بروز بادهای موسمی و توفانهای شن گرچه از سالیان دور در سیستان و بلوچستان وجود داشته و پدیده جدیدی نیست، اما خشک شدن تالاب بینالمللی هامون به خاطر عواملی چون خشکسالی بیش از یک دهه و قطع آب ورودی رودخانه هیرمند از سوی افغانستان، این پدیده طبیعی را به اتفاقی مخرب و نگرانکننده تبدیل کرده است.
کمآبی از سال 76 دامن هامون را گرفته است. هامون و ساکنان اطراف آن، با آب زندهاند و اگر آب نباشد، هامون بیابانی خشک و لمیزرع میشود که بادهای موسمی خاکهای بستر آن را حرکت داده و مناطق وسیعی از استان سیستان و بلوچستان و حتی خراسان جنوبی و ولایت نیمروز افغانستان را دچار ریزگردها میکند؛ پدیده شومی که در حال حاضر در این استان اتفاق افتاده و در صورت عدم اتخاذ تدابیر جدی از سوی مسوولان، منطقه را با بحران جبرانناپذیری روبهرو خواهد کرد.
خشکیدگی دریاچه 400 هزار هکتاری هامون، موجب افزایش زمان بادهای 120 روزه سیستان به 200روز شده است که با وزش این بادها و برخاستن گرد و غبار بستر دریاچه و حرکت شنهای روان از افغانستان به سمت ایران بویژه در اواخر بهار و تابستان، زندگی برای ساکنان این استان، مخصوصا شهرها و روستاهای منطقه سیستان و شهرستان زاهدان مشکل شده، به طوری که باعث افزایش مهاجرت ساکنان این مناطق به شهرها و استانهای دیگر شده است.
این در حالی است که براساس قرارداد منعقد شده بین دولتهای ایران و افغانستان در سال 1351، کشور همسایه موظف است سالانه 850 میلیون مترمکعب آب از طریق رودخانه هیرمند روانه تالاب بینالمللی هامون کند.
متاسفانه خشک شدن تالاب هامون و رودخانه هیرمند، سالانه 600 میلیارد تومان به مردم و دولت خسارت وارد میکند. ضمن اینکه مردم سیستان بر اثر این خشکی، کشاورزی، دامداری و صید و صیادی را از دست داده و با محرومیت شدیدی رو به رو شدهاند. این در حالی است که تالاب هامون یکی از بهترین زیستگاههای پرندگان در آسیا محسوب میشد، به طوری که در زمان حیات خود، پذیرای دستههای 200 هزار تا 600 هزار قطعهای پرندگان مختلف مهاجر بود.
یکی از شهروندان زاهدانی با بیان اینکه با از بین رفتن دریاچه هامون، دامداری، شیلات، کشاورزی و صنایع دستی و جانبی نیز کاملا در منطقه از بین رفته است، به «جامجم» میگوید: تنها روزنه باقیمانده به لحاظ اشتغالزایی برای مردم این منطقه، وجود 4 گذرگاه مرزی بود که با انسداد آنها همین منابع تامین درآمد نیز از بین رفت و حالا بیشتر مردم این استان تنها از راه دریافت یارانهها زندگی خود را میگذرانند.
امید طالعزاری با بیان اینکه در حالی که میشد به جای صرف هزینههای میلیاردی برای انسداد مرزها، با احداث چند کارخانه مولد، علاوه بر اشتغالزایی، نگرانی حاصل از باز بودن مرزها را برطرف کرد، میافزاید: در جریان سفر اول و دوم رئیس هیات دولت به استان مصوب شد سالانه 2 میلیارد تومان برای تثبیت شنهای روان به استان اختصاص داده شود، در حالی که همین حداقل هم هنوز محقق نشده است.
وی با بیان اینکه به خاطر تبعات ناشی از بروز توفان و وجود ریزگردهای هر روزه در استان بسیاری از ساکنان مجبور به ترک شهر و روستای خود شدهاند، خاطرنشان میکند: چگونه میتوان با خیال راحت در شهر یا روستایی زندگی کرد که حتی یک شب نمیتوان آسوده زیر سقف خانه خود خوابید. مردم بعضی از مناطق این استان گاهی شبها از ترس مدفون شدن با خانه و کاشانه خود زیر شن و ماسه تا صبح در حیاط خود میخوابند، البته اگر ترس و نگرانی از هجوم گرد و غبار مجال خوابیدن به آنها بدهد.
افزایش بیماریهای تنفسی
فرماندار زابل نیز با بیان اینکه دریاچه هامون در حال حاضر خودش معضلی برای مردم منطقه شده، به بروز گردو غبار و پیامدهای منفی ناشی از این خشکی اشاره کرده و به «جامجم» میگوید: گاهی شدت ریزگردها به 3 برابر استاندارد جهانی میرسد و در این هنگام است که بیمارستانها مملو از بیماران تنفسی میشود؛ بیمارانی که طی سالیان گذشته دستگاه تنفسیشان دچار آسیبهای فراوانی شده است.
حسین کیخواه با اشاره به خسارت 9 میلیارد تومانی توفان 3 هفته پیش شهرستان زابل میافزاید: اکثر مردم این منطقه روستایی هستند، بنابراین با بروز هر توفان شن و ماسه، کل مسیرهای روستایی مسدود، رفت و آمدها قطع و کسب و کار تعطیل میشود.
وی با بیان اینکه در منطقه زابل 60 روستا در مسیر دالانهای هوایی قرار دارند و این روستاها هر ساله و در فصول خاصی در محاصره شن و ماسه قرار میگیرند، تصریح میکند: امکان جابه جایی این روستاها و ساکنین آنها عملا برای ما امکانپذیر نیست، بنابراین مجبوریم سالی یکبار در صورت تامین اعتبار اقدام به پاکسازی و نجات این روستاها از تخریب توسط شن و ماسه کنیم.
کیخواه میافزاید: مردم از ترس پیامدهای ریزگردها، پشت شیشههای خود را گچ میگیرند؛ کاری که عملا فایدهای ندارد، چراکه خانهها هر روز و با وقوع هر توفان مملو از گرد و خاک میشود.
گاهی هجمه ریزگردها آنقدر زیاد و ویرانگر است که صبحگاه وقتی مردم قصد خروج از منزل خود را دارند، به جای خروج از در، از دیوار بالا میروند، چراکه انبوه شن و خاک در خروجی را مسدود کرده است. گاهی هم ساعت 12 ظهر که اوج تابش خورشید است، ماشینها با چراغ روشن حرکت میکنند، چون تا شعاع 50 متری را بیشتر نمیبینند.
وی با بیان اینکه بیماریهایی نظیر بیماریهای چشمی، سل و تنفس در این استان بیداد میکند، میگوید: تا دریاچه به حالت سابق و پرآب خود برنگردد، مشکل این منطقه حل نخواهد شدو این نیز امکان پذیر نخواهد بود جز با بازگشایی مسیر هیرمند و ادای حقابه این دریاچه از سوی افغانستان.
عمل به تعهدات؛ تنها راهکار
سرپرست اداره کل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان نیز تنها راه نجات تالاب هامون و مردم شرق ایران به خصوص مناطق شمالی سیستان و بلوچستان را عمل کردن دولت افغانستان به تعهدات خود مبنی بر رهاسازی حقابه ایران از هیرمند میداند.
خسرو افسری در اینباره به مهر میگوید: ادامه روند خشکسالی و خشک شدن تالاب هامون و حرکت شنهای روان و ریزگردها به خاطر این خشکی، نه تنها مشکلات عدیده بهداشتی را به وجود آورده است، بلکه سالانه 6000 میلیارد ریال فقط در بعد زیستمحیطی و اقتصادی به سیستان ضرر میرساند، چراکه درآمد 75 درصد مردم روستایی سیستان و 60 درصد کل مردم منطقه، ارتباط مستقیمی به دریاچه هامون دارد.
مدیرکل منابع طبیعی سیستان و بلوچستان هم میگوید: تا پیش از خشک شدن هامون، کانونهای بحران بیابانی در سیستان 50 هزار هکتار بود، اما اکنون به 600 هزار هکتار افزایش یافته است.
نبییاری با بیان اینکه 30 درصد مساحت استان را اراضی بیابانی تشکیل داده و متوسط بارندگی در استان با توجه به تبخیر بالا 100 تا 110 میلیمتر است، میافزاید: با تلاشهای صورت گرفته، 27 کانون بحران فرسایش بادی در استان شناسایی شده و اکنون بیش از یک میلیون هکتار اراضی بیابانی استان متاثر از فعالیتهای شن است که در این میان، خشک شدن هامون نیز بر مشکلات استان افزوده است.
وی با بیان اینکه اکنون دریاچه هامون کاملا خشک و به منبع ریزگرد تبدیل شده است، تصریح میکند: البته منشا ریزگردها فقط به هامون محدود نمیشود، بلکه بخشی از ریزگردها از کشورهای همسایه نشات میگیرد. این ریزگردها در زمان خشکسالی بیش از سالهای دیگر خود را نشان میدهند و شرایط زیستی را دشوار میکند.
وی با اشاره به اقدامات انجام شده در زمینه بیابان زدایی و تثبیت شنهای روان میگوید: امسال بیش از 50 میلیارد ریال از محل اعتبارات استانی، ملی و تبصرهها صرف عملیات مهار بیابان شده که نهالکاری 4000 هکتار و آبیاری نهالکاریهای سنوات قبل و حفاظت از اراضی بیابانی از کارهای شاخصی است که با اعتبارات تامین شده به انجام رسیده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم