در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به یقین نقش نهادهای آموزشی و خانواده در این میان انکارناپذیر است، اما آنچه مهم تر به نظر میرسد، باور 2 نفری است که خانواده را شکل میدهند. خوب است هر زن و مردی پیش از ازدواج در این مورد با هم گفتوگو کنند و مثل خیلی از موارد که به این اندازه هم مهم نیستند، نظر یکدیگر را بپرسند و بدانند.
به طور معمول در صحبتهای پیش از ازدواج، دختر و پسر به سلیقهها و علایق خود میپردازند و با اعلام آنها سعی میکنند طرف مقابل را با روحیه و آنچه برای هر یک در زندگی مهم است، آشنا کنند، اما گویا روحیه تعارفمآبانه ما ایرانیها اینجا هم دست از سرمان برنمیدارد و بسیاری از این صحبتها به تعارف میگذرد؛ چنان که نکتههای اصلی ناگفته باقی میماند.
اگر برای دخترها و پسرها روشن نباشد در زندگی مشترک چه نقشی برای خود و همسرشان قائل هستند، با آغاز زندگی بتدریج مشکلاتی رخ نشان میدهد که آن هنگام حل کردنش چندان ساده نیست. این موضوع آنجا مهمتر میشود که بدانیم در زندگی، چه زن و چه مرد، نقشهای متفاوتی دارند. زن و مرد پیش از آن که همسر باشند، هر دو انسانند. انسانهایی که فرهنگ خاص و گذشته منحصر به فرد خود را به همراه دارند. آنها در جامعه نیز نقشهای مختلفی دارند، چه به عنوان همکار در محل کار و چه به عنوان فردی از خانواده خود.
مدیریت این روابط، درک هر کدام و میزان زمانی که باید به هر یک اختصاص یابد از آن دست مسائلی است که پیش از ازدواج باید در مورد آنها صحبت شود. خیلی از ما به این دلیل که در طول سالهای تحصیل و در خانواده در این موارد صحبت نمیکنیم و حتی گفتوگو درباره مسائلی از این دست را برنمیتابیم، وقتی با این روی زندگی مواجه میشویم، دچار ترس و نگرانی شده و اغلب صورت مساله را پاک میکنیم. غافل از این که موضوع همچنان به قوت خود باقی است و با روی گرداندن از آن نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم.
تولد دوباره
خیلی از انسانها، آغاز زندگی مشترک را مثل تولدی دوباره میبینند. آنها بر این باورند که برای شروع زندگی مشترک باید خلق و خوهای قدیمی را کنار گذاشت و به قولی خود را از نو نوشت. سلیقهها آنچه دوست داریم و آنچه برایمان ناخوشایند است، روابط اجتماعی و حتی ذائقه و علایق مختلف، پس از ازدواج باید با شرایط جدید سازگار شوند. البته این موضوع بسیار پسندیده و شاید ایدهآل باشد. اما گاهی چنین اتفاقی روی نمیدهد. اینجاست که ما باید برای گفتن و شنیدن آماده باشیم و این آمادگی یکروزه و یکشبه به وجود نمیآید. ما باید برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشیم. باید گفتوگو را تمرین کرده باشم و همین طور پذیرفتن حق برای دیگران را. ما باید آماده باشیم در مواردی از حق خود بگذریم و آنچه را روا میدانیم به خاطر زندگی و همسرمان نادیده بگیریم.
البته معنای این سخن، پاگذاشتن بر آرمانهای فردی و اخلاق اجتماعی نیست، بلکه منظور این است که ما فقط خود را نبینیم و برای طرف مقابل هم حقی قائل باشیم. به این ترتیب میتوانیم آرامتر و راحتتر زندگی کنیم و در فضایی مناسب، چاردیواریای برای زندگی بسازیم که خود و خانوادهمان از بودن در آن و کنار یکدیگر لذت ببریم. در چنین شرایطی میتوان امیدوار بود روابط خانوادگی هر روز مستحکمتر شود و تند بادهای زندگی ریشههای جوان را آسیبپذیر نکند.
خودمان باشیم
یکی از نکتههای مهم در این رابطه آن است که ما سعی نکنیم نقش دیگران یا نقشی را که دوست داریم بازی کنیم. من، من هستم و آن دیگری خود اوست. به همان اندازه که من نمیتوانم مانند او باشم، او هم نمیتواند چون من رفتار کند.
تقلید از رفتار دیگران از بیراهههای خطرناک است؛ سرابی است که ما را گمراه میکند. همیشه سعی کنیم خودمان باشیم و از بازی در نقشهای دیگر بپرهیزیم.
با این کار هم خودمان آسودهتر زندگی میکنیم، هم شریک زندگی ما میداند با چه کسی باید مسیر زندگی را طی کند.
این رفتار در ایجاد شکل صحیح خانه و خانواده و چاردیواری نقش مهمیدارد. آن را فراموش نکنیم.
احمد صولت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: