به بهانه پخش فیلم «افسانه باستانی» از شبکه 5

یک مکبث لهستانی

«افسانه باستانی»، فیلم شنبه شب این هفته شبکه تهران، ساخته یژی هافمن محصول سال 2003 لهستان است. این فیلم را نمی‌توان چندان به پیشینه‌های جریان مهم فیلمسازی در کشور لهستان، یعنی سینمایی که با نوآوری‌های دانش‌آموختگان مدرسه معروف سینمایی لودز شناخته می‌شود، مربوط دانست؛ مدرسه‌ای که از آن فیلمسازان بزرگی چون کریشتوف کیشلوفسکی، رومن پولانسکی و آندره وایدا سر برآوردند. بلکه داستان این فیلم به جریان‌های دیگری وابسته است.
کد خبر: ۴۵۳۳۹۷

به طور مثال، جایی که در فیلم افسانه باستانی اشاره کرد در آن، پیشگویی از آینده پاپیل و حکومتش خبر می‌دهد، پیشگو در اینجا 2 برادر غرق در خون و سپس موش‌ها و پادشاه را می‌بیند. همان اتفاقی که بعدها واقعاً رخ می‌دهد. یعنی پادشاه برای این‌که پسر خودش جانشین شود، یک برادرزاده را می‌کشد، تقصیر را به گردن برادرزاده دیگرش می‌اندازد و او را کور می‌کند، سپس بزرگان قبیله‌اش را هم که با جانشینی پسر او موافقت نمی‌کنند زهر می‌خوراند و می‌کشد و وانمود می‌کند آنها برای به دست آوردن قدرت به جان هم افتاده بوده‌اند و بعدها به خاطر این‌که موش‌ها به جان انبار غله‌اش افتاده‌اند از مردم قبیله ـ که علیه ستم‌های او قیام کرده‌اند ـ شکست می‌خورد. وجود پیشگو ابتدای روایت این فیلم پیشینه‌ای بسیار قدیمی دارد. در بیشتر نمایشنامه‌های یونان باستان پیشگویی به نام تیرزیاس وجود داشت که وقایع آینده را پیشگویی می‌کرد. این ویژگی به بعضی آثار دوران‌های بعد نیز منتقل شد. مثلا در «مکبث» شکسپیر هم پیشگویان نقشی اساسی دارند. اما در آن آثار کلاسیک، تقدیر نقش برجسته‌ای دارد و آدم‌ها چه بخواهند و چه نخواهند اسیر آن خواهند شد. پس در جنایاتی که انجام می‌دهند تا حدود زیادی مسوولیت به عهده تقدیر کور آنان قرار می‌گیرد و خودشان از آنها سلب اختیار و مسوولیت می‌کنند. در حالی که در افسانه باستانی، داستان به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. در اینجا شهوت، قدرت و میل نامحدود سلطه‌گری پادشاه تنها دلیل جنایت‌های بعدی اوست و خواست تقدیر در این میانه نقش چندانی ایفا نمی‌کند. از دیگر شباهت‌هایی که افسانه باستانی با آثار نمایشی قبل از خود دارد، وسوسه‌گری‌های همسر پادشاه است. این مورد بخصوص در مکبث وجود دارد. عامل اصلی وسوسه‌گر در آنجا هم لیدی مکبث است. مکبث، خود قبلا جنگجویی وفادار به شاه دانکن بوده است و مورد اعتماد و وثوق او. اما لیدی مکبث او را مجاب می‌کند از همین اعتماد سوءاستفاده کند، شاه را بکشد و خودش بر تخت سلطنت بنشیند. مکبث ابتدا از انجام این جنایت سر باز می‌زند و در اجرای آن تردید می‌کند، اما همسرش او را برای انجام این کار متقاعد می‌کند. در افسانه باستانی هم پاپیل همین تردیدها را قبل از کشتن یکی از برادرزاده‌هایش دارد، اما همسرش به او می‌گوید اگر او این کار را انجام ندهد، فردا باید در مقابل شاه جدید زانو بزند و قبیله‌اش هیچ‌گاه پسرش را قبول نخواهد داشت. به این ترتیب پاپیل متقاعد می‌شود این جنایت را به انجام برساند. یکی از نقاط قوت فیلم افسانه باستانی این است که توانسته از چنان پیشینه‌هایی در ادبیات نمایشی استفاده درست و مناسبی کند.

از دیگر نقاط قوت فیلم افسانه باستانی، پرداخت درست شیوه‌های جنگی است که طرف‌های درگیر در نبرد به کار می‌برند. مثلا در اولین جنگ، پادشاه به مردم قبیله پیام می‌رساند که فرزندان آنها را که در قلعه به گروگان گرفته بوده، کشته است. این پیام موجب می‌شود مردم خشمگین شوند و بدون هیچ نوع دوراندیشی به سمت قلعه یورش ببرند. غافل از این‌که دام مرگی است که پاپیل فریبکار برای آنان پهن کرده است. در اینجاست که پیاستون یکی از جلوه‌های آگاهی و هوشمندی خود را می‌نمایاند و تلاش می‌کند جلوی افراد سپاهش را که به خاطر خشم لحظه‌ایشان از خود بیخود شده‌اند، بگیرد که البته موفق نمی‌شود. این آگاهی ذاتی پیاستون، حتی به بهای این تمام می‌شود که مردم قبیله او را از خود برانند.

جای دیگر، همین ویژگی هوشمندی و آگاهی موجب می‌شود مقدمه پیروزی قبیله بر پادشاه سلطه‌گر مهیا شود و این جایی است که پیاستون آتش را توسط کبوترانی که بالای قلعه پادشاه خانه دارند، به قلعه می‌رساند و موجب می‌شود قلعه آتش بگیرد. بزرگ‌ترین جلوه آگاهی پیاستون جایی است که مردم از او می‌خواهند حکمران قبیله‌شان شود. اما پیاستون قبول نمی‌کند، چون او می‌داند برای این کار کمی پیر است و بزودی ناتوان هم خواهد شد و پس از او نیز کسی نخواهد بود که اداره قبیله را عهده‌دار شود. او ژموویت را به جای خود برای حکمرانی پیشنهاد می‌کند. به این ترتیب، در پایان فیلم ژموویت پاداش خود را برای قهرمانی‌‌اش می‌گیرد. هرچند او چندان در این قهرمانی‌گری آگاهانه عمل نکرده است. اما پیاستون گمان می‌کند که اکنون ژموویت به درجه‌ای از بلوغ رسیده که از این به بعد بتواند در راه آرمان‌های بزرگ‌تر و انسانی‌تری گام بردارد و به همین دلیل او را برای حکمرانی پیشنهاد می‌کند.

محمد هاشمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها