه سوخت معلولان وجود ندارد. چطور ممکن است برای مسالهای به این مهمی مسوولی وجود نداشته باشد؟
!من از منبعی موثق شنیدهام که بن سبد خانوار ویژه عید معلولان نیز مدتی است پرداخت نمیشود، آیا این موضوع صحت دارد؟
این خبر صحت دارد. ما تا دو سال پیش، از رئیسجمهور بن سبد خانواده دریافت میکردیم. این بن برای 12 میلیون نفر صادر میشد که 9 میلیون نفر از این تعداد تحتپوششهای کمیته امداد و سه میلیون نفر هم معلولان بودند.
این بن چقدر بود؟
40 هزار تومان.
رقم بسیار ناچیزی است. اینطور نیست؟
بله. اما برای معلولی که مستمری ماهانهاش به اندازه دو کیلو گوشت است، اهمیت دارد.
نهضت مسکنسازی بهزیستی برای معلولان به کجا رسیده است؟
تا پیش از سال 1388، بیستم مهر در تقویم به نام روز اسکان معلولان نامگذاری شده بود اما از آن سال، مناسبت این روز از تقویم حذف شد، چرا که مسوولان اعتقاد داشتند مساله اسکان معلولان حل شده است.
یعنی به نظر شما مشکل مسکن معلولان با وجود حذف روز اسکانشان از تقویم حل نشده است؟
حدود یک میلیون و 200 هزار نفر معلول تحتپوشش بهزیستی هستند. از این تعداد به 200 هزار نفر مسکن مهر تعلق گرفته است، یعنی تنها به یک ششم از معلولان تحتپوشش بهزیستی.
محمودنژاد: سازمان بهزیستی با مشکل کمبود بودجه مواجه است. گفته میشود بودجه کل بهزیستی حدود هزار میلیارد تومان است که کمتر از 300 میلیارد تومان آن به معلولان اختصاص دارد، اما برای حل مشکلات، باید این بودجه، حداقل 15 برابر شود
از سوی دیگر گرچه ما با پیگیریهایی که انجام دادیم توانستیم سود بانکی وام 20 میلیون تومانی را از 12 درصد به چهار درصد کاهش بدهیم و بازپرداخت آن را هم از 12 سال به 20 سال برسانیم، اما باز هم قسط ماهانه بازپرداخت این وام بسیار زیاد است و معلولان با توجه به مشکلاتی که در تحصیل، اشتغال و حتی ایاب و ذهاب دارند و با مستمری ماهی 40 هزار تومان قادر نیستند این وام را بپردازند و پیشبینی میکنم که در سالهای آینده، دادگاه با به اجرا گذاشتن وثیقه این وامها میتواند معلولان را به زندان بیندازد یا آنها را از خانهشان بیرون کند.
من اعتقاد دارم باید مساله مسکن معلولان از مسکن مهر جدا شود و ساز و کار دیگری برای واگذاری مسکن به این گروه انجام داد.
در بین صحبتهایتان به مساله تحصیل معلولان اشاره کردید. براساس قانون جامع حمایت از معلولان، تحصیل برای این قشر باید رایگان باشد، اما معلولان در حال حاضر با دانشگاه آزاد بر سر پرداخت شهریه مشکل دارند و این دانشگاه مانع تحصیل معلولانی که شهریهشان را نپرداختهاند، میشود.
قانون گفته است که تحصیل معلولان رایگان است، اما نه در بخش خصوصی! ما نمیتوانیم بخش خصوصی را مجبور به ارائه تخفیف کنیم. شهریه دانشگاه آزاد باید پرداخت شود اما تحصیل برای معلولان هم باید رایگان باشد و این یعنی براساس قانون، دولت موظف است هزینه تحصیل معلولان را تامین کند.
این مسوولیت بر دوش بهزیستی است و این سازمان معمولا 100 ـ 50 شهریه دانشگاه را تامین میکند، اما فعلا بهزیستی شهریه سال 90 دانشجویان دانشگاه آزاد را نداده است.
این سازمان با مشکل کمبود بودجه مواجه است. گفته میشود بودجه کل بهزیستی حدود هزار میلیارد تومان است که کمتر از 300 میلیارد تومان آن به معلولان اختصاص دارد، اما برای حل مشکلات، با محاسبات من باید این بودجه حداقل 15 برابر شود.
البته من از مسوولان دانشگاه آزاد میخواهم به احترام معلولانی که وارد این جایگاه علمی ویژه شدهاند، به آنها اجازه ادامه تحصیل بدهند. به هر حال گرچه پرداخت این شهریه از سوی دولت دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد.
مشکل دانشجویان معلول برای تحصیل فقط شهریهشان نیست. آنها برای تحصیل به امکاناتی نیاز دارند که یا رایگان نیست و اصلا وجود ندارد.
برای مثال دانشجویان ناشنوا، برای تحصیل نیاز به رابط شنوایی دارند، اما هزینه خرید این رابط سنگین است و کسی آن را نمیپردازد. دانشجویان نابینا نیز برای آموزش با مشکل مواجه هستند. آنها به نرمافزار فارسیخوان احتیاج دارند و ما هنوز این نرمافزار را نداریم. به همین علت بیشتر دانشجویان نابینا ناچارند فقط در یکسری محدود از رشتههای علوم انسانی تحصیل کنند.
ایران جزو کشورهایی است که کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق معلولان را از دو سال پیش پذیرفته است. همچنین به گروه معدود کشورهای دنیا تعلق داریم که قانونی جامع برای حمایت از حقوق معلولان دارند، اما بسیاری از معلولان در ایران به دلیل کمبود سادهترین امکانات، منزوی میشوند. من معتقدم اشکال در دو بخش است؛ اولا معلولان شیوه مطالبه قانونی حقشان را نمیدانند و ثانیا قانون جامع حمایت از معلولان ضمانت اجرایی ندارد.
ما برای حمایت از معلولان قانون کم نداریم، اما عمل کم داریم. از دیدگاه من هم قانون جامع حمایت از معلولان، ضمانت اجرایی ندارد، اما ما تا چه حدی میتوانیم این قانون را پیگیری کنیم؟ برای مثال این قانون میگوید بلیت قطارهای رجا باید برای معلولان نیمبها باشد، ما برای اجرایی شدن این ماده حتی وکیل گرفتهایم و به دادگاه رفتهایم اما بیش از این چه کاری میتوانیم انجام بدهیم؟
اجرایی شدن این قانون همکاری همه 18 دستگاهی را که در آن موظف به انجام مسوولیتهایی در قبال آن شدهاند میطلبد، اما آیا به مسوولیتهایشان بدرستی عمل میکنند؟ من فکر میکنم اگر دولت پیگیر اجرایی کردن این قانون باشد، یک دستورش کافی است و کسی نمیتواند آن را بیپاسخ بگذارد.
این را هم باید اضافه کنم که حدود چهار سال پیش ما به رییسجمهور پیشنهاد دادیم شورایی به نام شورای عالی معلولان راهاندازی کند تا از طریق این شورا سیاستهای کلان برای حمایت از معلولان تعیین و پیگیری شود. رییسجمهور با این پیشنهاد موافقت کرد و این شورا پنج بار هم تشکیل جلسه داد، اما وزیر رفاه وقت با این شورا مخالفت کرد. یکی از اهداف این شورا میتوانست پیگیری میزان اجرایی شدن این قانون باشد.
معلولان معمولا از عملکرد سازمانهای بیمهگر ابراز نارضایتی میکنند. شما عملکرد بیمه را برای این گروه چطور ارزیابی میکنید؟
به عقیده من، بدترین بیمه، بیمه معلولان است. هزینههای توانبخشی مانند خدمات گفتاردرمانی و کاردرمانی بسیار گران است، اما تحتپوشش هیچ بیمهای قرار ندارد. به طور کلی دریای بیمهها برای معلولان کمعمق است.
حتی بیمه مکمل هم که فقط 350 هزار نفر از معلولان را پوشش داده است، به هیچ عنوان جوابگوی نیازهای آنها نیست.
معلولان بسترگرا به پرستار خانگی نیاز دارند، اما براساس بخشنامههای بهزیستی، فقط معلولانی از این سازمان حق پرستاری دریافت میکنند که ضایعه نخاعی باشند، در حالی که من به عنوان یک منتقد حوزه معلولان اعتقاد دارم این حق پرستاری باید به همه معلولان بسترگرا داده شود، چرا که ممکن است فردی بسترگرا نباشد، اما از زمان تولد فلج بوده باشد، آیا این فرد حق استفاده از حق پرستاری را ندارد؟
حق پرستاری که بهزیستی به معلولان میدهد، چقدر است؟
حدود 50 هزار تومان.
هزینه متوسط زندگی برای یک معلول چه میزان است؟
اگر فقط هزینههای ناشی از معلولیت را حساب کنید، بدون در نظر گرفتن هزینههای جانبی مثل هزینههای تهیه خوراک و پوشاک، حدود 960 هزار تومان است.
زمانی که مشغول طراحی پرسشهای این گفتوگو بودم، دائما تصویر معلولان ذهنی ـ حرکتی مرکز آلیاسین بوشهر که 18 نفرشان در آتشسوزی این مرکز بشدت آسیب دیدند و سه نفرشان هم بر اثر سوختگی جان دادند، جلوی چشمم بود. این مرکز از استانداردهای لازم برخوردار نبود، اما هر بار بهزیستی به آن ایراد گرفت نواقصی را رفع کرد و آنقدر به کارش ادامه داد تا بالاخره فاجعه آفرید. فکر میکنید اشکال کار کجا بود؟
هزینهای که از طرف بهزیستی به بخش خصوصی داده میشود، آنقدر پایین است که آنها نمیتوانند استانداردهای لازم را در مراکز نگهداری از معلولان رعایت کنند.
سرانه نگهداری که بهزیستی به ازای نگهداری هر معلول به این مراکز میدهد، حدود 185 هزار تومان است، اما این سرانه کفاف هزینههای نگهداری معلولان را در این مراکز نمیدهد و به همین دلیل این مراکز به خانوادهها فشار میآورد و از آنها در ازای نگهداری معلولان هزینههای کلان دریافت میکنند و با این حال توان مالی استانداردسازی را نیز ندارند.
یکی از بخشهای قانون جامع حمایت از معلولان مربوط به سهم سه درصدی آنها از اشتغال در سازمانهای دولتی است. به نظرتان گره اصلی اجرایی نشدن این بخش از قانون کجاست؟
از دیدگاه من، مشکل اصلی این است که بهزیستی توانایی کافی برای دفاع از حقوق معلولان را ندارد، برای مثال سال گذشته آموزش و پرورش حدود 40 هزار نفر نیرو استخدام کرد که طبیعتا 1200 نفرشان باید معلول باشند، اما این وزارتخانه قانون را زیرپا گذاشت!
مگر نه این که ما کنوانسیون جهانی حمایت از حقوق معلولان را پذیرفتهایم؟ در این کنوانسیون تاکید شده است که به هیچوجه نباید هیچ منع جهانی برای استخدام معلولان وجود داشته باشد.
از طرف دیگر، نیروهای پیمانی در سازمانهای مختلف در حال رسمی شدن هستند. در قانون جامع حمایت از معلولان قید شده است که سه درصد از افرادی که قرار است رسمی شوند باید از معلولان باشند اما این اصل هم نادیده گرفته شده است.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....