آثاری که تلاش میکنند با نمایش روزهای قبل از انقلاب و چگونگی مبارزات مردم نشان دهد که انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت و به پیروزی رسید. این آثار برای نسلی که خودش انقلاب را شکل داده، خاطرهانگیز است.
برای نسل دوم هم تقریبا همین کاربرد را دارد. نسلهای بعدی هم میتوانند با تماشای این آثار با انقلاب بیشتر آشنا شوند.
اما واقعیت این است در 33 سالی که از انقلاب میگذرد اتفاقات زیادی در کشور ما رخ داده است که میتواند خوراک مناسبی برای فیلمنامهنویسان، تهیهکنندگان و کارگردانان مهیا کند.
با یک برنامهریزی منسجم میتوان برای شبکههای مختلف سیما در ایام دهه فجر تعاریف مختلفی ارائه داد؛ مثلا یک یا دو شبکه آثار نمایشی تولید کند که درباره انقلاب و چگونگی پیروزی آن باشد، دربار پهلوی را به تصویر بکشد و دلایل قیام مردم را بررسی کند.
اینآثار بخصوص اگر هوشمندانه و خلاقانه تولید شود، میتواند نیاز مخاطبان نسل سوم و چهارم را تامین کند.
شبکههای دیگر اما میتوانند سالهای بعد از پیروزی را رصد و از میان اینهمه اتفاق، درامهای خوبی را به فیلم و سریال تبدیل کنند.
اگر چنین برنامهریزی صورت بگیرد، دیگر مخاطبان تلویزیون شاهد آثاری بعضا تکراری نخواهند بود. مثلا سالهاست که مردم چهرهای یکسان از ساواک و ظلم خوانین به مردم در قبل از انقلاب میبینند.
فقط گاهی یک خان جایش را به صاحب یک کارگاه قالیبافی میدهد که به اندازه یک خان دستنشانده، به مردم یک روستا یا شهری کوچک ظلم میکند.
گاهی اینگونه آثار در فضایی نوستالژیک و خاطرهبرانگیز ساخته میشود که اگر نتواند نظر نسل سوم و چهارم را جلب کند، اما دقایقی لذتبخش را برای کسانی که روزهای انقلاب را به یاد دارند، به وجود میآورد، اما برخی از کارها آنقدر از لحاظ محتوا و ساختار در سطحی است که مخاطب رغبتی برای تماشای آن پیدا نمیکند و به سادگی از آنها عبور میکند.
مخاطب همیشه به دنبال داستانها و روایتهای جدید است. این روایتهای تازه را میتوان در سالهای بعد از انقلاب پیدا کرد؛ انقلابی که اکنون فرزندان آن در آستانه میانسالی هستند و آنقدر سوژه دارد که میتواند هر مخاطبی را با هر سلیقهای پای تلویزیون بنشاند و برای آنها از انقلابی بگوید که هر روزش پر از اتفاق بوده و اکنون 33 ساله است.
طاهره آشیانی - گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم