اگر هم اهل تجربه و ماجراجویی هستید با رعایت جوانب احتیاطی چمدان خود را ببندید و با ما به یک سفر مهیج بیایید. حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که پس از بازگشت از سفر و گذر زمان، حتی سختیهای سفر نیز رنگ شیرینی به خود میگیرند، ترس اصلا برتان ندارد. سختیاش شرایط جوی است و جاده! اگر خودرویتان در برف بماند در این کوهستان وهمانگیز چه میکنید؟ مطمئنا یاد فیلمهایی نخواهید افتاد که در آن بوران برف و زوزه گرگ به گوش میرسد؟! مردم اینجا برای رفت و آمد بیشتر از خودروی تویوتای دوکابین استفاده میکنند، محکم است و پرقدرت، پس توصیه میشود که شما نیز برای سفرتان از یک خودوری مناسب کوهستان استفاده کنید. کمکم داریم به بخش هیجانانگیز قصه پررمز این سرزمین عجیب میرسیم. روستای «هجیج»ایران، کرمانشاه، 20 کیلومتری شهرستان پاوه، آخرین روستای استان کرمانشاه. اگر این مسیر برای شما تکراری است از مریوان و جاده اورامان استفاده کنید، هر دو مسیر زیبا، وحشی و وهمانگیز هستند. این را بگویم که تعجب نکنید اگر مردمان اینجا زیاد زبان فارسی بلد نیستند، اما همدلی و مهماننوازی آیینشان است و سخت به آن وفادارند. مردمانی که فرهنگ خود را هزارههاست میان کوههای سخت سنگی در سینه خود نسل به نسل حفظ کردهاند و هر شب آن را در گوش طفلان خود میسرایند؛ ترانههایی که پر است از آرزوها، عشقهای ناکام و دلاوریها...
از همان لحظه ورود، شما متوجه یک موضوع خیلی خیلی مهم خواهید شد آن هم وجود یک امامزاده است که بی نهایت برای مردم مورد احترام است. کلمه کم میآورد از توصیف جایگاه « امامزاده سیدعبیدالله» در دل اورامی زبانان خوش کلام. میگویند از نوادگان امام موسی کاظم(ع) بوده که 500 سال است در این دیار آرام آرمیده است. این آرامگاه در میان کوهسار و کنار رودخانه پرآوازه سیروان قرار دارد، بنای آن به صورت 4 طاقی آجری احداث شده است. بر در ورودی آرامگاه سنگچین، تابلویی سبزرنگ به چشم میخورد که نام امامزاده بر آن نگاشته شده است. افسانهها و داستانهای بسیاری از آن روایت میکنند؛ حتما همدلی کنید با اهالی تا باز گویند راز سر به مهرشان را. مردم به امامزاده «کوسه هجیج» میگویند؛ اسم روستایشان نیز همین است.
جهانی شدن و مدرنیته کردن فعلا نتوانسته این جغرافیای سنگی را درنوردد. معماری، معیشت و اشتغال هنوز رنگ و بوی خوش قدیم را دارد. برای درک و دریافت بهتر از معماری محلی که به صورت پلکانی است، پیشنهاد میدهیم که سری به مسجد مرکزی روستای هجیج بزنید. این مسجد دارای ستونهای چوبی است که در نهایت خوشسلیقگی تزیین و کندهکاری شده است. مسجد معماری کهن و اصیل خود را حفظ کرده است؛ اصلا گویی معنویت با این نوع معماری عجیب قرین و همزاد است.
اگر کمی بیشتر توجه کنید متوجه خواهید شد که اصول خانهسازی و معماری اینجا چقدر از سر تدبیر بوده است. به طور مثال مردم ساختمانهای خود را به سمت جنوب بنا کردهاند تا گرما و نور خورشید را به خانههای خود مهمان کنند. دیوار خانههای قدیمی برای حفظ گرما ضخیم بنا شده است و بام آنها نیز با تیرهای چوبی و با کاهگل ساخته شدهاند... .
کوتاهترین رود جهان
زیباییهای این منطقه تنها به امامزاده و معماری آن پایان نمییابد. به جرات میتوان گفت هر ذره این خاک، گویش اورامی، لباس زنان و مردان، فرهنگ، تاریخ، طبیعت و حتی نگاه کودکانشان نیز جاذبهای است بکر و مسحور کننده... با این همه میخواهیم دوباره یکی از شاهکارهای طبیعت را که از دست قضا دارای صفت «ترین» است به شما معرفی و پیشنهاد کنیم. رودخانه «بل»، کوتاهترین رود جهان! تنها 15 متر طول دارد؛ چرا به آن بل میگویند؟ تنها به این دلیل که آب آن از یک بلندی سرازیر میشود، هر قطره از این آب که به اذعان کارشناسان جزو بهترین آب معدنیهای دنیاست، همچون بلوری از دل سنگ میخروشد و نگاه مسافران را تا اعماق پاکی در خود فرو میبرد. بل تنها پس از مسیر کوتاهی در دامن رودخانه سیروان محو میشود، این جاذبه در فهرست میراث فرهنگی کشور به ثبت رسیده است.
مردم نگرانند
گفتیم که روستا اصیل است و به طور ویژهای دست نخورده، اما با این وجود صدای گامهای نوسازی و عمران در این روستا بشدت ناموزون است. توسعه و عمران هر چند ضروری به نظر میرسد، اما پیامدهای ناگواری هم در پی دارد بویژه اگر کارشناسی شده هم نباشد. حالا در این روزگار یکی از نگرانیهای مردم زیر آب رفتن آرامگاه و حدود 70 خانه قدیمی روستا به دلیل احداث یک سد به نام «داریان» است. مردم و شورای روستا در گفت و گو با خبرگزاریها و مسوولان نگرانی خود را ابراز کردهاند. حتی بحث جابهجایی آرامگاه نیز مطرح شد؛ اما مسوولان وعده دادند که مکان آرامگاه تغییر نخواهد کرد و برای زیر آب رفتن خانهها نیز تمهیدات لازم از جمله پرداخت بهای آن اندیشیده شده است؛ با این وجود مردم دل خوش چندانی ندارند و از اندک مبلغ پیشنهادی گله دارند.
روستایی دستنیافتنی
باز هم تکرار میکنیم که روستای هجیج در دستنیافتنیترین قسمت کوهستان اورامان قرار گرفته است؛ جایی که هیچ گاه مردمانش کفش لنگهبهلنگه نخواهند پوشید، یعنی هر چقدر هم تلاش کنید نمیتوانید کفش خود را اشتباهی راست و چپ بپوشید، کفشهای دستساز محلی که به آن «کلاش» میگویند به گونهای بافته میشوند که راست و چپ جایشان عوض نمیشود، بگذریم.
با این همه مردم گردشگر بیشتر ترجیح میدهند که در روزهای خوش آب و هوای بهار و تابستان عازم این سرزمین شوند تا شاهد کوه سر به فلک کشیده شاهو باشند؛ اما زمستانش چیز دیگری است... تصمیم با شماست.
سامان عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم