در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس، 26 آبان مرد جوانی با مراجعه به بازپرسی شعبه هشتم دادسرای جنایی تهران طی شکایتی اعلام کرد: حدود ساعت هفت بعد از ظهر روز گذشته از میدان آزادی سوار یک دستگاه پراید سفید رنگ به مقصد چهاردیواری شدم. دو مسافر عقب و یک مسافر جلو نشسته بود. یکی از مسافران گفت که من خیلی جلوتر پیاده میشوم و من وسط نشستم.
وی افزود: در مسیر و ناگهان مسافر جلویی و دو مسافر طرفینم به من حمله کرده و سرم را به سمت کف خودرو برده و چشمانم را بستند. جیب هایم را گشتند، گوشی، 50 هزار تومان پول و کارت عابر بانک را به همراه رمز از من سرقت کرده و در حالی که چشمانم را بسته بودند با تهدید این که تا دورشدنشان نباید به سمت آنها برگردم، به سرعت از محل متواری شدند. لحظاتی بعد یک نفر در آن نزدیکی بود و این صحنه را دیده بود به سمت من دوید و گفت من شماره پلاک پراید را یادداشت کردهام.
این شکایت با دستور بازپرس قندیزاده درحالی به پایگاه پنجم ارجاع شد که از چندی قبل نیز تعدادی از شهروندان تهرانی با در دست داشتن شکایات خود از دادسرای جنایی به پایگاه پنجم مراجعه کرده و تحقیقات کارآگاهان در این خصوص ادامه داشت.
این مالباخته وقتی که تصاویر چهرهنگاری متهمان را دید تأیید کرد که سارقان اموالش همین افراد هستند لذا با توجه به این که شماره پلاک خودرو پراید توسط یک شهروند زیرک یادداشت شده بود کارآگاهان بلافاصله در استعلام مالک خودرو متوجه شدند که این خودرو به نام یک خانم جوان است.
در ادامه پیگیریها، مالک خودرو شناسایی و با هماهنگی قضایی به پایگاه منتقل و اظهار داشت خودرو در اختیار همسرم به نام سعید است اما مدتی است که ما با هم مشکل داریم، خرجی نمیدهد و از کارهایش هیچ اطلاعی ندارم.
با ادامه تلاشهای کارآگاهان مبارزه با زورگیری پایگاه پنجم همدستان وی به اسامی علی، سجاد و فرزاد شناسایی شدند.
در این مدت متهم اصلی پرونده در حالی که کاملاً مطلع بود پلیس وی را شناسایی کرده و تحت تعقیب اوست متواری شده بود.
در بررسیهای بعدی تیم تحقیق اطلاعاتی به دست آمد که این متهم به همراه دوستانش چندین بار در قهوه خانههای سنتی در محدوده میدان آزادی رؤیت شده و با توجه به این که سرقتهای این گروه، از مسافران مبدأ میدان آزادی صورت میگیرد، احتمالاً در این قهوهخانهها هماهنگیهای سرقتشان را انجام میدهند لذا نگاه کارآگاهان برای شناسایی و دستگیری این افراد روی قهوه خانههای سنتی اطراف میدان آزادی متمرکز شد.
در تاریخ 9 بهمنماه مشخص شد این افراد در یکی از قهوهخانههای سنتی در محدوده میدان آزادی با هم قرار گذاشتهاند.
ساعت 9 شب همان روز کارآگاهان پایگاه بعد از ساعتها تحقیقات نامحسوس و زمانی که هر چهار متهم در آن محل حضور داشته و مشغول کشیدن قلیان بودند، در یک عملیات غافلگیرانه هرچهار متهم دستگیر و به پایگاه پنجم منتقل شدند.
متهمان در ابتدا هرگونه سرقت را منکر شده اما با دلایل و مدارک موجود اعتراف کردند که مرتکب چندین زورگیری شدهاند.
سعید 30 ساله در اعترافاتش گفت: متأهل هستم و دو فرزند دارم. تا سیکل بیشتر درس نخواندم. چندین سال به عنوان راننده قراردادی در یک شرکت معروف کار میکردم. تاکنون هیچ سابقه سرقت و اتهامی ندارم. همسرم در این مدت کم که مرتکب سرقت میشدیم هیچ اطلاعی از سرقتها نداشت. همسرم خیلی مؤمن است و در طول هشت سال که با او زندگی میکنم به هیچ عنوان اجازه نداده پول و مال حرام وارد زندگیمان شود.
این متهم اظهار داشت: قبل از دستگیریمان وقتی که به عنوان مالک خودرو پراید به پایگاه پنجم آگاهی آمد و به علت اثبات بیگناهیاش با دستور قاضی آزاد شد؛ در مراجعت به خانه هر وسیلهای را که در این مدت کم بعد از بیرون آمدن از شرکت برای خانه خریده بودم بیرون ریخت و اختلاف اصلی ما از این جا شروع شد. چون قبل از این همسرم مخالف بیرون آمدنم از شرکت بود و می گفت آینده تو و بچههایت به این شغل آبرومندانه وابسته است و من به حرفش گوش ندادم.
وی افزود: در شهریور ماه خود را از شرکت بازخرید کردم و از آنجا بیرون آمدم. با همدستانم قبلاً بچه محل بودیم. هر چند وقت یک بار با هم بیرون میرفتیم. در اواخر مهرماه چهارنفری برای گردش و نفریح و خوشگذرانی به سفرهخانه سنتی در اوین درکه رفتیم ؛ در حالی که هیچ یک از ما اعتیاد به مواد مخدر نداریم و حتی سیگار هم نمیکشیم.
در مسیر برگشت از اوین درکه، یک پسر جوان را بین راه سوار کردیم. برای تفریح و شوخی به او گفتیم ما سارق هستیم و هرچی پول و موبایل و غیره دارد به ما بدهد. این جوان خیلی ترسیده بود و فوراً تمام مدارکش و موبایلش را به ما داد. اما فهمیدیم فقط در حد کرایه ماشین دارد. دلمان به حالش سوخت و حتی حدودپنج هزار تومان پول به او دادیم و گفتیم ما سارق نیستیم و می خواستیم با تو شوخی کنیم. این جوان را در مقصد پیاده کردیم.
این زورگیر اظهار داشت: در روزهای بعد و یک بار دیگر یک نفر را سوار کردیم و میخواستیم با او شوخی کنیم و نقش زورگیران را بازی کنیم. در ابتدا وقتی که او را به عنوان مسافر سوارکردیم و تهدیدش کردیم خیلی راحت 180 هزار تومان و ساعت گرانقیمتش را به ما داد و التماس میکرد کارش نداشته باشیم. به او گفتیم ما دوربین مخفی هستیم نه سارق. بعد از چند بار شوخی و یادآوری این خاطره در ملاقاتهایمان کم کم این فکر به ذهن ما خطور کرد که بیاییم سرقت زورگیری از مسافر را تجربه کنیم.
این متهم بیان داشت: معمولاً در این مدت سه ماهه و برای سرقت، از دور میدان آزادی به محدودههای اطراف یک نفر مسافر سوار میکردیم. سهم هریک در سرقتها مساوی بود اما مبلغی بیشتر برای پول بنزین بر میداشتم. در سرقتها معمولاً علی موقع سوار شدن سوژه پیاده میشد و میگفت کمی جلوتر پیاده میشود و مسافر را به عنوان مسافر نفر وسط صندلی عقب سوار می کردیم.
رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: از شهروندانی که در ماههای اخیر که به شیوههای فوق در محدوده اطراف میدان آزادی به عنوان مسافر از آنان سرقت شده دعوت میشود جهت شناسایی متهمان و یا پیگیری پرونده خود به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.
سرهنگ محمد نظری توصیه کرد: شهروندان در ترددهای خود در کار روزانه حتی المقدور سوار خودروهای شخصی و ناشناس نشوند که لازم است تا این احتیاطها در محدوده حاشیه شهرهای بزرگ بیشتر رعایت شود است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: