مرز این دو بخش، خطی فرضی بود که از میان تهران میگذشت و خود تهران هم در اشغال هر دو طرف بود.رضاشاه ابتدا تصمیم به مقاومت گرفت اما چون بدون پایگاه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بود و مردم از عملکرد مستبدانه و سیاستهای او ناراضی بودند، نتوانست در برابر بیگانگان دوام بیاورد. بنابراین حکومت دیکتاتوری 16 ساله وی تحت فشار اشغالگران فرو ریخت و او مجبور به استعفا و خروج از کشور شد. ورود متفقین به ایران در حالی صورت گرفت که دولت ایران پیش از آن نسبت به جنگ جهانی دوم، اعلام بی طرفی کرده بود. با این حال، اشغالگران روسی و انگلیسی، بدون توجه به این امر، قسمتهای وسیعی از خاک کشور را به تصرف درآوردند.
زمامداران جدید گرچه خود را دلسوز ملت نشان میدادند، در واقع همان دستنشاندگان سیاست انگلیس بودند، چنانکه با امضای پیمان سهجانبه در عمل به متفقین جنگ پیوستند و با این تعامل خود باعث شدند تا اشغالگران، دوست، همپیمان و متحد کشور معرفی شوند.
متن پیمان مذکور طی ماده واحدهای در تاریخ 30 آذر 1320 تقدیم مجلس شد. این پیمان مشتمل بر 9 اصل و 4 ماده بود که طی آن شوروی و انگلستان ضمن به رسمیت شناختن تمامیت ارضی و حاکمیت و استقلال ایران اجازه استفاده از راههای مواصلاتی کشور برای حمل مهمات و آذوقه را به دست آوردند. مطابق این قرارداد کشورهای نامبرده مجاز بودند به هر میزان که لازم باشد نیروی نظامی در ایران داشته باشند، با این شرط که 6 ماه پس از خاتمه جنگ ایران را تخلیه کنند.هنگامی که لایحه پیمان سهجانبه به مجلس داده شد، موجی از موافقت و مخالفت برخاست و این جریان به مطبوعات نیز کشیده شد. فروغی به ناچار در مصاحبه مطبوعاتی علل و جهات تنظیم پیمان را به اطلاع عامه رساند. ابتدا کمیسیون خارجه متن پیمان را تصویب کرد و سپس در روز 6 بهمن لایحه پیمان با 80 رأی موافق از 93 رأی به تصویب رسید.پس از تصویب پیمان در مجلس، سهیلی از طرف دولت ایران، اسمیرنوف از طرف دولت شوروی و ریدرز بولارد از طرف دولت انگلستان در تاریخ 9 بهمن آن را امضا کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم