در این میان همه ارکان نظام به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق رأی ملت برگزیده شدهاند و جایگاهی نیست که مردم در قدرتیابی آن نقشی نداشته و از دایره نظارت و کنترل مردمی خارج مانده باشد. از این جهت، انتخابات و رجوع به آرا و نظرات مردم همواره به مثابه یکی از نمادهای مهم در نظام جمهوری اسلامی ایران و پشتوانه جدی برای نظام به شمار آمده و برگزاری انتخابات آزاد و احترام به آرا و عقاید مردم، نشانهای از جمهوریت نظام و اعتماد متقابل بین دولت و مردم و مشارکت مردم در اداره امور کشور است. با وجود این بیگانگان و بویژه کشورهای غربی، همواره سعی داشتهاند این تجلی مهم همبستگی را در کشور مختل کنند. انتخابات برای دشمنان جمهوری اسلامی همواره فرصتی برای به چالش کشیدن انسجام و کارآمدی نظام بوده است. بنابراین در ادوار مختلف و با انواع و اقسام ترفندها، تلاش نمودهاند چالشهایی ایجاد کنند که مهمترین آنها فتنه سال 88 بوده است. در فتنه 88 دشمنان نظام جمهوری اسلامی سعی کردند با انواع حیلهها و ترفندها در صفوف منسجم ملت ایران شکاف ایجاد کنند و از این رهگذر به اهداف شوم خود دست یابند. غافل از اینکه ملت ایران با گوش فرادادن به فرمان ولیفقیه و با تشکیل صفوف به هم پیوسته قادرند هر توطئهای را خنثی کنند. اینک با فرارسیدن انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامیلازم است مردم متدین و با شعور ایران، آگاهی و هوشیاری خود را حفظ کنند و از نقشههای خائنین داخلی و دشمنان بیگانه مطلع شوند. برخی از دسیسههای بیگانگان در انتخابات، به شرح ذیل مورد بررسی قرار میگیرد:
1. سناریوسازیهای غرب پیش از انتخابات
الف) القای ناسالم بودن انتخابات
به طور کلی، یکی از اهدافی که بیگانگان همواره پیش از برگزاری انتخابات در ایران دنبال میکنند، القای ناسالم بودن انتخابات در ایران است. بنابراین همواره تلاش داشتهاند با اظهارنظرهای مغرضانه این موضوع را به حامیان برخی نامزدها القا کنند و آنها را به تقابل با نظام و فرآیند قانونی انتخابات سوق دهند.
ب) تبلیغ عدم مشارکت مردم در انتخابات
سران کشورهای غربی همواره با اظهار نظرها و حمایتهای رسانهای به تبلیغ منفی درباره انتخابات ایران و جهت دادن افکار عمومیمردم کشور در جهت مشارکت نکردن در انتخابات پرداختهاند تا اعتماد مردم را نسبت به مسوولان نظام جمهوری اسلامی سلب و در نتیجه از سطح مشارکت سیاسی آنان در انتخابات بکاهند. تجربه انتخابات 30 ساله جمهوری اسلامی نشان میدهد رسانهها و مقامات غربی در ماههای منتهی به انتخابات، فضاسازی زیادی برای کاهش حضور مردم در پای صندوقهای رأی انجام میدهند.
ج) افزایش انتظارات و مطالبات عمومی
نظریهپردازان اجتماعی و رهبران سیاسی و رسانههای غربی بخوبی بر این نکته واقفند که یکی از موثرترین راههای ایجاد شکاف بین مردم و حکومتها، بالابردن سطح انتظارات مردم از حکومت است؛ به حدی که حکومت نتواند در کوتاهمدت از پس آن برآید. بالا رفتن انتظارات موجب افزایش نارضایتی سیاسی و اجتماعی شده و زمینه را برای بروز خواستههای بیگانگان فراهم میآورد.
د) القای ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی
مقامات و رسانههای غرب به منظور ایجاد دلسردی در مردم برای جلوگیری از حضور آنها در پای صندوقهای رأی در انتخابات مختلف، درصدد استفاده جدی از شیوهها و ابزارهای عملیات روانی برآمدهاند. در این ارتباط مقامات و رسانههای غربی به افکار عمومی القا میکنند که: 1ـ جمهوری اسلامی ایران فاقد مشروعیت مردمی است و این حکومت اساسا در پی برآوردن امیال و خواستههای مردم خویش نیست. 2ـ مسوولان ایرانی فاقد مهارت و توانایی کافی برای اداره کشورند، آنان در اداره کشور از روشهایی بهره میبرند که فاقد کارآیی و اثربخشیاند. 3ـ مسوولان کشوری بیش از آنکه در پی تحقق خواستههای مردم و گشودن گره از مشکلات مردم باشند، درگیر تنش، چالش و کشمکش با یکدیگرند.
ی) سعی در ایجاد فضای ملتهب در کشور در آستانه برگزاری انتخابات
نظام سلطه، در دهه اخیر، تهاجم نرم و براندازی نظام اسلامی را به شیوه جدیدی در دست اقدام دارد. تجربه انقلابهای رنگی که شیوهای برای براندازی نرم با بهرهگیری از فرصتهای انتخاباتی است، نشان داده است که انتخابات در کشورهای مورد هدف غرب، یکی از فرصتها و بسترهایی است که با اقدامات طراحی شده به چالش کشیده میشود. بنابراین انتخابات برای دشمنان نظام جمهوری اسلامی رویدادی مهم و مورد توجه است که روی آن سرمایهگذاری رسانهای، سیاسی و امنیتی میشود. در حال حاضر صدها صفحه سند در کانونهای تفکر و مراکز تصمیمساز غرب برای چگونگی تأثیرگذاری برانتخابات وجود دارد. به طور مثال، در «کمیته خطر جاری» که نقش هدایت و کارگردانی طرحهای حاکمان آمریکا را عهده دارد، تاکتیکهای جدیدی برای مقابله با انقلاب اسلامیطراحی شده و مارک پالمر نتیجه بررسیهای کارشناسانه این کمیته را در مصاحبه با خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز چنین بیان میکند:
ایران به لحاظ وسعت سرزمین، کمیت، جمعیت، کیفیت، نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و نظام بینالملل، به قدرتی کم بدیل تبدیل شده که دیگر نمیتوان با یورش نظامی، آن را سرنگون کرد، امّا میتوان با پیگیری جنگ نرم، به سرنگونی امیدوار بود. حتی برخی از نخبگان و خواص خواسته یا ناخواسته در دام براندازی نرم افتادند یا میافتند. برخی از اقدامات و محورهای جنگ روانی دشمن، در انتخابات، از این قرار است:
1) القای یأس و ناامیدی و تبلیغ تأثیر نداشتن رأی مردم
2) ترسیم فضای سرکوب و خفقان و نقض حقوق شهروندی
3) برجستهسازی محدودیت رسانهای در ایران
4) جوسازی علیه نهادهای قانونی و رسمی نظام مانند شورای نگهبان
5) دامن زدن به اختلافات داخلی و تشدید جناحبندیها
6) ایجاد آشوبهای منطقهای و اغتشاشات صنفی و بهرهبرداری از اعتراضات مردمی
7) تبلیغات رسانهای و جوسازی علیه مسوولان نظام و برگزارکنندگان انتخابات
8) بزرگنمایی مشکلات و سیاه نمایی وضعیت آینده
9) تلاش برای ایجاد مشکلات اقتصادی و نارضایتی عمومی
10) یافتن نخبگان محلی مناسب که شریکهای بومی خوبی برای آمریکا در ایجاد آشوب باشند
11) استفاده ابزاری از نیروهای جوان و دانشجویان به عنوان قشر فرهیخته جامعه
12) استفاده ابزاری از برخی نخبگان محلی و ملی در انتخابات
13) طرح مساله فدرالیسم
2. سناریوسازیهای غرب پس از انتخابات
الف) تشکیک در سلامت انتخابات و القای تقلب در انتخابات
از نخستین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی، تشکیک در انتخابات یکی از حربههای اصلی در رسانههای غربی در جهت دلسرد کردن مردم از حضور در انتخابات بوده است.
ب) بروز شکاف در نظام جمهوری اسلامی
القا و دامن زدن به تفرقه، دو دستگی و واگرایی در بین مجموعه نیروهای سیاسی درون حاکمیت، همواره از تاکتیکهای بیگانگان در انتخابات جمهوری اسلامیایران بوده است.
ج) تحریک مردم بخصوص حامیان نامزدهای بازنده
براساس نظریههای شورشهای اجتماعی، وقتی بستر نارضایتی و بیاعتمادی اجتماعی و سیاسی فراهم آمد، نوبتِ زدنِ جرقه آشوب و انقلاب میرسد. مقامات و رسانههای غربی این نظریه، شورشهای اجتماعی را از طریق بسترسازیهای اولیه و سپس تحریک مردم و طرفداران نامزد شکست خورده به اجرا میگذارند.
د) زیر سوال بردن جمهوریت نظام
یکی از مهمترین مصادیق جمهوریت در هر نظامی این است که مردم در تعیین نوع حکومت، دارای اختیار و رأی باشند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین نقش و اختیاری برای مردم تعریف شده و براساس مواد قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی بر دو پایه جمهوریت و اسلامیت، هویت یافته است. در این چارچوب و در طول 32 سال حیات جمهوری اسلامی ایران، به طور متوسط سالانه یک انتخابات برگزار و مردم در انتخاب تمامی ارکان نظام حضور فعال داشته و دارند. لیکن از همان روزهای نخستین پیروزی انقلاب، غرب تلاش کرد تا چنین القاء کند که نظام جمهوری اسلامی با اصول جمهوریت تطبیق و همخوانی ندارد. آنها اینگونه تبلیغ میکنند که نظام جمهوری اسلامی، نظامی دینی و دینمدار است؛ پس با دموکراسی و جمهوریت سازگاری ندارد و بر این اساس سعی دارند انتخابات در ایران را زیر سوال ببرند.
با توجه به موارد مطرح شده میتوان گفت دشمنان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران برخلاف برخی اظهار نظرها، ماهیت نظام و انقلاب اسلامی را بخوبی میشناسند و میدانند این انقلاب و نظام سیاسی آن، برآمده از دین و فرهنگ ایرانی است. در واقع انقلاب نرم است، بنابراین برای مقابله با آن هم از جنگ نرم و هم از قدرت نرم استفاده میکنند. یکی از برجسته ترین ویژگیهای نظام جمهوری اسلامی و از بزرگترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، شکلگیری حکومتی دینی با حضور و مشارکت بی نظیر مردم در همه صحنههاست؛ حضور و مشارکتی که همواره شگفتی و اعجاب همراه با عصبانیت و کینه دشمنان و تحسین و ستایش دوستان و عدالت جویان را به دنبال داشته است. حضور و مشارکتی که در بیش از یک ربع قرن گذشته نه تنها توانسته است انقلاب و نظام نوپای اسلامیرا در برابر همه توطئهها، تهاجمها و طرحهای متنوع و گسترده براندازی استکبار جهانی حفظ کند و استمرار بخشد، بلکه با اقتدار و توانمندی بیشتری همراه سازد. بدون تردید حضور و نقشآفرینی مردم در کنار دو رکن ماهیت دینی و رهبری الهی، سومین رکن اساسی انقلاب و ضامن اجرای حاکمیت دینی و تداوم آن بوده است. در این بین، حضور همراه با بصیرت در انتخابات، از ممتازترین جلوههای مشارکت مردم و دارای اهمیت و تأثیر بیشتری بوده و آثار خود را در سیاست داخلی و روابط بینالمللی نشان داده است.
با توجه به این مسائل باید گفت که انتخابات نهم مجلس شورای اسلامیدر ایران با توجه به شرایط بینالمللی و منطقهای، وضعیت و صفبندی جریانها و گروههای سیاسی داخلی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. این انتخابات در شرایطی برگزار میشود که جمهوری اسلامیایران با پیمودن مسیر مقاومت و پایداری در برابر فشارهای نظام سلطه، به قدرت برتر منطقه استراتژیک خاورمیانه تبدیل شده و به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران مسائل بینالمللی، در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت مؤثر جهانی است. تحولات اخیر و بیداری اسلامی در منطقه با الهام از انقلاب اسلامینیز در حال به ثمر رسیدن است. این تحولات به زعم بسیاری از صاحبنظران روزبهروز بر عمق استراتژیک ایران در منطقه و جهان افزوده و نظام سلطه را با شکست مواجه ساخته است. بر همین اساس میتوان گفت انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی میتواند نمودی قدرتمند از اقتدار و همبستگی ملی مردم ایران نیز باشد و به رویدادی مهم در نمایش مردمسالاری دینی و تقویت مؤلفههای قدرت نرم نظام تبدیل شود.
به علاوه مشارکت مردم در انتخابات، احساس مسوولیت جامعه در قبال سرنوشت کشور، همبستگی ملی و وفاق اجتماعی را نشان میدهد. در واقع برگزاری انتخابات در ایران تاکنون از مهمترین تجلیات همبستگی ملی، همگرایی نظام و مردم و از ابزار مقابله با تهدیدهای دشمنان نظام بوده و به دلیل منتج شدن به تقویت همبستگی و وفاق اجتماعی به صورت بازدارنده اساسی عمل کرده است. حضور گسترده در انتخابات این پیام را میفرستد که مردم در همگرایی و تعامل با سیستم حکومتی کشور هستند و این پیام را ارسال میکند که سیستم سیاسی از مقبولیت حداکثری از سوی جامعه برخوردار است. در واقع، در طول سی و اندی سال گذشته، جامعه ایران، با همبستگی و انسجام خود، پستی و بلندیهای بسیاری را آزموده است، ولی هرگز تسلیم این نشده که منافع بیگانه سرنوشتش را تعیین کند و ویژگیهای خاص و متفاوت ایرانیان نیز تاکنون مانع از هرگونه مداخله و دستاندازی بیگانگان به خاک این کشور بوده است.
سیدحسن تبریزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم