ـ ممکن است فراموش کنیم که با انسان طرف هستیم، موجودی که مانند ما فکر دارد، نظر دارد، احساس دارد و خواستههایی دارد که میخواهد به آنها توجه شود و انتظار دارد که با وی مانند انسان رفتار شود.
ـ ممکن است نسبت به بار عاطفی کلمات و تاثیر آنها بر مخاطب بیتوجه باشیم و از کلماتی استفاده کنیم که تاثیر ناخوشایند بر مخاطب بگذارد.
ـ ممکن است اعتقادات و نظرهای خود را درست و برحق بدانیم و نظرات طرف مقابل را نادرست و اشتباه تلقی کنیم.
ـ ممکن است در برابر رفتارهای طرف گفتوگو، مقابله به مثل کنیم و اهانت را با اهانت بیشتر و عصبانیت را با عصبانیت بیشتر پاسخ دهیم.
ـ ممکن است به جای پرداختن به موضوع یا مساله، به شخصیت طرف مقابل حمله کنیم و به تحقیر وی بپردازیم.
ـ ممکن است فقط خواستهای خود را دنبال کنیم و خواستها و انتظارات طرف مقابل را نادیده بگیریم یا آن که برای آنها ارزشی قائل نشویم.
ـ یا این که ممکن است گمان کنیم که صحنه گفتوگو یا مذاکره، یک صحنه مبارزه است و باید به هر طریق ممکن از این مبارزه پیروز بیرون بیاییم.
ـ بسیاری از خطاهای ارتباطی ناشی از سوءتفاهم است، این امر در محیطهای مختلف و بویژه خانوادهها شدت بیشتری دارد و میتواند تبعات نامطلوبی به همراه داشته باشد.
ـ گاه در ارتباط نمیتوانیم پیام طرف مقابل را درک کنید و همین امر ما را به اشتباه وا میدارد، وقتی پیام طرف مقابل درک نشود، لاجرم یا ارتباطی برقرار نمیشود یا ارتباط ناقص شکل میگیرد که نوعی خطای ارتباطی است، بنابراین بهتر است در این موارد با توضیح بیشتر به طرف مقابل از تشدید نقص ارتباطی جلوگیری کنیم.
ـ گاهی در ارتباط، محیط بر قراری ارتباط را در نظر نمیگیریم، به عنوان نمونه گاهی لازم است با نزدیکترین شخص به خودمان در محیطهای مختلف از شیوههای ارتباطی متفاوتی استفاده کنید تا از خطاهای ارتباطی جلوگیری شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم