سالهاست که در حوالی روزهای میانی ماه صفر در رسانههای ادبی کشور و صفحات ادبی روزنامهها و خبرگزاریها شب شعر عاشورا با تکیه بر نام مبارک و بلند سیدالشهدا، نورافشانی میکند و تقریبا تمام مخاطبان ادبیات و شعر فارسی در سراسر دنیا با ماجرای این همایش مأنوسند، اما گفتن از آن مانند شعر حافظ به قند مکرر میماند.
ماجرا از این قرار است که از سالهای میانی دهه شصت و در روزگاری که هنوز شبیه این روزها نبود تنی چند از شاعران و منتقدان کشور که از جمله ایشان میتوان به حاجاحد دهبزرگی و دکتر محمدرضا سنگری اشاره کرد، با حمایت مالی یکی از فرهنگدوستان فرهیخته شیرازی به نام مرحوم حاج حسین فرهنگ بنای شب شعری را پایهریزی کردند که از همان ابتدا به چیزی جز ارادت مردم به امام حسین(ع) متکی نبود. این همایش پس از چند سال برگزاری با موضوع عاشورا، بنا را بر این گذاشت تا در زمینه شعر عاشورایی به ارائه سوژه به شاعران بپردازد تا به زوایای پنهان این واقعه شگرف نگاهی ریزبینانه داشته باشد. اتفاقی که به حرکت بر لبه تیغ میماند. از همان ابتدا عدهای گمان کردند که برگزارکنندگان با انتخاب این رویه، شرطی دشوار و شاعرگریز برای حضور بر این سفره قرار دادهاند و شعرهای ارسالی به دبیرخانه دائمی شب شعر عاشورا روزبهروز کم و کمتر خواهد شد. اما با انتخاب دقیق سوژهها بهویژه در سالهای آغازین و نظر ویژه اهل بیت به شب شعر عاشورا نه تنها اشعار ارسالی کم نشد بلکه شب شعر عاشورا بهیکی از انگیزههای اصلی سرایش بسیاری از شاعران و بویژه شاعران جوان بدل شد.
این درخت تناور در روزهای چهاردهم تا شانزدهم دی ماه 26 ساله شد و بازهم بهانهای شد برای یادآوری این نکته که ادبیات و اهل بیت در ایران پیوندی ناگسستنی با مردم و اهل فرهنگ و هنر دارند. نکته قابل توجه در این عرصه آن بود که این دوره نیز مانند سالهای گذشته و بویژه 10 سال اخیر ـ که من خود شاهد بودم ـ میدان پر شور و انگیزه حضور شاعران جوان و قدرتمند بود. اتفاقی که بویژه با حضور چهرههای جوان و نام آشنایی چون هاشم کرونی و سید محمدامین جعفری حسینی در ستاد شب شعر عاشورا شتاب گرفت و منجر به گرهخوردن ارادت پیرغلامان اباعبدالله با طراوت جوانان شاعری شد که شاید هر کدام در شعر آزاد و روشنفکری نیز برای خود نامی باشند و اعتباری. نکته جالب آن است که در سالهای اخیر به کرات شاهد حضور جوانانی بودیم که سنشان از قدمت شب شعر عاشورا کمتر است و هر روز بر تعداد این عاشقان افزوده میشود. اتفاقی که نشانه بیچون و چرای تاثیرگذاری عمیق شب شعر عاشورا بر حداقل یک نسل از ادبیات کشور است.
نکته: برپایی شب شعر بزرگ عاشورا برای بیستوهفتمین سال پیاپی در شهر شیراز بهانهای شد برای یادآوری این نکته که ادبیات و اهل بیت در ایران، پیوندی ناگسستنی با مردم و اهل فرهنگ و هنر دارند
یکی از اتفاقهایی که از سال گذشته در شب شعر عاشورا افتاد آن بود که عصر شعر دانشجویان و طلاب از برنامه همایش حذف شد؛ شب شعری که از حدود 10 سال پیش در عصر روز نخست شب شعر عاشورا و پیش از آغاز به کار همایش اصلی در تالار فجر دانشگاه شیراز برگزار میشد و بدون محدودیت موضوعی به شعرخوانی عاشورایی شاعران دانشجو و طلبه اختصاص داشت. این عصر شعر که در سالهای آغازین خود محملی بود برای ورود جوانان به شب شعر اصلی، سالهای اخیر جلوه متفاوتی به خود گرفته بود. این عصر شعر در دورههای آغازین با حضور دانشجویانی برگزار میشد که نمایانگر جلوهای ارزشمند از شعر عاشورایی در ادبیات معاصر بود، اما بهتدریج 2 اتفاق سبب کمرنگشدن جلوه این عصر شعر شد. نخست آن که بسیاری از شاعران دانشجو پس از تنها یک بار حضور در شب شعر اصلی مسحور فضای آن شدند و به جرگه شاعرانی پیوستند که هر سال گوش به اعلام سوژه سال آینده از دهان احد دهبزرگی دبیر شب شعر میسپارند. دیگر آن که من نیز مانند بسیاری بر این گمانم که نسل طلایی شاعران دانشجو چند سالی است که به فارغالتحصیلی رسیدهاند. روزگاری در اوایل دهه 80 مهمترین اتفاقات ادبی کشور بیهیچ تردیدی جشنوارههای دانشجویی بود و بیاغراق نیست اگر بگوییم بهترین اشعار سال در جشنوارههای دانشجویی عرضه میشد. روزگاری بود که جشنوارههای دانشجویی محل عرضه نگاههای جدید ادبی بود که نمونه آنها را میتوان جریان «غزل پست مدرن» دانست. هنوز قدیمیهای شعر جوان نام جشنوارههایی چون «مهرگان» و «گریز آهوانه» را به خاطر دارند و از آنها با حسرتی نوستالژیک نام میبرند، اما با کملطفی اهل فرهنگ و رکود فرهنگی دانشگاهها دیگر این روزها دانشجویان چندان جایگاهی برای بالیدن و روییدن ندارند. در این میان سالها شب شعر عاشورا تلاش کرد این کژتابیها را تاب بیاورد و شاید اگر تقارن امتحانهای دانشجویان با شب شعر نبود هرگز کار به تعطیلی عصر شعر دانشجویان و طلاب نمیکشید. هرچند امید روشنی بر سر راه است که در سالهای آتی و با استقبال مجدد دانشجویان این عصر شعر مجددا در دستورکار قرارگیرد.
این اتفاق البته در دوره اخیر سبب شد که حضور شاعران جوان در شب شعر اصلی پرشورتر از هر سال خودنمایی کند و شاید این مهمترین اتفاق و زیباترین نقشی بود که بر بوم شب شعر بیست و ششم بسته شد.
دیگر اتفاق شب شعر بیست و ششم آن بود که پس از سالها، جنس سوژه دوره اخیر با دورههای پیشین متفاوت بود. در سالهای گذشته معمولا یا اشخاص و رابطه ایشان با سالار شهیدان سوژه شب شعر بود یا موقعیتهای خاص زمانی چون «غروب عاشورا» و «اربعین» بهانه سرایش معرفی میشد، اما موضوع شب شعر بیست و ششم بهگونهای متفاوت «امام حسین، آیت شگفت عاشورا» معرفی شده بود. گرچه از همان ابتدا و با سخنان سال گذشته دکتر محمدرضا سنگری تلاش شده بود این موضوع تعریف و تشریح شود و مشخصا تلاوت سر بریده امام بر سر نیزه منظور نظر برگزارکنندگان قلمداد میشد، اما کلیت موضوع سبب تنوع قابل توجهی در آثار شده بود و هرکسی از ظن خود یار شب شعر شده بود. در این بین هم جوانان با بهرهگیری از قدرت تیزبین خود در نازکاندیشی به زوایای کشفناشدهای از شگفتیهای عاشورا سر زده بودند.
در اختتامیه این دوره که مانند سالهای گذشته به طور نمادین افتتاحیه دوره بیست و هفتم نیز نام گرفته بود امام محمد باقر(ع) معصوم خردسال عاشورا موضوع سرایش سال آینده اعلام شد و در ادامه دکتر محمدرضا سنگری به معرفی و تشریح شخصیت این امام همام پرداخت.
اما مهمترین جلوه حضور جوانان در همین نشست نمادین و هیاتی جایی شکل گرفت که جوانان شاعر با تمام ارادت خود به سینهزنی برای امام روزهای کودکی خود پرداختند و طعم گوارای تربت امام را چشیدند تا حلقه غلامی امام را به گوش بیندازند. آزادیتان مبارک عاشقان!
دکتر محمدرضا شالبافان / شاعر و منتقد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم