دقیقا در زمانی که دولت آمریکا در حال نجات خود از افغانستان است، تقاضای کرزای به چالشی تازه برای آنها تبدیل شده است. با نزدیک شدن به سال 2014 و خروج نیروهای غربی از افغانستان،کرزای احتمالا هر لحظه در تاکید بر استقلال و حاکمیت کشور و تواناییاش بهعنوان رهبر سیاسی و مواجهه با ظهور دوباره طالبان جسورتر خواهد شد.
کاربرد استراتژیک و مشروعیت زندان بگرام که در پایگاه هوایی ایالات متحده در شمال استان پروان واقع است، در طول سالهای اخیر همواره با سوالات متعددی روبهرو بوده است. در زمان جورج دبلیو بوش دسترسی به افراد بازداشتشده در این زندان هم برای دولت افغانستان و هم برای صلیب سرخ محدود شده بود، اما با روی کارآمدن باراک اوباما در ژانویه 2009 وی فرمانی را امضا کرد که خبر از تعطیلی زندان گوانتانامو و شبکهای از زندانهای مخفی سیا در سراسر جهان میداد. این امر همچنین نشانهای از تصمیم اوباما در تغییر سیاستهای بوش در توقیف مظنونان حملات تروریستی بود. در آگوست 2009 ژنرال استنلی مک کریستال، فرمانده وقت ناتو و نیروهای آمریکا در افغانستان زندان بگرام را دردسر استراتژیک خواند؛ این عنوان تلویحا به این معنا بود که بازداشتهای غیرقانونی در بگرام حمایت مردمی از حضور نیروهای خارجی در افغانستان را از میان برده است. از نظر مک کریستال آمریکا در دراز مدت قادر به نادیده گرفتن این پرسش نیست که با زندانیان زندان بگرام چگونه رفتار میشود.
بگرام همچنین اتحاد شکننده آمریکا و دیگر اعضای ناتو در افغانستان را به دلیل نگرانی آنها از ادامه جنگ نامحدود با تروریسم و نقض قوانین و کنوانسیونهای ژنو به خطر میانداخت. به خاطر همین مسائل اوباما در پاییز 2009 تغییراتی در سیاست بازداشت مظنونین ایجاد و نظارت بر امور زندانها را به هیاتی متشکل از مقامات نظامی و غیرنظامی موسوم به «گروه ضربت 453» محول کرد. مقامات آمریکا همچنین پیشنویس قراردادی را با همتایان افغانیشان امضا کردند که زندان بگرام را در جولای 2010 به افغانها منتقل و رسیدگی به پروندههای زندانیان را به یک مرکز حقوقی موازی افغانی در استان پروان واگذار کرد. از آن زمان به بعد واشنگتن به دلیل آنچه چالشهای امنیتی و روند کند پیشرفت آموزش دادستانها و قضات و وکلای افغانی نامیده شد، انتقال کنترل زندان به افغانها را دوباره به تعویق انداخت. آگوست سال گذشته نیز مقامات نظامی آمریکا اعلام کردند سیستم قضایی افغانستان همچنان برای در اختیار گرفتن کنترل زندان تا قبل از سال 2014 ناکارآمد و غیرکاربردی است.
غرب و منتقدان دولت افغانستان همواره از سیستم قضایی فاسد افغانستان شکایت داشته و اصولا اعتقاد دارند که دادگاههای افغانستان توان رسیدگی به پرونده کسانی که از سوی نیروهای آمریکایی در خلال جنگ بازداشت شدهاند را ندارند؛ با توجه به گزارشات گسترده و مستند از شکنجه و نقض قانون در زندانهای افغانستان و نظام کهنه و فرسوده قضایی این کشور ملاحظات فوق موجه به نظر میرسد. با این وجود بازداشت خودسرانه و طولانیمدت میتواند منجر به خشونت و افراط هر چه بیشتر در زندانها شود و این امر به همان اندازه که درباره زندانیان زندانهای دولت افغانستان صادق است در مورد زندانیان زندان بگرام نیز وجود دارد، اما برای حامد کرزای کنترل زندان بگرام، مساله حقوق بشر یا فرآیند رسیدگی مناسب به حال زندانیان نیست. وی بیشتر درصدد است تا از اهرم کنترل بر بگرام در کسب دوباره جایگاهش در روابط سرد با واشنگتن سود ببرد. کرزای و نزدیکان وی از این که بیش از این در گفتوگوهای آمریکا و طالبان در حاشیه قرار بگیرند و همچنین جایگاهشان در معامله بر سر میزان همکاری استراتژیک افغانستان و آمریکا از دست برود، مایوس و سرخورده شدهاند. آنها به بگرام به عنوان دستاویزی نگاه میکنند که میتواند به دولت افغانستان نقش محوری در گفتوگوها با طالبان و امکان چانهزنی هر چه بیشتر را بدهد. علاوه بر این، دسترسی کرزای به زندانیان طالبان در بگرام این انگیزه را برای رهبری طالبان فراهم میکند تا وارد روند گفتوگوهای مستقیم با دولت افغانستان بشوند؛ موضوعی که تاکنون رهبران طالبان بر انجام آن اکراه داشته و از آن پرهیز کردهاند. همچنین در اختیار گرفتن زندان بگرام، کرزای را در مقابل انتقادات مخالفینش حفظ میکند، منتقدینی که همواره او را به خاطر شکستهای سیاسی سرزنش کردهاند. به هر حال اگر اوباما و کرزای درباره انتقال تدریجی جنگ آمریکا محور به افغان محور جدی هستند، باید خود را در یافتن راهی برای حل مشکل زندانیان ملزم کنند.
همزمان دولت افغانستان و جامعه بینالمللی نیز باید کار مشترک در زمینه اصلاح سیستم قضایی این کشور را سرعت بیشتری بدهند تا هم بتوانند تضمینی برای حفظ اطلاعات حساس به وجود آورند وهم مانعی بر سر دسترسی زندانیان و وکلایشان به مستندات و شواهد ایجاد نکنند. در هر صورت اعتراض کرزای به بدرفتاری با زندانیان و شکایت از بازداشتهای خودسرانه تا زمانی که قوه قضاییه افغانستان فاقد سازمان مشخص، دادگاههایی استاندارد و محاکمی عادلانه است، نمیتواند چندان موجه به نظر برسد. تا زمان رسیدن به وضعیت مطلوب و تا وقتی هم آمریکاییها و هم افغانها قوانین بینالمللی را زیر پا میگذارند، صحبت از حکومت قانون از سوی هر دو طرف امری بیهوده و عبث خواهد بود.
منبع:فارین افرز / مترجم: ایرج جودت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم