در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار است که مقتول 80 ساله و شوهر 82 سالهاش که مبتلا به آلزایمر و معلولیت حرکتی بود پسر 19 سالهای را استخدام کردند تا به صورت شبانهروز از آنها مراقبت کند؛ اما این نوجوان 2 سال قبل زن مسن را به قتل رساند و گریخت. او چند روز بعد از ارتکاب جنایت دستگیر شد و در بازجوییها به کارآگاهان چنین گفت: «زمان قتل 8 ماه بود که به عنوان پرستار خانگی مقتول و شوهرش کار میکردم. من و پیرزن بعضی وقتها مشاجره میکردیم. روز حادثه مقتول از مراسم ختم یکی از آشنایانش برگشت و شروع کرد به ایراد گرفتن از کارم و به این ترتیب باهم درگیر شدیم. او عصایش را به طرفم پرتاب کرد و به سمت من آمد. من هم با عصبانیت گردنش را فشار دادم و روی زمین انداختم. وقتی دیدم حالش بد است با فرزندان شوهرش و اورژانس تماس گرفتم، اما او مرده بود. بعد از آن هم فرار کردم.» متهم با درخواست اولیای دم مقتول در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد و این حکم به تایید دیوانعالی کشور نیز رسید. پس از آن حدود 15 روز قبل خانواده زن مسن اعلام کردند از قصاص صرفنظر کردهاند. اینگونه بود که پسر جوان از مرگ نجات یافت و یکبار دیگر به خاطر جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: