در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سندیکا یک عنوان استراتژی ایزومتریک بود که در زمان خود نظر افراد زیادی را جلب کرده و طرفداران قدیمی و وفاداری را به خود اختصاص داده است. این بار استاربریز در حال زدن استارتی دوباره برای این سری بازی است. عنوانی که شاید حداقل تشابه ظاهری را با پدران خود دارد. سندیکای جدید، به سبک اول شخص است. داستان در آیندهای رخ میدهد که دیگر حکومت معنایی نداشته و قدرت را 3 شرکت بزرگ و سرمایهدار به دست گرفتهاند. سبک زندگی مردم توسط چیپهایی که در عصبشان تعبیه میشوند تغییر کرده است.
هر چیزی که از دنیای دیجیتال بخواهند در دسترس آنها خواهد بود. چنین بازار مهمی، طبعا رقابتی تنگاتنگ را میطلبد و 3 سازمان بزرگ از هیچ اقدامی برای تصاحب قدرت فروگذار نیستند. تلفات مردمی نیز در این میان کاملا اجتنابناپذیر قلمداد میشود. بازیکن در هیبت مایلز کیلو، آخرین مامور آزمایشی یوروکورپ ظاهر میشود. در نمایشی که از بازی شاهد بودیم، مایلز برای تصاحب یک چیپ مخصوص، جاسازی شده در مغز گری چنگ مدیر اجرایی وست ملد اقدام کردیم. پس از درگیری و از سر راه برداشتن نگهبانان، با چنگ روبهرو شدیم. چنگ تهدید به منفجرکردن سر خود کرد که با شلیک یک تیر به سینه وی، کار او را تمام کردیم. سپس صحنهای جالب (بخوانید هولناک) را شاهد بودیم که درپی آن چیپ را از مغز مدیر سابق وست ملد خارج کردیم. این حرکت، اولین فرصت را برای انتخاب یکی از 17 ارتقای ممکن به ما ارائه کرد. ارتقاهایی که از افزایش قدرت سلاح تا بهبود سرعت خشابگذاری را شامل میشدند. سپس دسترسی به قدرتهای نفوذی ممکن شد؛ 3 قدرت پسزدن، وادارسازی و خودکشی. پسزدن، کاری میکند که سلاح دشمن دچار مشکل شده و او را به عقب پرتاب کند. وادارسازی، دشمنان را برای مدتی کوتاه راغب به همکاری با شما میکند و خودکشی نیز هدف را مجبور میسازد با شلیک گلوله به سر یا با در دستگرفتن نارنجک، جان خود را بگیرد!
نفوذ به میان دشمنان اصلا کار سختی نبود. کافی بود به سمت هدف نگاه کرده و دکمه مورد نظر را بزنیم. نواری بالای سر دشمن بسرعت پر میشد. البته صدمهخوردن در این حین، فرآیند را متوقف میسازد، اما پس از دیدهشدن دشمن، میتوان از پشت دیوار نیز این کار را عملی کرد. مانند بازی GEOW وسط این نوار قسمتی سفیدرنگ بود که اگر همزمان با رسیدن به آن قسمت، دوباره دکمه را میزدیم، مقداری آدرنالین اضافه هدیه میگرفتیم. آدرنالین لازمه استفاده از قدرتهای نفوذی است که میتوان به طور کل، آن را با کشتن دشمنان به دست آورد. با خروج از دفتر چنگ به دشمنان زیادی برخورد کردیم. حدود دوجین از آنها در یک اتاق آزمایش پزشکی، پر از دستگاههای سی.تی.اسکن و همچنین یک برجک تیرانداز منتظر بودند. در اینجا بود که فهمیدیم امکان نفوذ به جزئیات محیطی را نیز داریم. با این که نفوذ به مغز یک انسان خرج دارد، اما نفوذ به ماشینها مجانی بود. نفوذ به هر دستگاه اثری متفاوت داشت. نفوذ به اسکنرها، آنها را منقبض میکرد و باعث ممانعت آنها از سنگردادن به دشمنان میشد، اثر نفوذ به برجک نیز کاملا مشهود بود!
پس از اتمام درگیری، دانشمندی را دیدیم که در حال تست یک سلاح جدید، با قابلیت تغییر جهت دادن گلوله در میان هوا بود. بسادگی او را از پا درآورده و سلاح را صاحب شدیم. خیلی زود با معمایی مواجه شدیم که استفاده از وسیله تازه را میطلبید. 2 در قفلشده کنار هم با دیواری از شیشه ضدگلوله جدا شده بودند. ابتدا به خط لولهای در نزدیکی آن نفوذ کرده، محلول نشتکرده از آن، دیوار شیشهای را شکننده کرد، سپس با گلولهای شیشه را شکستیم. سیستم مبارزه در سندیکا، شبیه دوس اکس: انقلاب بشری است. با این تمایز که کاراکتر به سنگر نمیچسبد و در عوض پشت جعبهها یا ستونها پنهان شده، سپس با خم شدن به جهات دشمن را مورد هدف قرار میدهد. در بازی تواناییهایی مانند دویدن، سر خوردن و لگدزنی به چانه دشمن را دارید. با توجه به فضاهای بسته بازی، نمیشد کارایی زیادی برای اینها مجسم کرد، اما سازندگان نوید مراحل بازتر را در ادامه دادند. تا اینجا که ظاهر بازی به کپهای از تقلیدات، با خشونتی روانی و خاص نشان میدهد. باید صبر کرد و خلاقیت سازندگان فقط در اجرای ظاهری است، یا میتوان در چاردیواری سندیکا احساس تازگی کرد؟
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: