وی آن زمان با شعار تغییر سیاستهای جورج بوش و ساختن آیندهای جدید برای مردم آمریکا در عرصه داخلی و خارجی توانست به این مهم دست یابد. اکنون 3 سال از آن زمان میگذرد و او باید خود را برای حضور دوباره در انتخابات آماده کند. همانگونه که کسی پیشبینی پیروزی وی در انتخابات 2008 را نداشت، کمتر کسی فکر میکرد که میزان محبوبیت وی در 3 سال به زیر 40 درصد سقوط کند. این روند چنان رو به گسترش است که بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند، دلیل ناکامی انتخابات وی در سال 2012 نه به دلیل جمهوریخواهان، بلکه سیاستهای خود اوست. به عبارت دیگر وی این بار به سیاستهای خود خواهد باخت که مغایر با خواست و دیدگاههای مردمی است.
بررسی کارنامه اوباما نشان میدهد که وی در میان مردم چندان جایگاهی ندارد و از همینرو در تلاش است تا آرای خاکستری جامعه را کسب کند. به عبارت دیگر وی به دنبال آرایی است که شاید تاکنون کمتر در انتخابات حضور یافتهاند و از طریق آنها بتواند بر رقیب جمهوریخواه پیروز شود. اوباما دریافته است که توان حل مشکلات اقتصادی آمریکا را ندارد و خود نیز در سخنانی به این امر اذعان کرده است.
سیاستهای انتخاباتی اوباما
الف) کسب آرای نظامیها و مخالفان جنگ:
بخش مهمی از سیاستهای انتخاباتی اوباما را کسب آرای نظامیان و مخالفان جنگ تشکیل میدهد. براساس نظرسنجیها بخش قابل توجهی از مردم آمریکا با ادامه جنگطلبی در جهان مخالف بوده و خواستار پایان نظامیگری آمریکا هستند. بر این اساس مشاهده میشود که باراک اوباما بخشی از سیاست انتخاباتی خود را بر این امر مبتنی ساخته است که خروج نظامیان از عراق و نیز کاهش 10 هزار نیرو در افغانستان در این چارچوب ارزیابی میشود. نکته اساسی آن است که اوباما وعده کاهش بودجه پنتاگون و اقدامات نظامی آمریکا برای 10 سال آینده را نیز داده است. وی همچنین طرح خروج 7 هزار نیروی آمریکایی از اروپا را مطرح کرده است.مجموع این اقدامات نشان میدهد که دولتمردان کاخ سفید تلاش دارند تا به اصطلاح اجرای خواست مردم در پایان دادن به اقدامات نظامی در جهان را محقق سازند، اما نکته اساسی آن است که در مورد افغانستان و نیز کاهش بودجه نظامی و میزان پرسنل ارتش وعده اوباما 4 تا 10 ساله بوده که به نوعی مشروط کردن انجام این اقدامات در صورت تکرار ریاست جمهوری اوست و میتوان آن را ترفندی انتخاباتی دانست.اوباما برای جلب نظر نظامیان حتی برخی قوانین اخلاقی را نیز زیر پا گذاشته است که افزایش اختیارات ارتش برای بازداشت آنچه حامیان تروریسم نامیده شده و نیز تصویب قانون حضور همجنسگرایان در ارتش از جمله این اقدامات است. این اقدام اوباما نشان میدهد که وی چنان در رسیدن به اهداف انتخاباتی با تزلزل مواجه شده که برای کسب تعداد بیشتری آرا حتی به امور غیراخلاقی و همجنسگرایی که تاکنون در قانون آمریکا نیز زشت شمرده شده، روی آورده است.
ب) آرای افراطیون: در کنار نظامیان، اوباما تلاش دارد تا نظر گروههای افراطی را نیز به خود جلب کند. این گروهها در 2 بخش حضور دارند؛ نخست جریانهای افراطیگرای داخلی که به مقابله با مهاجران و اقلیتهای دینی و نژادی میپردازند. هرچند در ظاهر اوباما از آزادی اقلیتها حمایت میکند اما افزایش آزادی این گروهها در به چالش کشاندن اقلیتهای دینی و قوی نشانگر آزادی عملی است که از سوی دولتمردان آمریکا به آنها داده شده است و نمود آن را در تشدید حملات و جاسوسیها از مساجد و مسلمانان میتوان مشاهده کرد.
دوم آن که افراطیون به دنبال بازیگری فعال و نقش آمریکا در صحنه بینالملل هستند و محور آنها را مقابله با آنچه دشمنان آمریکا نامیده میشود، عنوان کردهاند. در این چارچوب مقابله با کشورهایی مانند چین و روسیه در اولویت این طرح قرار دارد. هرچند که رقابت میان آمریکا یا چین و روسیه سابقهای دیرینه دارد، اما بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که بخشی از تقابلهای اخیر آمریکا علیه این کشورها برگرفته از سیاستهای انتخاباتی است. همگان اذعان دارند که آمریکا در حوزه اقتصادی به چین و در سیاست به روسیه نیازمند است، لذا سیاست تند اوباما در قبال این کشورها فاقد منطق بوده و بخش قابل توجهی از آن برگرفته از تبلیغات انتخاباتی برای جلب آرای افراطیونی است که اقتدار جمهوریخواهان را طلب میکنند. به عبارت دیگر اوباما تلاش دارد تا اقتدار خود را به نمایش گذارد تا در لوای آن بتواند آرای جاهطلبان را به دست آورد.
ج) لابی صهیونیستها: دولتمردان آمریکا در هر شرایطی خود را وابسته به حمایتهای مالی و سیاسی لابی صهیونیستها میدانند و برای این امر از هیچ اقدامی فروگذار نیستند. این امر اکنون نیز میان جمهوریخواهان و دموکراتها بشدت مشاهده میشود، چنان که اوباما صراحتا اعلام کرده است در میان روسای جمهور آمریکا، من افتخار دارم که بیشترین کمک را به تلآویو داشته باشم. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند، تحرکات آمریکا برای برقراری روند سازش میان صهیونیستها و تشکیلات خودگردان، شکستن روند آشتی ملی فلسطین، اعمال فشار بر مصر برای ادامه قرارداد کمپ دیوید، استمرار سیاستهای خصمانه برای به زانو درآوردن سوریه، چنگ و دندانهای آمریکا علیه جبهه مقاومت، تحرکات گسترده ضد ایرانی اوباما، افزایش تحرکات برای به شکست کشاندن بیداری اسلامی در منطقه، اقدامات آمریکا در حوزه آفریقا، به کارگیری ابزارهای متعدد برای خلع سلاح حزبالله و بازگرداندن جریان غربگرای لبنان به قدرت، در کنار افزایش فروش تسلیحات نظامی به صهیونیستها، برگرفته از تحرکات انتخاباتی اوباما در جلب رضایت لابی صهیونیست است. صهیونیستها در بازی میان جمهوریخواهان و دموکراتها به دنبال تامین منافع خود میباشند که با باجگیری از آن صورت میگیرد. البته باید در نظر داشت با توجه به مخالفتهای گسترده مردم آمریکا با صهیونیستها، اوباما با ادعای روند سازش و نیز جلوگیری از آغاز جنگ جدید در خاورمیانه، رویکردها و تقویت صهیونیستها را توجیه میکند تا از تشدید انزجار مردمی از خود نیز بکاهد.
نتیجهگیری
باتوجه به این شرایط میتوان گفت باراک اوباما که در اجرای ادعای تغییر ناکام بوده اکنون به دنبال اجرای تغییراتی است که در کوتاهمدت قابل اجرا باشد و در عین حال وعدههای تغییر بیشتر را به تکرار ریاست جمهوری خود مشروط میکند. به عبارت دیگر اوباما همچنان سیاست تغییر را بهانه حضور در انتخابات میکند با این تفاوت که به جای رویکرد به بخشهای اصلی خواستههای مردمی به موضوعات جزئی میپردازد؛ البته اوباما برخی تحرکات را برای کاهش بحران اقتصادی آمریکا با محوریت نجات سرمایهداران صورت داده که امضای قراردادهای نظامی با کشورهای عربی با هدف خوشخدمتی به شرکتهای اسلحهسازی و نیز سوق دادن سرمایههای اعراب برای سرمایهگذاری در بورس والاستریت به عنوان مرکز سرمایهداران آمریکا (یک درصد جامعه آمریکا در برابر 99 درصد) از آن جمله است.
با تمام تفاسیر با توجه به ایجاد جنش والاستریت علیه نظام سرمایهداری در آمریکا و تاکید مردم بر عدم پذیرش وعدههای پوشالی دولتمردان میتوان گفت که اوباما برای رسیدن به اهداف انتخاباتی دورانی بس دشوار و نامعلوم را سپری میکند به گونهای که همچنان کابوس شکست در انتخابات برای اوباما و حزب دموکرات ادامه دارد از اینرو، برخی ناظران از احتمال معرفی کاندیدای جدید از سوی دموکراتها خبر میدهند.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم