به بهانه پخش سریال «پنجره» از شبکه 5 سیما

فراز و نشیب جوانی

قدرت‌الله صلح‌میرزایی را بیشتر با فیلم‌های کمدی‌اش می‌شناسیم. حالا با «پنجره» به تلویزیون وارد شده و مقابل مخاطب خود ایستاده است، اما این بار یک ملودرام خانوادگی ـ تربیتی را روایت می‌کند که قرار است دغدغه‌ها و مصائب نخبگان جوان و خانواده‌های آنها را محور داستان‌پردازی خود قرار دهد.
کد خبر: ۴۵۰۹۱۴

فارغ از نقاط ضعف و قوت سریال، این مجموعه را باید یکی از متفاوت‌ترین کارهای صلح‌میرزایی در کارنامه حرفه‌ایش به حساب آورد که لحن، زبان، ساختار و شمایلش نسبت به آثار قبلی او کاملا فرق می‌کند. خود او نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی به این نکته اشاره کرده و گفته است: «این سریال ۹۹ درصد با سایر آثارم فرق دارد و بیشتر جنبه آموزشی و تربیتی دارد. من همیشه دغدغه تعلیم و تربیت داشته‌ام و پیش از فیلمسازی مربی پرورشی بوده‌ام. همواره نسبت به کودکان و نوجوانان دغدغه داشته‌ام و دوست داشتم وارد جریان تعلیم و تربیت شوم. در حقیقت نسبت به حضور در این حوزه احساس کردم که خانواده‌ها باید با موضوعات آموزشی ارتباط برقرار کنند.»

واقعیت این است پرداختن به سوژه‌هایی که به شخصیت‌های علمی‌ و زندگی خاص آنها اختصاص دارد آن هم در یک مجموعه تلویزیونی فی‌نفسه فاقد جذابیت‌های دراماتیکی است و از انعطاف و قابلیت‌های نمایشی کمی ‌برخوردار است. دنیای بظاهر خشک و رسمی‌ که جدیت آن از جذابیتش می‌کاهد معمولا با مخاطبان کمتری ارتباط برقرار می‌کند، به همین دلیل کارگردان این درونمایه را با روایتی دراماتیک به واسطه قصه‌ای پرحادثه و گاه تراژدیک می‌آمیزد تا ازطریق پردازش قابلیت‌های نمایشی اثر به طرح و بیان مفاهیم کلی‌تری بپردازد که در ارتباط با زندگی نخبگان جوان و سویه تربیتی و آموزشی سوژه وجود دارد. قدرت وجوه دراماتیکی این جنس از قصه‌ها به ظرفیت‌های نمایشی و سرگرم‌کنندگی بیشتری نیازمند است تا مخاطب را با قصه همراه و درگیر ماجرا کند.

علی صادق شیرازی به عنوان تهیه‌کننده، زمینه تولید این اثر را بر اساس داستانی از شعله شریعتی فراهم آورده و بازیگرانی چون عبدالرضا اکبری، فریبا کوثری، کامران تفتی، فریبا نادری، مریم سلطانی و سمانه پاکدل همراه تعداد دیگری از بازیگران سینما و تلویزیون ایران در آن نقش‌آفرینی کرده‌اند.

پنجره، روایت بخشی از زندگی یک نابغه ریاضی است و به مشکلات و مسائل خانوادگی او می‌پردازد. شبکه تهران در راستای سیاست‌های رسانه ملی در ارتقای جایگاه علم و فناوری، تولید آثاری از این دست را در دستور کار خود قرار داده، به این امید که بتواند با بهره‌برداری درست از ظرفیت‌های رسانه ملی، نقش خود را در توجه به این پدیده مهم بخوبی ایفا کند.

طی سال‌های گذشته در برنامه‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی و آموزشی، موضوعات تربیتی و اخلاقی مربوط به نوجوانان و جوانان به صورت مستقیم مورد بحث قرار گرفته؛ هرچند سریال نتوانسته همه جا این لحن غیرمستقیم خود را حفظ کند و در برخی سکانس‌ها لحنی گل‌درشت و آمرانه به خود ‌گرفته است.

قهرمان قصه این سریال، پویا، جوانی نخبه و المپیادی است که به دلیل مشکلاتی گرفتار بحرانی می‌شود که زندگی خانوادگی‌اش را دچار آشوب می‌کند. او باید برای رسیدن به آرزو‌هایش، مشکلات موجود را از سر راه بر دارد و مسیر رسیدن به نقطه اوج زندگی‌اش را هموار کند. او با کمک خانواده و معلم پرورشی مدرسه، گام درراهی می‌گذارد که با وجود سختی‌های بسیار، چشم‌انداز روشنی برایش مجسم می‌کند. از آن سو اما برادرش پیمان که در دانشگاه قبول شده با پویا و پدر و مادرش برای ثبت‌نام به آن شهر می‌روند که در یک تصادف، پیمان جان خود را از دست می‌دهد و تعلیق اصلی داستان رقم می‌خورد؛ حادثه‌ای که تا مرز ازهم‌گسستگی خانواده مهندس هدایت (عبدالرضا اکبری) پیش می‌رود و مناسبات عاطفی و خانوادگی وی را دستخوش بحران می‌‌کند. همسرش سارا (فریبا کوثری) او را در این حادثه مصیبت‌بار مقصر می‌داند و حاضر نمی‌شود به خانه شوهرش برگردد.

در واقع سریال روایت یک قصه کاملا عقلانی و اجتماعی را که به مشکلات جوانان نخبه مربوط می‌شود به یک داستان پرسوز و گداز خانوادگی پیوند می‌دهد؛ هرچند چندان چفت و بست نمی‌شود و قصه در هدفی که دنبال می‌کند دچار سردرگمی‌ و نبود انسجام درونی است. باید کمی‌ صبر کرد تا داستان به جلو حرکت کند تا بهتر بتوان درباره این بازنمایی دراماتیکی قضاوت کرد.

از سوی دیگر در پنجره می‌توان قصه‌های دیگری را نیز به موازات خط اصلی داستان ردیابی کرد که از حیث ماهوی نسبت درونی با مفهوم اصلی قصه دارد و آن هم حضور شخصیتی مثل فریبرز (کامران تفتی) است که در دفتر مهندس هدایت کار می‌کند و به واسطه مشکلات و کمبودهایی که درکودکی داشته اکنون به موقعیت کسانی مثل مهندس هدایت و فرزندانش حسادت می‌ورزد و گاه دست به عقده‌گشایی می‌زند. در واقع انتخاب چنین شخصیتی به موازات قهرمان‌های اصلی داستان یک نوع بسترسازی برای بازخوانی عوامل و عناصر تربیتی است که در سرنوشت انسان و دستیابی او به موقعیت‌های علمی ‌و اجتماعی تاثیر می‌گذارد. از سوی دیگر با قصه ازدواج افشین و یاسمین مواجه هستیم که دغدغه بخشی دیگر از جوانان را نمایندگی می‌کند.

به عبارت دیگر، صلح‌میرزایی زندگی چند شخصیت از نسل جوان را به موازات هم به تصویر می‌کشد که هر کدام به دلیل تاثیر محیط خانوادگی و شرایط اجتماعی و خصلت‌های فردی، راهی را در زندگی انتخاب کرده‌اند؛ راهی که تابع شرایط محیطی است. همین مساله به پیام اصلی سریال تبدیل می‌شود و به خانواده تلنگر می‌زند که چگونه شرایط تربیتی در تعیین سرنوشت فرزندانشان تاثیر می‌گذارد و چه خطرها و آسیب‌هایی آنان را تهدید می‌کند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها